Skyscraper large

سه دهه دستاورد اصول گرایی!

see6r5t4- ali jalali علی جلالی

علی جلالی

این روزها و پس از اعلام نام تأیید صلاحیت شدگان انتخابات ریاست جمهوری و پس از رد صلاحیت افرادی همچون هاشمی رفسنجانی و مشایی، رسانه های اصولگرا با انتشار مطالبی در دفاع از این رد صلاحیت ها و به خصوص عدم تأیید هاشمی رفسنجانی، سعی در توجیه این سیاست داشته و به تازگی نیز مشرق نیوز در مطلبی با عنوان “۸ سال ریاست جمهوری هاشمی؛ ۵ سال تورم کمرشکن” تورم نقطه به نقطه طى ۵ سال از هشت سال دولت هاشمی را بالای ۲۰ درصد اعلام کرده و این مطلب را به عنوان دست آویزی برای انتقاد و حمله به هاشمی قرار داده است.

این پایگاه خبری اصولگرا در مطلب خود می نویسد: “تورم بالا، یکی از انتقادات همیشگی به عملکرد دولت هاشمی بوده است. اکثر سیاسیون و اقتصاددانان معمولا برای نقد عملکرد دولت هاشمی به تورم ۵۰ درصدی سال ۱۳۷۴ اشاره می‌کنند. در مقابل، هاشمی برای دفاع از عملکرد خود مدعی است فشار تورمی فقط در یک دوره کوتاه‌مدت چندماهه بوده و دولت او موفق شده بود که این تورم را مهار کند.”

مشرق نیوز در ادامه مطلب خود با اشاره به آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی می افزاید: “ادعای هاشمی در حالی است که آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد طی یک دوره بیش از یک ساله در فاصله سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴، مردم تورم نقطه به نقطه بیش از ۴۰ درصد را تحمل کرده‌اند.”

این پایگاه خبری اصولگرا در بخش دیگری از مطلب خود با اشاره به تورم ۵۰ درصدی در زمان ریاست جمهوری هاشمی می نویسد: “تورم نقطه به نقطه نشان می‌دهد که قیمت کالاها و خدمات مصرفی در ماه موردنظر نسبت به ماه مشابه سال قبل چه مقدار افزایش داشته است. بر اساس آمار بانک مرکزی، از بهمن ۱۳۷۳ تا بهمن ۱۳۷۴ نرخ تورم نقطه به نقطه به بالای ۴۰ درصد رسیده بود و حتی به مرز ۶۰ درصد هم رسید. علاوه بر این، از اردیبهشت ۱۳۷۳ تا فروردین ۱۳۷۵ یعنی در یک دوره ۲۴ ماهه، تورم نقطه به نقطه بالای ۳۰ درصد بوده است. به عبارت دیگر، مردم کشورمان در دولت هاشمی حداقل برای دو سال متوالی، تورم بسیار شدیدی را متحمل شده بودند. البته در ماه‌های قبل و بعد از این بازه زمانی هم نرخ تورم چندان پایین نبوده است.”

مشرق نیوز می افزاید: “اصولا اگر با نگاه رایج اقتصادی بین‌المللی به این موضوع نگاه کنیم – که طبق آن، نرخ تورم بالای ۲۰ درصد، خطرناک توصیف می‌شود- دولت هاشمی از مرداد سال ۱۳۷۰ تا بهمن ۱۳۷۱ به مدت ۱۹ ماه متوالی و مجددا از مرداد ۱۳۷۲ تا آذر ۱۳۷۵ به مدت ۴۱ ماه متوالی، نرخ تورم بالای ۲۰ درصد را به مردم تحمیل کرده بود. بدین ترتیب دولت هاشمی با اتخاذ سیاست‌های نادرست اقتصادی، در دوره هشت ساله آن، عملا ۶۰ ماه (۵ سال) تورم نقطه به نقطه بالای ۲۰ درصد را به مردم تحمیل کرد.”

این گزارش در حالی منتشر می شود که بیش از دو دهه از اتفاقات و سیاست های زمان هاشمی و پایان جنگ و باز سازی کشور گذشته و امروز بر حسب اتفاق و به دلیل نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری ناگهان “یار نزدیک امام و سرمایه نظام” به فردی بی سیاست و تدبیر و اصولگرایی منحرف و مدیرى ناتوان تبدیل شده و تمامی مشکلات آنروزها که تا کنون مورد توافق و حتی سکوت اصولگرایان بوده امروز به عنوان اهرمی برضد وی مطرح می شود.

اگر چه اصولگرایان و همچنین رسانه های وابسته به آنها این روزها بر شدت انتقادات خود علیه دیگر جریان ها و رقبای سیاسی افزوده اند، اما آنچه در تمامی گزارش ها مطرح می شود، اشاره به مشکلاتی است که پیش از این رخ داده و گویی در تمام این مدت، نظام دیگری با سیاست هایی متفاوت بر مسند قدرت بوده و اگر هم اتفاقی افتاده، نظام کنونی در هیچ یک از معادلات سیاسی و اقتصادی آن دوران دخالت و حضوری نداشته است.

در واقع گزارش فوق همچون گزارش هاى دیگر منتشر شده در این طیف از جریان های سیاسی داخل کشور، به گونه ای است که دولت را نهادی مستقل، قدرتمند و حتی برتر از سایر دیگر قوای کشور و نهادهای موجود دانسته و تمامی سیاست ها را نیز حاصل تصمیمات قوه مجریه به تنهایی می دانند.

اگر چه این امر تازگی ندارد و تا کنون نیز بسیاری از دولت های منتصب یا منتخب در نظام جمهورى اسلامی کارکردی همچون تدارکاتچی داشته اند و در تمام دوران ریاست خود تمکین و پیروی خود را از رهبر نظام عنوان و حتی ثابت کرده اند، اما این روزها و بعد ازسه دهه، زمانی که کار نظام به ورشکستگی اقتصادی و بن بست های بزرگ سیاسی رسیده است، جریان اصولگرا بدون بر عهده گرفتن مسوولیت خود در تمامی حوزه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، تمامی تقصیرات را به گردن کسانی می اندازند که به تأیید و تأکید این جریان و رهبر فقیه آن به کار گرفته و منتخب شده اند.

در نهایت باید این نکته را نیز در نظر گرفت که در پیش گرفتن این روش از سوی اصولگرایان دو مورد اساسی را مطرح می کند؛ اول اینکه، دولت ها و افرادی که تا کنون خود را به عنوان خدمتگذار نظام معرفی کرده و در تمامی لحظات بار مسوولیت خواست ها و تمایلات جریانات اصولگرا و همچنین رهبر نظام را بر عهده گرفته اند امروز نه تنها مورد قدردانی قرار نمی گیرند بلکه برای تأمین قدرت آنان نیز مورد حمله واقع شده و قربانی می شوند که این به خودی خود باعث رنجش و ریزش بسیاری از ناظران و هواداران نظام و عدم اطمینان آنان به جریان حاکم و کم شدن وفاداری آنان خواهد بود.

نکته دوم اینکه، مشکلات رهبری و نظام به حدی رسیده که نه تنها دست آوردهای جدیدی نداشته بلکه دست آوردهای گذشته نیز دیگر جزو سرمایه های نظام قرار نمی گیرد و نظامی که نه سرمایه ای برای خود گذاشته و نه دست آورد جدیدی دارد، باید در مورد مسوولیت پذیری آن بازنگری دوباره ای داشت.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large