Skyscraper large

خاطرات و انتخابات (۵): رشد ٨ نامزد با صلاحیت در دامن هاشمی بی صلاحیت

sef654g

مراد ویسی

هاشمی به نیابت از آیت الله خمینی هم فرمانده جنگ بود، هم رییس مجلس و هم معروف بود که نفر دوم کشور است بعد از آیت الله خمینی…اما این هشت نامزد کنونی انتخابات ریاست جمهوری  که می گویند برای رییس جمهور شدن صلاحیت دارند و هاشمی ندارد ، آن موقع رابطه های متفاوتی با هاشمی داشتند: 

محسن رضایى 

رضایی نزدیکترین رابطه را با هاشمی داشت…تقریبا هر روز به هاشمی زنگ می زد و  یا هر چند وقت یکبار به دفنر هاشمی می آمد وگزارش وضع جبهه را می داد،هاشمی عمدتا از وی و فرماندهان زیر دستش حمایت می کرد و مسولیت می خواست اما گاه به رضایی خشم و غضب و خطاب و عتاب هم می کرد. هاشمی  البته مهمترین حامی رضایی بود که رابطه خوبی با حجت الاسلام خامنه ای رییس جمهور وقت نداشت و معروف است که یک بار در مرز عراق حجت الاسلام خامنه ای  را ۲۴ ساعت معطل نگه داشته بود تا از خط به قرارگاه برگردد و با او ملاقات کند. می گویند همان عکسی که محسن رضایی با شلوار کردی همراه برخی رزمندگان ایرانی با حجت الاسلام خامنه ای دیده می شود در همان قرارگاه گرفته شده است 

سال ۶۴محسن رضایی فرمانده کل سپاه  بود و در دیدار با هاشمی  از اینکه حجت الاسلام خامنه ای پشت سر وی با برخی فرماندهان سپاه حلسه گذاشته  و بد او را گفته شاکی  بود . محسن رضایی به هاشمی گلایه می کرد که چرا حجت الاسلام خامنه ای به برخی فرماندهان گفته است به نظر شما چه کسی برای جانشینی محسن رضایی خوب است اما هاشمی به محسن رضایی می گفت  به این حرف ها اعتنا نکن و نگران نباش و بر کار جبهه و جنگ تمرکز داشته باش. این داستان هم از آنجا شروع شده بود که حجت الاسلام خامنه ای اراده کرده بود میر حسین چپ گرا را از نخست وزیر بردارد و تا انجام این کار و جلب موافقت کلی آیت الله خمینی هم رفته بود ولی محسن رضایی به حجت الاسلام خامنه ای رو دست زده بود و به دیدار آیت الله خمینی رفته و به وی گفته بود برکناری میر حسین  روحیه رزمندگان را در جبهه تضعیف می کندو چنین شد که حجت الاسلام خامنه ای از همان روز کینه محسن رضایی را به  دل گرفت و دیگر هیچگاه به او اعتماد نکرد.  

اواخر جنگ سال های ۶۶ و ۶٧  نیز که فرماندهان سپاه  در مباحثات خود به حجت الاسلام خامنه ای فحش و بد و بیراه می گفتند،هاشمی هم که می دید رابطه فرماندهان سپاه با علی خامنه ای خوب نیست به او می گفت شما به  جای سپاه به ارتباط با ارتش ادامه بده که رابطه بهتری با شما دارند. هاشمی حتی این مطلب را در خاطرات خود نیز ذکر کرده و این خاطرات پس از انکه رهبری انها را دیده و تایید کرده چاپ شده است. 

بیشترین ضدیت ها با حجت الاسلام خامنه ای در سپاه پاسداران تهران بود که آن هنگام که سپاه به مناطق کشوری تقسیم شده بود به سپاه منطقه ۱۰ معروف بود.معروف بود که بچه های سپاه منطقه ۱۰ که داوود کریمی فرمانده آن بود رابطه خوبی با حجت الاسلام خامنه ای ندارند….آن موقع سپاه تهران عاشق هاشمی بود اما حجت الاسلام خامنه ای که رهبر شد،هم فرماندهان اصلی سپاه یک به یک برکنار شدند و یا قدرت  و نفوذ خود را از دست دادند  و هم قدیمی  های سپاه منطقه ۱۰  تهران نیز از چشم  حاکمیت افتادند…داوود کریمی زندانی  و حتی شکنجه شد و بعد هم در عزلت درگذشت. 

علی اکبر ولایتی 

ولایتى دیگر نامزد کنونی انتخابات ، در دوران جنگ ضمن اینکه با میر حسین موسوی نخست وزیر ٨ سال دوران جنگ هماهنگ بود اما ترجیح می داد در سطوح بالا  با هاشمی رفسنجانی هماهنگ باشد و به او گزارش دهد اما در موارد خیلی حساس سیاست خارجی ،هاشمی رفسنجانی حتی ولایتی را نیز بازی نمی داد نمونه اش قضیه سفر رابرت مک فارلین مشاور رونالد ریگان رییس جمهوری آمریکا به تهران در سال ۶۵ که اصلا ولایتی در جریان مذاکرات قرار نداشت و هاشمی از طریق فریدون وردی نژاد جانشین وقت اطلاعات سپاه بحث مذاکره با مک فارلین را اداره می کرد.ولایتی آن سال ها کارهایش را با هاشمی  و موسوی هماهنگ می کرد اما احترام حجت الاسلام خامنه ای را که مانند او به جناح اقلیت و راست حکومت تعلق داشت نگه می داشت.   

