Skyscraper large

خاطرات و انتخابات (۴): هاشمى و جنتى؛ روزى روزگارى!

6swg4dg

مراد ویسی

دهه ۶٠ بود و هاشمی رفسنجانی دردانه آیت الله خمینی… وقتی در جماران گوشت نذری تقسیم می کردند همه اهل محل می فهمیدندکه هاشمی تهران نیست و جبهه رفته وآیت الله خمینی باز هم گوسفندی نذر کرده تا او به سلامت از جبهه برگردد، کاری که آیت الله تا آخر عمرش برای هیج یک از نزدیکانش نکرد، نه از حکومتی ها و نه از جمارانی ها… 

اوایل دهه ۵٠ نیز که هنوز نه جمهوری اسلامی در کار بود و نه انقلابی در میان ،هاشمی برای آیت الله، دردانه بود….سال ها پیش فرصتی شد و چند ساعتی با یکی از نزدیکان و خواص معمم آیت الله خمینی دردوران تبعید نجف همسفر بودم… فرصت غنیمت شمردم و پرسیدم، آیت الله که به تبعید ١۵ ساله (۱۳۴۳-۱۳۵۷) رفت، فرد مورد اعتمادش در اداره میدانی مبارزات در درون ایران که بود؟ بی اندک تاملی گفت آقای هاشمی. آن قدر که او را قبول داشت هیچ کس دیگر را نداشت .البته اضافه کرد از نظر فکری آقای مطهری را، ولی از نظر اداره مبارزه، هاشمی را که به گفته او منزلتش نزد آیت الله با کسى قابل قیاس نبود… و آن دوران که هاشمی چنین جایگاه و منزلتی نزد آیت الله داشت، حجت الاسلام خامنه ای حتی یک بار نیز منزل آیت الله در نجف نرفته بود وتا آیت الله از پاریس به تهران برنگشت از نزدیک با آیت الله نشست و برخاست نکرده بود، حتی یک بار… 

اما برخلاف حجت الاسلام خامنه ای، شیخ احمد جنتی به آیت الله خمینی نزدیک تر بود گرچه همه می دانستند نه به اندازه ومانند هاشمی….شیخ احمد شاگرد آیت الله خمینی در حوزه علمیه قم در سال های پیش از تبعید و اواخر دهه ٣٠ و اوایل دهه ۴٠ بود..اهل منبر ومبارزه و زندان و تبعید در دفاع از آرمان های انقلابی آیت الله نیز بود، به همین دلیل وقتی انقلاب پیروز شد به حکم آیت الله خمینی عضو شورای نگهبان شد(سال ۵٨) و بعد ها مسوول سازمان تبلیغات اسلامی، اما همان دوران نیز وقتی می خواست کاری را نزد آیت الله خمینی پیش ببرد، هاشمی را واسطه می کرد… وقتی شورای نگهبان در بین عوام به عنوان مجلس روحانیون سنتی غیر انقلابی و طرفدار سرمایه دارها شناخته می شد ، شیخ احمد وقت ملاقات خصوصی با هاشمی می گرفت و از او خواهش می کرد که به آیت الله خمینی نامه بنویسد و از شورای نگهبان دفاع کند(شهریور ۶٠) 

همان ایام تنها جایی که شیخ احمد جنتى، خارج از شورای نگهبان برو بیا داشت،سازمان تبلیغات بود که وقتی می خواست کار خود را پیش ببرد به دیدار هاشمی می شتافت و به او گزارش کار می داد که چنین و چنان کردیم و اوضاع تبلیغات به راه است و البته التماس بودجه بیشتر بعد از گزارش کار به هاشمی (اسفند ۶٠) 

البته تاریخ می گوید این رویه همیشگی شیخ احمد در آن سال ها بوده، هر موقع که دفتر هاشمی عنایتی می کرد وفرصت ملاقاتی با هاشمی برایش دست می داد، هم گزارش کار تبلیغات می داد و هم التماس کمک و توجه بیشتر به شورای نگهبان ، که آن سال ها اعضایش و از جمله شیخ احمد حسرت لطف ویژه آیت الله خمینی به دولت میر حسین را می خوردند و از توپ و تشرهای یکی در میان آیت الله به فقهای شورای نگهبان در امان نبودند و مکدر (اسفند ۶١) 

