Skyscraper large

وزیر فرهنگ مطلوب هاشمی کیست؟

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

“خاتمی”، از دولت “میرحسین”، کابینه‌نشین ماند و ایام وزارتش کشید تا به دوران صدارت “هاشمی رفسنجانی”. او “وزیر فرهنگ و ارشادِ” دولتی بود که گرچه “سید علی خامنه ای” را با عنوان “ریاست جمهوری” بالای سرِ خود می‌دید؛ اما گردآوری کابینه و هدایت آن، در اصل توسط “میرحسین موسوی” بود که “نخست‌ وزیر” بود و همه نیز می‌دیدند که اعتبارِ آن نخست‌ وزیر در نزد رهبرِ وقت یعنی “سید روح‌الله خمینی”، از رییس جمهورِ وقت نیز بیش‌تر می‌نمود. مرگ آیت‌الله خمینی و صعود حجت‌الاسلام خامنه‌ای به جایگاه قیودت ملت، هم‌زمان شد با تغییر قانون‌اساسی و امحای مقام “نخست وزیری” در قانون. هاشمی رفسنجانی، با انتخابات ۶۸ شد رییس یک دولتِ بی‌ نخست‌وزیر. او خاتمی را در همان مقام پیشین ابقاء کرد و ۲ سالی گذشت تا بیم‌دادن های خامنه‌ایِ رهبر که اینک آیت‌الله شده بود، به گوش رسد. او “تهاجم فرهنگی دشمن” را هر روز به رخ ارشاد نشینان که در رأس‌شان خاتمی نشسته بود، می‌کشید و از توطئه‌ی فرهنگی غربیان می‌گفت و مسئولان را بدان جهت بازخواست می‌کرد. 

 ”مخملباف” از “توبه نصوح” به “نوبت عاشقی” رسیده بود و فشارها بر خاتمی که به “تهاجم فرهنگیِ” مورد ادعای رهبر اعتنا نداشت، بیش می‌شد. اندکی آزادیِ فرهنگی و رسانه‌ای که پدید آمده بود، رهبر و مدیرانش را به تخطئه‌ی بیش از پیشِ خاتمی وامی‌داشت. “رفسنجانی” در مقام رییس آن جمهوریِ در حالِ پوست‌اندازیِ فرهنگی، بر ماندنِ وزیرِ خویش اصرار نکرد و سیدمحمد خاتمی به سال ۷۰، از دولت کنار رفت. عنان کار، به “علی لاریجانی” سپرده شد که مورد وثوق ایت الله خامنه‌ای بود و همین وثوق، او را از همان‌جا به کابینه‌ی دومِ هاشمی رفسنجانی و سپس، تا به ریاست یکی از حساس‌ترین پُست‌های نظام، یعنی “ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران”، رساند. 

هاشمی که با یک وزیر ارشادِ معممِ آزادی‌خواه و اندکی متمایل به اندیشه‌ی چپِ روشنفکری شروع کرده بود، پس از گسیل علی لاریجانی به دستگاه صدا و سیما، “مصطفی میرسلیم”ی را برجای او نهاد که از راست‌ترین و بنیاد‌ی‌اندیش‌ترین جبهه‌ی سیاسی آن روزگار می‌آمد. مهندس میرسلیمِ مزین به پیراهن بدون یقه و افکارِ برگرفته از تندروان “حزب موتلفه اسلامی”، ارشاد را به محل حضور معاونینی همچون “عزت الله ضرغامی” که در بخش سینمایی فعالیت می‌کرد، بدل ساخت، که در سخت‌گیری و ممیزیِ آثار، گوی سبقت را از تندروهای بر مصدرکار در اوایل پیروزیِ انقلاب نیز ربوده بودند. تمامی بخش‌ها از کتاب و ادبیات گرفته تا به موسیقی نیز، دچار شرایطی مشابه شدند. این فضا، بود و ماند، تا پایان صدارت هاشمی در دولت. 

خاتمی که رییسِ جمهوریِ تازه برخاسته‌ی سال ۷۶ شد، وزارت ارشاد را با “عطاءلله مهاجرانی” که به فراهم آوردن امکان بیشینه‌‌ای از “فضای باز فرهنگی” و “تضارب آرا” و “تساهل و تسامح فرهنگی” می‌اندیشید و بعد مجبور به استعفا شد، آغاز کرد. او اما سپس آن مقام را به مدت ۵ سال در دول هفتم و هشتم به “احمد مسجد جامعی”‌ای سپرد که گرچه بعدها مثلا در بخش سینما به حمایت از “مارمولک” کمال تبریزی برخاست و در وصفش نگاشت، ولی در دوران وزارتش، بسیار بودند همچون “آینه” و “طلای سرخ” جعفر پناهی و “جزیره ‌آهنی” محمد رسول‌اُف و “سگ‌های ولگرد” مرضیه مشکینی و “خواب تلخ” محسن امیریوسفی و …، که توقیف شدند. بازهم، فشارهایی که از سمت رهبر نظام و اطرافیانش بر مجموعه‌ی ارشاد وارد شده بود، بر آن استعفا و این انتخابِ دوم، تأثیر فراوان داشتند. 

هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری در سال ۹۲ کاندیدا شده و از “جبران خرابی” و “بازگرداندن اوضاع مملکت به آن‌جایی که چندین سال پیش بوده”، سخن می‌گوید. با این سخنان، همه به سرعت به دنبال معادل سازی برای شرایط اقتصادی و سیاست جهانی و … می‌روند و خبر از جست‌وجو برای یافتنِ معادل شده‌ی “فرهنگی و هنری” در میان نیست. این در حالی‌ست که سوی توجه عمده‌ای از منتقدان و معترضان به اوضاع برقرار در این سال‌ها، نابه‌سامانی اوضاع فرهنگی، هنری بوده است که ارتباط پیوسته‌ای با مقوله‌ی “آزادی بیان” دارد.

در این بین، باید به سمت طرح این سوال پیش رفت که برنامه‌ی هاشمی رفسنجانی در مقولات یادشده چیست و وزیر مطلوب وی برای وزارتخانه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی، که خواهد بود؟ او که شروع به هوادارگیری از سمت چپ هواداران خاتمی تا سوی راستِ ناطق نوری کرده، این گزینه را از کدام طیف برخواهدگزید؟ وزیری همچون خودِ خاتمی خواهد داشت؟ یا وزیری از جنس میرسلیم؟ در صورت روی دادن اتفاقات بعدی و عیب‌جویی رهبر بر وزیرِ منتخب، وی در مقام رییس منتخبِ یک جمهوری، تا چه میزان بر ماندنِ آن وزیر اصرار خواهد کرد و …؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large