Skyscraper large

قبر دو طبقه‌‌ی سینما

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

اولویت نخست این روزهای سینمای ایران، این شده است که فیلم تبلیغاتی کدام کاندیدای ریاست جمهوری را چه کسی می‌سازد و کدام چهره‌های شناخته شده‌ی سینما و سیاست، در این برهه به هم پیوند خورده‌اند. برخی سینمگران در این بین، به مواهب بعدی و بهره‌وری شخصی از این فرآیند می‌اندیشند، برخی اما به کلیت دیگری نظر دارند به نام آینده‌ی سینمای ایران؛ و آن را در قالب تصمیم‌های متعاقبِ رییس جمهورِ انتخاب شونده است که می‌جویند و یقین دارند که اگر این گزینه به جای آن دیگری باشد، در اوضاع سینمای ایران بهبود و یا بالعکس، بد‌بود حاصل می‌آید.

آن‌هایی که به منافع شخصی خود می‌اندیشند را که کنار بگذاریم، می‌ماند همان دسته دوم و البته، آن‌ بخش از دسته دومی‌هایی مورد خطاب این نوشته است، که به اعتلای سینما و نجات آن از وضعیت فعلی فکر می کنند. آن‌ها راه نجات سینما را با قرار گیری فلان کاندیدا در مسند ریاست جمهوری است که باور می‌کنند و به همین جهت، سعی در ساخت فیلم تبلیغاتی برای آن کاندیدا می‌کنند تا یاری شود و بر مسند بنشیند.

سینمای ایران، هنوز بعد از گذشت ۳۵ سال از پیروزی انقلاب، دولتی‌ ست. این دولتی بودن، در هر ۲ بخش تولید-تهیه و تفکریِ آن جریان دارد. در بخش تولید و تهیه، هنوز که هنوز است سرمایه‌ی دولت حرف اول را می‌زند و به جز اندک تهیه کنندگانی که بدون نیاز به پول و امکانات دولتی، اقدام به تهیه کنندگی کرده و از آن سود‌بریِ مناسب می‌کنند، بقیه هنوز دلخوش به وام‌ها یا کمک‌های بلاعوض این نهاد و آن مجموعه از توابع دولت هستند. در بخش دیگر نیز، که همان موضوع و محتوای فیلم‌هاست، ساخت هرگونه فیلمی باید به اجازه‌ی دولت باشد و علاوه بر موضوعاتی که تابو هستند و اجازه‌ی پرداختن به آن‌ها وجود ندارد، سایر موضوعات نیز باید چندین بار ویرایش و پالایش ارزشی و ممیزی شوند تا امکان ساخت و نمایش بیابند. آخرین نمونه از این دست، شرایط “کمال تبریزی” ست که خود قبلا نیز در ساخت فیلم تبلیغاتی برای یکی از کاندیداهای سابق و فعلی همکاری داشته و اکنون خبر رسیده که برای گرفتن مجوز برای ساخت یک فِیلم سینمایی با سوژه‌ی قبر ۲ طبقه، برای ششمین بار راهی وزارت ارشاد شده است تا اصلاحیه‌های جدید را دریابد.

ایران، یکی از معدود کشورهایی ست در جهان، که با وجود دارا بودن رقم قابل ملاحظه ای از تولیدات سینمایی در سال، هنوز که هنوز است سینمایش از شر دولت خلاصی نیافته و در هر دو زمینه ی تئوریک و تجارتی، متکی به آن است. این در حالی ست که  در دهه‌های اخیر، دولت‌های مختلفی با دیدگاه های متفاوتی در زمینه ی هنر، در کشور بر سر کار آمده‌اند که قاعدتا می‌باید خروجیِ کاملا متفاوتی در همه‌ی زمینه‌ها می‌داشتند. این دولت‌ها همان‌قدر که گاه مانند دولت فعلی مورد انزجار بسیاری از اهالی سینما قرار داشته‌اند، در گاهِ دولتِ دیگر، بسیار هم تحبیب شده‌اند، اما محصول عمل در کلیت آن، نه رهایی از دولت در بخش صنعت و تجارتی سینما بوده و نه در بخشِ هنری محتواییِ آن.

بسیاری از سینماگران، این روزها ساخت فیلم‌های مستند تبلیغاتی برای کاندیداها را تدارک می‌بینند و بسیاری‌شان نیت خیر دارند تا سینما را از شرایط بحرانیِ فعلی خارج سازند، اما در این بین هنوز هیچ مطالبه‌ی صرفا سینمایی‌ای شفاف نشده است و کار، مانند همان همیشه از حد همراهی کردن و منتظر نشستن برای دیدن این‌که فرد منتخب چه می خواهد بکند، فراتر نمی رود. بعد از انتخابات نیز، اوضاع “سینمای دولتی” شبیه همان سوژه ی سناریوی جدید کمال تبریزی می شود. می‌شود داستان “قبر ۲ طبقه‌ای که مردی برای همسر مرحومه‌اش خریده تا بعدا خود نیز در آن طبقه‌ی خالی دفن شود؛ اما اشتباه می شود و مرد دیگری را در آن به خاک می‌سپارند”. حالا بیا و درست‌اش کن. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large