البته هاشمی نیز خود در آن دوران چنین شان و جایگاهی به نیابت از آیت الله خمینی یافته بود که مستقل از آیت الله ، هم شیخ احمد و شورای نگهبانی ها را مورد تفقد و دلجویی قرار دهد و هم گاه به آنها و به طور خاص به شیخ احمد امر و نهی کند که گیردادن های گاه و بیگاه فقهی شان به مثلا غیر شرعی بودن داوری نهادهای بین المللی غیر مسلمان در مناسبات تجاری کشور، خطرناک است و چنین نگاهی کشور را به بن بست می برد و بهتر است شیخ احمد و دوستانش در شورای نگهبان دست از این رویه بردارند و مته به خشخاش نگذارد(بهمن ۶٣) و البته که شیخ احمد آن دوران ترجیح می داد در عین دلخوری ، به “نصایح شبیه به امر” هاشمی تن دهد که اگر نمی داد ممکن بودهم راه شفاعت هاشمی نزد آیت الله خمینی بسته شود و هم راه لابی و رایزنی برای بودجه بیشتر شورای نگهبان و سازمان تبلیغات. 

در چنین فضایی در سال ۶٣ که اوج قدرت میر حسین و محبوبیتش نزد آیت الله خمینی بود، هاشمی شده بود ملجاء و پناهگاه حجت الاسلام خامنه ای که نخست وزیر ی میر حسین را نمی خواست.شیخ احمد جنتی نیز همراه با سه شیخ دیگر،علی اکبر ناطق نوری و محمد رضا مهدوی کنی و محمد یزدی که می اندیشیدند ارج و منزلتی نزد آیت الله خمینی دارند ، به قصد کرسی نشاندن حرف حجت الاسلام خامنه ای به دیدار او رفتند -اما بی حمایت هاشمی -نتیجه اینکه کاری از پیش نبرد و آیت الله خمینی به نظرات شیخ احمد و دوستانش علیه میر حسین عنایتی نکرد، و بعد ها به کنایه شیخ احمد و دوستانش را مورد خطاب قرار داد که در حالی خواهان رفتن میر حسین هستند که خود عرضه اداره یک نانوایی را ندارند . همین دوران بود که شیخ احمد از هاشمی تقاضا می کرد که توجهش را به شورای نگهبان بیشتر کند و البته هاشمی نیک می دانست تا نظر آیت الله خمینی به میر حسین است ،او نیز نمی تواند کاری برای شیخ احمد و دوستانش در شورای نگهبان انجام دهد، چه رسد به اینکه خود هاشمی نیز در آن دوران بیشتر منتقد احمد جنتی و شورای نگهبانی ها بود و حامی سرسخت میر حسین و دولتش. (دى ۶٣).

سال ۶۶ و ۶٧ کار بر شیخ احمد و دوستانش در شورای نگهبان سخت تر و عتاب و خطاب آیت الله خمینی به شورای نگهبان بیشتر شد و به همان میزان دست محبت کشیدن آیت الله بر سرمیر حسین و دولتش بیشتر .گواهش اینکه هنگامی که احمد جنتی وشورای نگهبانی ها از آیت الله خمینی خواستند اختیارات دولت میر حسین را محدود کند تا احکام اولیه اسلام به خطر نیفتد، آیت الله آب پاکی روی دستان شیخ احمد و همراهانش در شورای نگهبان ریخت و گفت دولت بیش از این نیز اختیار دارد و اگر بخواهد می تواند ، حتی به حکم اضطرار تا مرز تعطیلی احکام اسلام پیش برود . 

در همین دوران کم محلی بود که آیت الله خمینی در انتخابات مجلس سوم نیز نظر وزارت کشور محتشمی پور را بر نظر احمد جنتی وشورای نگهبان ترجیح داد و نظر شورای نگهبان را که خواهان ابطال انتخابات تهران بود رد کرد. 

چند ماه بعد کار چنان بر شیخ احمد سخت و عرصه بر او تنگ شد که هنگامی که هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ و جانشین فرماندهی کل قوا ، او را به عنوان مسوول فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا برگزید،فرماندهان نیروهای مسلح شکایت به دفتر هاشمی رفسنجانی بردند که این احمد جنتی دیگرکیست که او را به ستاد کل آورده ای (شهریور ۶٧) 

تا آیت الله خمینی زنده بود همین بود… هاشمی دردانه آیت الله بود و شیخ احمد جنتی در پی وقت ملاقات از دفتر هاشمی… اما آیت الله که درگذشت و حجت الاسلام آمد، اندک اندک و سال به سال زمانه برگشت… تا به امروز که سرنوشت دردانه آیت الله را به شیخ احمد سپرده اند و شیخ احمد خود در پیرانه سر شده دردانه بیت آقا. 

 


  • سلسله یادداشت هایى از صفحه فیس بوک نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large