محمد باقر قالیباف 

قالیباف آن موقع ها در دوره جنگ فرمانده تیپ امام رضا و لشکر ۵ نصر سپاه خراسان بود و از آنجا که هاشمی در فرماندهی جنگ جز موارد نادری مانند عملیات کربلای پنج ،مستقیم با فرماندهان  لشکرها و تیپ هاصحبت و مذاکره ای نمی کرد، قالیباف اصولا در رده ای نبود که طرف ملاقات و مشورت هاشمی باشد.رویه هاشمی این بود که با محسن رضایی فرمانده کل سپاه و سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش و برخی دیگر از فرماندهان سپاه مانند علی شمخانی و یا سرهنگ ترابی رییس حفاظت اطلاعات ارتش  مشورت و مذاکره  راهبردی می کرد و حتی مواردی که هم برای حضور میدانی بیشتر بهستاد جنگ در گلف اهواز و قرارگاه کربلا می رفت افرادی چون غلامعلی رشید و رحیم صفوی و حداکثر برخی فرماندهان قرارگاه ها مانند عزیز جعفری و …طرف مشورت می شدند و نه فردی چون قالیباف که حداکثر ممکن بود در ملاقات های عمومی و تشویقی فرماندهان پایین تر  با هاشمی شرکت کند. 

حسن روحانی 

روحانى اما در ستاد مرکزی جنگ دست راست هاشمی به حساب می آمد و فرمانده کل پدافند کشور. هنگامی هم که در سال های آخر جنگ ، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا به عنوان قرارگاه اصلی جنگ در زیر زمین ساختمان مجلس ایجاد شد ، حسن روحانی رییس ستاد قرارگاه بود و به نیابت از هاشمی رفسنجانی آنجا را اداره می کرد و این همان زمانی بود که همین سرلشکر فیروزآبادی که حالا رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران است در همان زیر زمین مجلس  و در قرارگاه خاتم فقط مسوول رابط پشتیبانی و لجستیک وزارتخانه های دولت با قرارگاه بود و اگر قرارگاه به لودر و بولدزر و کامیون برای جابجایی نیرو و خاکریز زدن نیاز داشت به او می گفتند که برود و از وزارتخانه ها تامین کند و بیاورد 

سعید جلیلى 

در آن ایام سعید جلیلی حدودا بیست و یکی دو ساله بود که اصولا کاری نمی توانست با هاشمی و دفتر هاشمی داشته باشد و  کسی او را نمی شناخت.البته رزمنده ساده ای بود در میدان جنگ و در آنجا در دفاع از وطن نیز جانباز شد 

محمد غرضى 

محمد غرضی اما شناخته شده تر بود و جا افتاده تر…در سال ۶۰ از طرف حجت الاسلام خامنه ای به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی شده بود اما مجلسی که هاشمی رییس آن بود نه به نخست وزیری ولایتی رای داد و نه به نخست وزیری غرضی که هر دو از سوی حجت الاسلام خامنه ای معرفی شده بودند.مجلس میر حسین را می خواست  و او نخست وزیر شد اگر چه میر حسین به توصیه هاشمی، محمد غرضی را وزیر نفت کرد و بعد ها در دولت خود هاشمی هم شد وزیر پست و تلگراف و تلفن . 

غلامعلی حداد عادل 

حداد در آن دوران حداکثر سمتی که داشت معاون وزیر آموزش و پرورش بود و نه بیشتر؛ خودش اهل جبهه نبود و در بین بزرگان کشور جایی نداشت اما برادرش مجید که استاندار کرمانشاه بود جبهه ای بود  و سرانجام نیز در این راه جان داد . 

محمد رضا عارف 

عارف را نمی دانم در آن سال ها آیا اصولا رفت و آمدی با هاشمی داشته یا نه… گمان نمیکنم داشته باشد… 

خود آقا هم که در آن دوران حجت الاسلام خامنه ای بود و بعد  آیت الله نامیده می شد  در دوره جنگ نقشی در فرماندهی نداشت و هاشمی فرمانده جنگ بود .بعد هم که با حمایت هاشمی رهبر شد می رفت دفتر هاشمی رفسنجانی در مجلس تا با او در مورد وظایف رهبری که تازه و به پیشنهاد ولابی  هاشمی به او محول شده بود  مشورت کند…محل ملاقات ها هم دفتر هاشمی رفسنجانی بود در مجلس…همان دفتری که رهبری حجت الاسلام خامنه ای در صبح چهاردهم خرداد در آنجا کلید خورد و شب قبلش پس از قطعی شدن درگذشت ایت الله خمینی،نام حجت الاسلام خامنه ای هم به توصیه و اصرار هاشمی رفسنجانی به عنوان عضو شورای رهبری پیشنهادی قرار گرفته بود  

 و سرانجام از بین منتقدین سرسخت هاشمی در این ایام انتخابات، یک تن را اگر به عنوان نمونه برکشیم  تا رابطه دیروزش  رابا هاشمی  اشاره ای کنیم چنین فردی می تواند علی سعیدی  باشد…همین علی سعیدی که حالا نماینده ولی فقیه در سپاه است و سخن از ضرورت مهندسی انتخابات در سپاه می زندو درآن روزها ی جنگ ،مسوول حفاظت اطلاعات سپاه بود اما مشکل اینجا بود که نه محسن رضایی فرمانده کل سپاه تحویلش می گرفت و نه علی شمخانی قائم مقام فرماندهی کل سپاه  و نه بقیه فرماندهان ارشد…یکی از کارهای هاشمی رفسنجانی در ان ماه ها این شده بود که هر چند وقت یک بار به علی سعیدی وقت ملاقات دهد و  به شکوه و گلایه های او  از فرماندهان سپاه گوش کند…همیشه هم هاشمی به او می گفت سعی کن شما که پشت جبهه هستی با فرماندهان که در جبهه  هستند همسوتر باشی و انها را درک کنی. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large