Skyscraper large

حذف انفرادی از قانون جدید؛ ضامن اجرایش کیست و چیست؟

s654rzer

مژگان مدرس علوم

طی روزهای آینده اعمال مجازات سلول انفرادی با ابلاغ قانون مجازات اسلامی جدید برای زندانیان، غیرقانونی خواهد شد. پس از تایید این قانون از سوی شورای نگهبان، توسط رییس مجلس به دولت ابلاغ شده و تا ۱۵ روز دیگر، رییس‌جمهوری باید آن را ابلاغ کند تا اجرایی شود.

به گفته محمد علی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، چون در قانون جدید مجازات اسلامی چیزی به عنوان حبس انفرادی نداریم، پس به محض ابلاغ قانون جدید، اعمال مجازات انفرادی برای زندانیان غیرقانونی می‌شود. چه فردی که به طور مستقیم دستور نگهداری متهمی در سلول انفرادی را بدهد و چه فردی که زندانی را در انفرادی نگه دارد، تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد.

در آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها هیچ موضوعی برای گذراندن مدت بازداشت یا حبس در سلول انفرادی پیش‌بینی نشده است، فقط یک استثنا مربوط به تخلفات انضباطی زندانیان داخل بند زندان است.

براین اساس،  در آخرین بند ماده ۱٧۵ آیین‌نامه داخلی زندان‌ها، نگهداری زندانی بی‌انضباط و متخلف در واحدهای تک‌نفره، حداکثر تا بیست روز با نظر شورای انضباطی زندان که قاضی ناظر نیز عضوی از آن است، مجاز شناخته شده اما اجرای همین استثناء با توجه به فتوای رهبری منتفی است.

رهبری در فتوایی به شورای نگهبان حبس در سلول انفرادی را مصداق شکنجه دانسته است. اسفنایی با اشاره بر این فتوی می گوید که بخاطر همین فتوی، اگر حکمی مبنی بر این صادر شود، مصداق عملی غیرقانونی است.

حذف زندان انفرادی پس از انقلاب

در آیین‌نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور (مصوب ۱۳۸۴/۹/۲۰) در تعریف زندان آمده‌است: زندان محلی است که در آن محکومانی که حکم آنان قطعی شده‌است با معرفی مقامات قضایی صلاحیت‌دار قضایی و قانونی برای مدت معین یا به طور دایم به منظور تحمل کیفر، با هدف حرفه‌آموزی، بازپروری و بازسازگاری نگهداری می‌شوند.

اصل ۳۸ قانون اساسی، اعمال هرگونه شکنجه علیه متهم برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع کرده است.

اما آنچه همواره مورد انتقاد مدافعین حقوق بشر بوده است وجود سلول های انفرادی در زندان های ایران است که کماکان از آن برای تحت فشار قرار دادن روانی متهمین برای اخذ اقرار مورد استفاده قرار می گیرد. این در حالی است که پس از انقلاب مسئولان قضایی مدعی هستند که زندان انفرادی به عنوان مجازات برای متهمین در قوانین حذف شده است.

برخی از بندهای زندان اوین از جمله بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰زیر نظر قوه قضائیه نبوده و تحت اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی که از آنها به عنوان گردانندگان نهادهای موازی اطلاعاتی و امنیتی نام برده شده، است. در این بازداشتگاه های مخفی، نیروهای امنیتی با قدرت اجرایی فروان و خارج از روندهای قانونی به بازجویی از بازداشت شدگان می پردازند. بند دو الف نیز زیر نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بازداشتگاههای غیرقانونی دیگر است.

شماری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی در سال های اخیر، شخصا بازداشت های طولانی مدت در سلول های انفرادی این بندها را تجربه کرده اند و در شرح این نوع از شکنجه افشاگری کرده اند.

رجبعلی مزروعی، در این زمینه اعلام کرده است که می تواند بیش از ده نفر را به عنوان گواه در هر محکمه صالحه و علنی که تشکیل شود، حاضر به شهادت کند که در قلب تهران زندانی با سلول‌های انفرادی برخلاف همه قوانین و مقررات وجود دارد که حدود یک الی سه ماه آنها را در آنجا زندانی کرده‌اند.

ابهام در قانون مجازات اسلامی جدید

قانون مجازات اسلامی جدید هنوز اجرایی نشده و باید دید آیا برای این مسئله ضمانت اجرایی وجود خواهد داشت تا صادر کنندگان حکم سلول انفرادی مورد تعقیب قرار گیرند.

حقوقدانان معتقدند که در قانون اساسی و قوانین عادی، شکنجه متهم، ممنوع اعلام شده و اطلاق قانون معروف به رعایت حقوق شهروندی، شکنجه غیربدنی را نیز دربرمی‌گیرد. بنابراین اظهاراتی ‌که افراد در مقام پاسخگویی به مقامات قضایی، پس از مدتی توقف بر سلول انفرادی می‌کنند، فاقد اعتبار است.

یکی از توجیهاتی که قاضی برای نگهداری زندانی در انفرادی می آورد این است که مقام قضایی که مسئول تحقیق است، می‌تواند متهم را به مدت محدود از ارتباط مستقیم با سایر افراد منع کند. اما حقوقدانان می گویند: چنین دستوری اولا، باید با توجه به نوع اتهام قابل توجیه باشد. ثانیا، چون خواه ناخواه چنین دستوری با صدور قرار بازداشت ملازمه دارد، ناچار باید مقید به مدت محدود و تجدید‌نظر و بازنگری آن مشمول ضوابط قرار بازداشت باشد. ثالثا، با فرض اینکه مورد، اقتضای صدور قرار بازداشت را داشته باشد و با فرض اینکه نوع اتهام، جدا کردن متهم از سایر زندانیان را به نوعی تجویز کند، قطعا نباید شرایط نگهداری و زیست متهم، غیرمتعارف و ناراحت‌کننده باشد. رابعا، به این نکته توجه شود که اظهارات متهم بعد از چند روز نگهداری در چنین وضعیتی می‌تواند اعتبار قضایی و ارزش اثباتی خود را از دست بدهد.

