Skyscraper large

درباره مستند تبلیغاتی، انتخاباتی

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

رسم است در ایران، وقتی فیلمی سینمایی به نمایش در می‌آید که موضع سیاسیِ خاصی را تبلیغ می‌کند، این‌گونه نیست که له یا علیه “تمامی” عوامل آن فیلم، واکنش‌های عظیم نشان داده ‌شود، بلکه معمولا این صرفا بخش‌ی از عوامل هستند که مورد حب یا لعنِ بیننده‌گانِ صاحب موضع، قرار می‌گیرند. عوامل محبوب یا ملعون، معمولا “بازیگران” هستند که در قالب ایفای نقش‌های مطلوب یا منفورِ مردم، سبب‌ِ برانگیختنِ واکنش مستقیمِ آنان نسبت به خویش می‌شوند و البته سوابق نشان می‌دهد که کارگردان و نویسنده‌ی اثر نیز در سهم‌بَری از این قضیه، عموما هم ردیفِ بازیگران بوده‌اند. آخرین نمونه‌ی همه‌گیر از چنین واکنش‌هایی، در جریان ساخت و اکران فیلم “قلاده‌های طلا” روی داد. از همان زمان که روشن شد سازندگانِ این فیلم قرار است روی‌دادهای خیابانی جنبش سبز و آسیب دیده‌گان این واقعه را منتسب به بیگانگان کرده و عوامل حکومت را کم‌تقصیر بدانند، موج منفی بزرگی علیه عواملِ خاصی از این فیلم به وجود آمد. سهم انتقادها و دشنام‌ها و …، البته بیش‌تر نصیب کسانی شد که قرار بود نقش‌های موجود در فیلم نامه را بازی کنند، حتی کارگردان و تهیه کننده‌ی این فیلم که صاحب فکر اصلی و تأمین کننده ی امکانات برای ساخت آن محسوب می شوند نیز، به اندازه ی بازیگران، مورد عتابِ مردمانِ عام و خاص قرار نداشتند. 

فیلم های داستانی و سینمایی را، به سبب آن‌که روایت زندگیِ انسان‌ها در آن صورت می‌گیرد، انسان‌ها یعنی همان “بازیگران” هستند که جان می‌دهند. آن‌ها چون راوی اند و مقابل دوربین قرار دارند، بیش‌تر به چشم می‌آیند و همین می‌شود که گناه یا خیرِ پنداشته‌شده در اذهان مردم، بیش‌تر به پای آنها‌ست که نوشته می‌شود. اما حقیقت ماجرا آن است که یک بازیگر، در جان دادن به مفهوم موجود در فیلم، همان‌قدر مفید یا مقصر است که مثلا یک صدا گذار، که با توانایی تکنیکی خویش، صدای او و سایر عناصر فیلم را تنظیم می‌کند تا در جانِ تماشاچی بنشیند. در این بین، سهمی اگر زیادتر باشد، همان سهم طراحان و مولفان و کارگردانان آثار است که سببِ شکل گرفتنِ ایده‌ی فیلم و دنبال کردنِ آن و به ثمر نشاندن‌ش شده‌اند و سعی کرده‌اند تا یک جهان بینیِ نهادینه شده در فیلم را به بیینده انتقال دهند.  

مستند‌سازی، سهم مولف را در قیاس با ساخت آثار سینمایی نیز بیش‌تر می کند؛ چرا که گرچه عموما مستند‌ها برای ضبط و نمایش وقایع و حقایق ساخته می شوند، اما این زاویه‌ی دید مولف است که به اثر، هویت می‌بخشد و این به خصوص در مستند‌های پرتره و اجتماعی و سیاسی و …، قابلیت تاثیرگذاریِ بیش‌تری را دارد. 

مستند‌های “تبلیغاتی” را اما نمی‌توان حتی در رسته‌ی مستندهای شبه واقع‌گرایِ پرتره نیز قلمداد کرد. چون که این مستندها صرفا در جهت تبلیغ برای یک شخص، موسسه، حکومت و از این دست، ساخته می‌شوند. یعنی آن‌ها سعی دارند با نمایشِ بخشی از واقعیت –حتی گاهی هم غیر واقعی-، تماشاگر را به قضاوتی در مورد سوژه برسانند که مثبت باشد. برای رسیدن به این نتیجه، عموما از احساساتِ تماشاگر نیز بهره‌گیری می‌شود و تدوین و صدا و نور و رنگ و … نیز، در خدمتِ این سانتی‌مانتالیسم، درمی‌آیند. 

مستند‌های تبلیغاتی کاندیداهای انتخاباتِ ریاست جمهوری، آماده‌ی ساخت هستند و تقریبا تمامی توافق‌ها برای همه‌ی کاندیدا‌ها صورت گرفته است. غرض از پرداخت به این مبحث، آن است که اظهار امیدواری شود از آن‌که: کارگردانان و تهیه کننده‌گانی که در حال ورود به این مهم هستند، حتما خودشان خوب می‌دانند که نسبت به تک‌تک پلان‌هایی که در این فیلم‌ها معرفِ کاندیداها هستند و در روح و روان بیننده گان تأثیر می‌گذارند، مسئول‌اند. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large