Skyscraper large

سردار سازندگی؛ اقبال و انکار!

see6r5t4- ali jalali علی جلالی

علی جلالی

سرانجام معروفترین چهره سیاست پس از انقلاب سال ۵٧ حاضر شد تا علی رغم مشکلات فراوانی که با آن روبرو است پا به میدان انتخابات گذاشته و به گفته خود برای نجات کشور از وضع موجود اقدامی لازم را انجام دهد. چهره ای که در جوامع بین المللى حتی از خود رهبری نظام شناخته شده تر و معتبرتر است. اگرچه این اقدام از همان ابتدا چنان پر سرو صدا بود که تقریبا اردوگاه اصولگرایان و حامیان ولایت فقیه را به هم ریخت. 

اما حضور این مرد پر سابقه چه مقدار مى تواند موثر باشد و آیا سردار سازندگی این بار هم می تواند همچون سابق دست به سازندگی ویرانه ها بزند و این شأن را حفظ کند؟ 

بی شک شرایط فعلی، راهی جز حضور یک فرد معتبر، مدیر و متمایل به عقلانیت سیاسی با گرایشات سازندگی و تغییر را ایجاب نمی کند. اما موجودیت این فرد یا افراد در نظام کنونى کشور تا چه حد امکان پذیر بوده یا هست؟ بسیاری بر این عقیده اند که با رجوع به تاریخ سه دهه گذشته و تأثیر گذاری و همچنین اقتدار سیاسی در میان رهبران و مدیران گذشته، شاید بتوان بر روی فردی مانند هاشمی حساب باز کرد تا در شرایطی که بستر هیچ تغییر و تحول بنیادین در جامعه وجود ندارد و تنها تغییر شرایط از رأس هرم سیاسی امکان پذیر است، با ورود و مدیریت خود وضع موجود و تنش های حاصله از دو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد را بهبود بخشیده و خطرات پیش رو را به حداقل ممکن کاهش دهد. 

اگر چه سردار سازندگی پیش از این، چه از سوی اصولگرایان و چه از سوی منتقدان نظام مورد حمله و سرزنش بوده و زوایای پنهان بسیاری در مدت مدیریت وی بر حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشور وجود داشته، اما کمتر کسی است که در حال حاضر و با توجه به بضاعت سیاسی و همچنین تأثیر گذاری نیروهای موجود، چه اوپوزیسیون و چه پوزیسیون کشور بر لزوم حضور وی در صحنه سیاست تأکید نداشته باشد. 

اما همانطور که شرایط کشور تغییرات بسیاری داشته و حتی برخی از مدیران سابق و سیاستمداران قدیمی، اصلاحات و تغییر در شرایط موجود را ضرورى دانسته و خود نیز دستخوش اصلاحاتی هر چند کم و زیاد شده اند، بنا بر شواهد بسیارى می توان امید داشت که هاشمی هم دچار چنینی تغییراتی در مواضع و دیدگاه های سیاسی و اعتقادی خود به ولایت فقیه و نظام اسلامی ایران شده باشد و در سایه خواست عمومی به حدی از درک و فهم سیاسی متفاوت رسیده و خواستار تغییرات گسترده در سیاست های داخلی و خارجی کشور باشد. 

جمعی بر این عقیده اند که حضور هاشمى در روزهای پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ و سخنرانی در خطبه نماز جمعه، طرفداری ضمنی از موسوی و کروبی، انتقاد از سرکوبها و همچنین مورد حمله قرار گرفتن از سوی اصولگرایان وابسته به رهبری و واکنش های متقابل انجام گرفته از سوی وی، شاهدى کافى براى اصلاح طلبی و تغییرپذیری اوست. 

همچنین هستند بسیاری که این نوع دیدگاه را ساده لوحانه خوانده و معتقدند که، سردار سازندگی مردی زیرک و سیاست مداری کار کشته است که با موضع گیری های وقت و بی وقت خود، کار را بر منتقدان خود سخت کرده و به موقع لزوم، سیاست خود را برای حفظ قدرت به شکلی مردم فریب تغییر خواهد داد. 

به هر حال چه این نظریات درست و چه نادرست باشند آنچه در شرایط فعلی ایجاب می کند، حضور فردی است که بتواند با توجه به تهدیدات خارجی و مشکلات و ویرانی های اقتصادی این هشت سال گذشته، شرایط را به نحوی به سوی اصلاحات تازه عوض کرده و راه سازندگی دوباره را در پیش بگیرد؛ سازندگی که ممکن است یک دهه ریاضت های سخت را به همراه داشته باشد. یک دهه تا شاید شرایط به زمان اصلاحات برگشته و چه از نظر داخلی و چه از نظر خارجی تغییرات جدی را در بر گیرد. 