بدین ترتیب، اگر دستگیری متهمان و احضار آنان به بازپرسی آنچنان که ماده ۱۲۴ آیین دادرسی کیفری مقرر داشته، پس از گردآوری دلایل و حصول اطمینان نسبی، از توجه اتهام به آنان باشد، قطعا مواردی نظیر بازداشت موقت و به ویژه زندانی کردن متهم در سلول‌های انفرادی لازم نخواهد بود.

در هر حال مطابق با قانون مجازات اسلامی جدید نگهداری زندانیان در سلول‌های انفرادی ممنوع است و به گفته مقامات قضایی کسی که حکم انفرادی برای زندانی صادر کرده، تحت تعقیب قانونی قرار می‌گیرد؛ به‌شرطی که مدعی بتواند ثابت کند که در زندان انفرادی نگهداری می‌شده است.

اما نکته قابل تامل این است که در این قانون جدید مشخص نگردیده است که زندانی چگونه باید اثبات کند که در سلول انفرادی نگهداری شده است. زیرا از یک سو، نگهداری در زندان انفرادی یکی از شکنجه های روانی است که نشانه فیزیکی که نشان دهنده اعمال شکنجه باشد، بر جای نمی ماند. از سوی دیگر مسئولین قضایی مدعی هستند که از زمان آیت‌الله شاهرودی که دستور دادند تمام سلول‌های انفرادی تخریب شود دیگر سلول انفرادی در ایران وجود ندارد.

خودسانسوری ناشی از شکنجه سفید

در سلول انفرادی که از آن با عنوان شکنجه سفید نام برده می شود، زندانی در خلاء مطلق بدون ملاقات با خانواده، دسترسی به وکیل، تلفن، روزنامه، کتاب نگهداری می گردد. تنها ارتباط زندانی با بازجو است که اطلاعات غلط به او می دهد از جمله اینکه اعضای خانواده اش را دستگیر کرده اند یا پدر و مادرش در بیمارستان یا فوت کرده اند و ….

دکتر مریم رسولیان، روانپزشک با تاکید بر اینکه سلول انفرادی شکنجه سفید محسوب می شود، معتقد است که مهمترین مسئله در شکنجه سفید، بازجویی و شرایط آن است. معمولا بازجویی به دو منظور صورت می گیرد: یکی استخراج اطلاعات و دیگری، ایجاد تغییر در تفکر زندانی یا شستشوی مغزی. در نوع اول بازجویی، زندانی تحت فشار قرار می گیرد، اما به میزانی که اطلاعات دقیق، ریز و صحیح مورد نیاز باشد. زندانی باید در شرایطی قرار گیرد که انسجام تفکرش حفظ شود و خطاهای ذهنی او کاهش یابد. در نوع دوم بازجویی، مسئله برعکس نوع اول است و بازجویی، با روشهای سوال مکرر، بحث و جدل ،تهدید، تلقین یا مرام آموزی، تشویق، خشونت و . . .انجام می گیرد.

هدف اصلی این نوع بازجویی، تسریع شکستن ارزشهای زندانی و تشویق او به جایگزینی نظام جدید ارزشی است. در این روش، بازجو در نقش دوست و دشمن، ظاهر می شود و فقط وقتی فشارها کاهش می یابد که این تضاد در جهت دوست شدن با بازجو به معنی پذیرش سیستم ارزشی او حل شود. در این بازجویی های طولانی، خسته کننده با سوالات تکراری در مورد یک موضوع و عدم پذیرش گفته های زندانی و باز تکرار و تکرار و تکرار آن سوالات و بحث، فرد تحت فشار قرار می گیرد. همچنین، جهت دادن به تضادهای درونی زندانی و تاکید و بزرگ کردن اختلافها و تضادهای مطرح در زندگی وی، مد نظر است. در روند این بازجویی ها، قدرت نقادی و مقاومت زندانی ضعیف شده و به تدریج آماده پذیرش تلقین ها می گردد.

اگرچه کلیه آثار شکنجه هرگز برطرف نمی شود. اما تغییر سیستم ارزشی و باورهای جدید، ناپایدارند و هر چه این تغییر در شرایط بسته تر اتفاق افتاده باشد با تغییر محیط سریعتر و زودتر عوض می شود. علامتی که پایدار می ماند احساس بی انگیزه شدن و کنار گذاشتن فعالیتهایی است که منجر به دستگیری فرد شده است. معمولاً یکی از اهداف اساسی سیستم عامل شکنجه هم ، ساکت و بی تفاوت نمودن افراد است.

در جامعه ای که اینگونه شکنجه ها اعمال می شود، اگر چه تعداد معدودی درگیر مقوله شکنجه می شوند، اما آثار اعمال شکنجه به دلیل ایجاد فضای روانی و اختلال در آزادی و امنیت اجتماعی، کل جامعه را دربر می گیرد و حاصل این عمل، خودسانسوری است. ضمن اینکه ضررهای خودسانسوری از سانسور و محدودیتهای اجتماعی فرهنگی اعمال شده توسط حکومت بیشتر است چرا که در خودسانسوری، خلاقیت از بین می رود و فکر و اندیشه جدید تولید نمی شود و در نتیجه جامعه دچار رکود می گردد. در چنین جامعه ای، طبیعی است که زمینه برای رشد انواع فسادها و انحرافات و ناهنجاری های اجتماعی مهیاتر و فراهم تراست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large