Skyscraper large

خاطرات و انتخابات (٢): شکستِ حجت الاسلام

sd9g6548

مراد ویسی

سال ۶۴ بود، اواخرتابستان واوایل پاییز؛ حجت الاسلام خامنه ای رییس جمهور وقت می خواست میر حسین موسوى را از نخست وزیری بردارد؛ آیت الله خمینی می گفت نه، حجت الاسلام خامنه ای دست به دامن هاشمی شد، اما حرف آیت الله خمینى برگشت ناپذیر بود.

محمد یزدی و احمد جنتی و مهدوی کنی و ناطق نوری، چهارتن از دوستان راست گرای حجت الاسلام خامنه ای برای راضی کردن آیت الله به جماران رفتند، اما بازهم گفت نه! میر حسین نماند خیانت است… 

حجت الاسلام شکستی سخت خورده بود… به عنوان آخرین تقاضا به هاشمی رو انداخت که به آیت الله بگو حالا که من میر حسین را نمی خواهم و شما می گویید بماند حداقل از زاویه ولی فقیه به من تکلیف کنید تا او را نخست وزیر بگذارم؛ آیت الله خمینى به هاشمی گفت به او بگو تکلیف هم نمی کنم ،اما باید میر حسین را به عنوان نخست وزیر معرفی کند. 

در جلسه معارفه میر حسین موسوى، حجت الاسلام خامنه اى غیر مستقیم گفت میر حسین نخست وزیر دلخواه من نیست…اما آن روز گویی مجلس فقط میر حسین را می دید و صدای حجت الاسلام را نمی شنید…هاشمی چاره ای اندیشید ونطقی کرد تا حجت الاسلامِ له شده را کمی جمع و جور کند؛ اما آیت الله خمینى از طریق احمد آقا (فرزندش) پیغام داد که از نطق حجت الاسلام خامنه اى راضی نبوده و آن را محصول شیطنت اطرافیانش می داند…. 

هاشمی واسطه شد تا در روزهای بعد آیت الله کمی از حجت الاسلام که بشدت آزرده و افسرده بود دلجویی کند. آیت الله خمینى به خواست هاشمی چنین کرد؛ اما تا چهار سالی که میر حسین بود و مجالس دوم و سوم، گویی کسی حجت الاسلام را نمی دید…

آخرهای کار تصمیم گرفته بود به مشهد برگردد اما عزل “آیت حق” در فروردین ۶٨ و مرگ “آیت الله” در خرداد ۶٨…

 


  • “خاطرات و انتخابات” سلسله یادداشت هاى کوتاهى از مراد ویسى، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسى در صفحه فیس بوک اوست که هر روز در راه دیگر منتشر مى شود. 
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large