امروز این نکته قابل توجه است که سردار سازندگی، امروز از سوی همسنگران سابق خود و وفاداران به رهبر نظام طرد شده است. سرداری که حضورش با توجه به سن بالا، از سوی اصولگرایان حرمتى ندارد و حتی همسنگران سابق همچون ولایتی با اشاره به ورود وی چنان به دستپاچگی افتاده اند که  به تفرقه اصولگرایان هشدار داده و اظهار داشته که نمى گذارند “آنهایی که با رهبری نظام زاویه دارند امور کشور را به دست بگیرند”. 

این حملات از سمت و سوی رسانه های اصولگرا به حدی بالاست که کار حتی با فحاشی سیاسی نیز رسیده و رسانه های وابسته به سپاه و جریان رادیکال اصولگرا همچون رجا نیوز، از واژه “سلیطه گری سیاسی” استفاده کرده و با حمله به هاشمی، وی را در صف اصلاح طلبان، منحرفین و فتنه قرار داده است. 

روز گذشته سایت خبری رجا نیوز در مطلبی با عنوان “سلیطه گری سیاسی” در خصوص هاشمی رفسنجانی با قرار دادن وی در کنار سران جنبش سبز)معترض به انتخابات( و همچنین جریان انحرافی )هوادار دولت( نوشت: “اوج پدیده سلیطه‌گری سیاسی در رقابت‌های سال ۸۸ رخ داد. بدگویی‌ها و هرزه‌زبانی‌ها در اردوکشی خیابانی به اوج خود رسید و دشمن در همین بستر، یک جنگ نرم تمام عیار را به ملت تحمیل کرد. عده‌ای رسما به سربازگیری دشمن پاسخ دادند و از خیمه انقلاب بیرون رفتند و هنوز در خیمه دشمن مشغول بدزبانی و بدگویی هستند.” 

از سوی دیگر نیز شریعتمداری در سرمقاله خود با نام “ماشاءالله حزب الله” با حمله به هاشمی نوشت: ” بعد از ثبت‌نام آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌‌جمهوری یازدهم، که متأسفانه در قاب مشترک اصحاب فتنه و حلقه انحرافی صورت پذیرفت، رسانه‌ها و مقامات خارجی و دنباله‌های داخلی آنها در اقدامی هماهنگ و مانند دهها مورد مشابه دیگر، صدا به هلهله بلند کردند و صفحات اول روزنامه‌ها و خروجی سایت‌ها را از این توهم انباشتند که چه نشسته‌اید؟! کار نظام و انقلاب تمام شد! و حزب‌الله می‌رود که خانه‌نشینی پیشه کند!” 

شریعتمداری در مطلب خود به وضوح حضور سردار پیر و با سابقه صحنه سیاست ایران را خطری برای حزب الله و نظام دانسته و با حمله به او این حضور را فریب دشمنانی همچون آمریکا و اسراییل می داند. 

با توجه به حساسیت های موجود و واکنش های طرف اصولگرا در بازار رقابت انتخاباتی و حد مرزهای شدیدی که از سوی هواداران رهبری مشخص شده، این نکته را به اذهان عمومی وارد می کند که شاید حضور هاشمی، حضوری بیش از رقابت برای ریاست جمهوری باشد، چرا که حملات کیهان و رسانه های اصولگرا به وی و سابقه مخالفت های جریان انحرافی با او، همه و همه بر این نکته تأیید و تأکید دارد که بازگشت چنین سردار با سابقه ای که حتی دِین سنگینی نیز بر دوش رهبری نظام دارد، شاید تاوان سنگینی به قیمت تغییرات کلان و بزرگ در سطوح مختلف سیاسی کشور داشته باشد. 

در نهایت تا به امروز خبرها فقط از ثبت نام وی حکایت دارد. اینکه سردار سازندگی از فیلترهای سخت، تأیید صلاحیت، مهندسی انتخابات و آشفته بازار انتخاباتی گذشته و رأی بیاورد، خود حکایتی است که مهار آنها مسئولیت پذیرى بیشتر روزنامه نگاران و فعالان سیاسى را نیز مى طلبد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large