Skyscraper large

فراتر از یک انتخابات

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

ورود علی اکبر هاشمی رفسنجانی و از سوی دیگر اسفندیار رحیم مشایی به عرصه انتخابات یکی از آرام ترین انتخابات پیش بینی شده در ساختار جمهوری اسلامی را به شاید پیچیده ترین آنها بدل کرد. این انتخابات از چند سو و برای اضلاع درگیر در آن دارای ویژگی های منحصر به فردی شده است.

مروری بر ادوار انتخابات برگزار شده نشان می دهد از سال ۱۳۷۶ به این سو انتخابات به صورت دوگانه های آری و نه مطرح شده است. سید محمد خاتمی در مقابل علی اکبر ناطق نوری به عنوان نماینده ی مردم و نظام قرار می گیرد، محمود احمدی نژاد در مقابل علی اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده ی ساده زیستی و سرمایه داری صف بندی می کند و میر حسین موسوی نیز در مقابل محمود احمدی نژاد به عنوان احیا گر اصلاحات در مقابل تمدید گفتمان غالب به شکل های مختلف این دوگانه ها را تشکیل دادند. نیروهای انحلال طلب نیز با همین دوگانه ها آرمان های خود را در صورت این افراد نمایش دادند و دوگانه نماینده ی نظام و غیر نظام را تقویت کردند حال آنکه هرگز هیچکدام از این نامزدهای انتخاباتی در برنامه های خود موازینی خارج از چهارچوب های نظام بیان نکرده بودند.

این دوگانه ها در این انتخابات تا به امروز چهره ای چندگانه به خود گرفته است. با توجه به این نکته فضای کشور از یک سو درگیر گفتمانی است که ۸ سال محمود احمدی نژاد آن را تولید کرده است و بررسی کارنامه اقتصادی- سیاسی و اجتماعی آن فرصت دیگری را می طلبد و از سوی دیگر گفتمان جریان سنتی در جامعه با گفتمان احمدی نژاد ( کسی که ۴ سال پیش تمام امکانات خود را برای دفاع از او بسیج کرده بود)  امروز مخالفت می کند اما از ضلع دیگر جریان را اصلاح طلبانی تشکیل می دهند که امیدهای بازگشت به قدرت و احیای اصلاحات را در هاشمی رفسنجانی می بینند.

این ۳ گفتمان غالب ( جدا از نیروهایی که به این سه جریان وابستگی ندارند ) امروز توانسته اند خواسته یا ناخواسته حماسه سیاسی مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی را تامین کنند به نحوی که تنها بخشی از جامعه را درگیر مساله عدم شرکت می کند و تمام گفتمان های درون نظام را درگیر انتخابات کرده است. از سوی دیگر شاید بتوان مهترین بخش از مزایای حضور هاشمی رفسنجانی را در همان روز ثبت نام یافت، زمانیکه شعارهایی با نام میرحسین موسوی دوباره شنیده می شد، شعارهایی که می تواند در فضای انتخاباتی به بازتولید شبکه های اجتماعی بیانجامد و شبکه هایی که نه در حمایت از شخص هاشمی رفسنجانی که در پناه کمپین های او و برای طرح مطالبات شکل خواهد گرفت.

هاشمی رفسنجانی بر خلاف بسیاری از تحلیل ها، مسیر آسانی را پیش روی ندارد، او به صورت سنتی سهمی از آرا را همراه خود دارد، رایی که از اولین دوره ی ریاست جمهوری اش تا حتی دور اول انتخابات سال ۸۴ بدون هیچ حاشیه ای به نام او به صندوق ها ریخته می شود، از سوی دیگر بخشی از رای اصلاح طلبان که به طور مشخص بخش بزرگی از آنها در دور دوم انتخابات سال ۸۴ نیز به او رای داده بودند را نیز با خود دارد اما همین میزان در سال ۸۴ به فریاد او نیامد و نشان می دهد که او برای تضمین پیروزی خود نیاز به آراء خاموش، گفتمان راست سنتی و بخشی از بدنه ی جنبش سبز را که اصلاح طلبی حاکمیت محور را پیروی نکرده و مطالبات مشخصی را مطرح می کنند را با خود همراه کند. او در این مسیر با ۲ محور نزدیک به بیت رهبری ( که احتمالا در قالب سعید جلیلی و یا به احتمال ضعیف از یکی از ائتلاف ۱+۲ ) به پیش خواهند آمد و از سوی دیگر با اسفندیار رحیم مشایی روبرو می شود که با پشتوانه ی دولت می تواند با انجام یک سری اقدامات منجمله افزایش پرداختی یارانه های نقدی و یا فروش سهام عدالت به نوعی رای ها را بخصوص در مناطق کم درآمد به نفع خود تغییر دهد.

امروز حضور سید محمد خاتمی، علی اکبر ناطق نوری و علی مطهری در کنار هاشمی رفسنجانی به او کمک می کند تا این مسیر را با بال های قوی تری طی کند و نکته ی مهم دیگر ادبیاتی خواهد بود که او و یارانش این روزها استفاده خواهند کرد تا رای خاموش جامعه را به نفع خود بیدار کرده و به پای صندوق های رای بکشاند.

این ادبیات البته در چهره ی معاونان، مشاوران و اعضای ستاد انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نمایان خواهد شد، صورتی که در حد انتظار از او به عنوان یک چهره ی عملگرا و محافظه کار بررسی می شود و با انتصاب افرادی چون نجفی، ربیعی و انصاری نشان داه است که به جد خواهان درگیر نمودن اکثر جریان های اصلاح طلب است اما هنوز این چهره بوی مدیران دهه ی هفتاد را می دهد و نشانی از جوانی در آن دیده نمی شود.

از سوی دیگر همه و همه باید به این مهم توجه داشته باشند که صیانت از تک تک آراء هاشمی رفسنجانی نه دفاع از او که دفاع از حقی خواهد بود که در سال ۸۸ خونین بر زمین ریخت و وظیفه ی ماست که نه فقط به ۲۴ خرداد که به شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۲ بیاندیشیم، اگر پیروزی از آن اصلاح طلبانی شد که امروز از هاشمی رفسنجانی حمایت می کنند، از آن دفاع کنند و اگر باز هم تقلب شد، دیگر بار به خدا سپرده نشود تا در قیامت بررسی شود.

 این نکته بسیار ضروری می نماید که ما همواره به یاد داشته باشیم که بسیاری از ما مسیری را ۴ سال است با هم پیموده ایم و راه سبز امید را با تنی رنجور، اما زنده نگاه داشتیم.

 یادمان باشد که درست پس از تایید انتخابات سال ۸۸ توسط شورای نگهبان بود که میر حسین موسوی در بیانیه ای اشاره می کند: “در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مساله انتخابات مساله شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شده مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم”.

او نزدیک به ۳ ماه پس از کودتای انتخاباتی می گوید: “ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند”.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large