Skyscraper large

نجات حکومت یا ملت؟

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

1- دیروز، در ساعاتی که شور و هیجان آخرین ساعات ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری، فضای اینترنتی و اخبار خبرگزاری‌ها را تحت شعاع قرار داده‌بود، خبری منتشر شد که لا‌به‌لای آن شور، به چشم نیامد؛ گرچه در اصل، با فضای انتخابات بی‌ربط نبود. “مشاور حقوقی سازمان سینمایی کشور”، خبر‌داد که «هفته آینده، حکم قضایی ۲۵ تن از مستند‌سازان ایرانی، که با شبکه خبررسانی “بی بی سی” همکاری کرده بودند، صادر خواهد شد». او همان سینماگر‌انی را می‌گوید که یک‌سال و اندی پیش، بعد از پخش فیلم “خط و نشان رهبر” از این شبکه، «به جرم همکاری با یک شبکه معاند» مدتی را دستگیر و سپس رها شده‌بودند. جرمِ آن‌ها، نه ساختِ فیلمِ برشمرده، بلکه بسیاری‌شان را به سبب آن دستگیر کرده بودند که فیلم‌های کوتاه یا مستندِ قبلا ساخته شده خود را به آن شبکه فروخته و در ازای‌ش پول دریافت کرده بودند.

۲- “هاشمی” با وجود زاویه‌ای که اکنون میان وی و رهبر جمهوری اسلامی برقرار است، وارد کارزار ریاست جمهوری شده. او زمانی پیش‌تر، که بیش‌تر به “رفسنجانی” موسوم بود، کسی به قرابت میان وی و آیت الله خامنه‌ای تردید نداشت. قرابت، بعد از تغییر جایگاه رفسنجانی رییس مجلس، به هاشمیِ رفسنجانیِ رییس جمهور و سپس هاشمیِ رییس مجمع تشخیص مصلحت بود، که زاویه‌دار شد، از ۵ درجه، تا به نزدیکی‌های ۱۸۰ رسید.

۳- بینا‌بینِ همان دورانی که آیات‌الله، هاشمی رفسنجانی و خامنه‌ای، این سیر را می‌پیمودند، حجت الاسلام “سید محمد خاتمی” از وزارت، تا ریاست دولت را رفت و خیل بزرگی از ملت را با اصلاحات انجام شده، یا راکد مانده خویش، همراه کرد. در دوران ریاست وی بر وزارت‌خانه‌ ارشاد یا بر تمامی دولت، گشایشی چشم‌گیر در اوضاع آزادی بیان پدید‌آمد و خروجی‌های‌ش در رسانه‌ها و هنرها و …، پدیدارشد.

۴- همان دورانی که خاتمی بر مصدر بالاترین مقام اجرایی کشور قرار گرفت و آزادی‌های افکاری و گفتاری بسیاری پدید آمد، علاوه بر محدودیت‌های درخفیه‌ مانده‌ای که در دستگاه‌های ارشادی دولتی صورت می‌گرفت (موضوعِ این بحث نیست)، قوه‌ای بود با نام “قضاییه”، که هرچه دولت می‌کاشت، او شُخم می‌زد. نهادهای زیر مجموعه قضایی کشور، به انحاء مختلف، راه‌های گشوده دولت، در زمینه آزادی بیان و فضای نقد حاکمیت را می‌بستند و در گفتاری، “تفکیک قوای” جمهوری اسلامی ایران را به رخ می‌کشیدند. تفکیک‌قوایی که رأس نشینِ یکی از آن‌ها که در عمل، قوی‌تر از همه نشان می‌داد (قوه قضاییه)، مستقیما به فرمان رهبر نظام، منتصب می‌شد.

۵- رأس نشینِ قوه‌ای که در عمل، قوی‌تر و تعیین کننده‌تر از سایر قواست و می‌تواند سرنوشت افراد و مجموعه‌های متبوعشان را رقم بزند و از ممنوع‌الفعالیتی گرفته تا زندان را برای‌شان معین سازد، هم‌چنان مستقیما به فرمان رهبر منتصب می‌شود؛ همان گونه که تمامی اجزای رو به پایین این قوه نیز، به گاهِ میعاد، جز در خدمت مطامع اول‌شخصِ نظام، قرار ندارند. این قوه، همان است که وقتی یک شب، شبکه خبری انگلیسی، مستند “خط و نشان رهبر” که در مورد آیت الله خامنه‌ای ساخته شده را پخش می‌کند، می‌تواند به یک‌باره، تعداد بسیاری از مستندسازان شناخته شده ی کشور را دستگیر کند. می تواند همان‌ها را که هیچ ربطی به آن فیلم نداشته اند، به خاطر پخش دیگر آثارشان از این شبکه، یک‌سال و اندی بعد به دادگاه فراخواند. تا هشداری مستقیم باشد برای خودشان؛ و هشداری غیر مستقیم باشد برای آن‌هایی که می‌خواهند در هنر و رسانه و هر آن‌چه از این دست در زیر مجموعه نظامِ کنونی، زاویه‌گیریِ حتی چند درجه‌ای خود با نظام -که در رهبر خلاصه می‌شود- را نشان دهند.

۶- هاشمی، به میدان آمده و در همان روایت‌های ابتدایی چنین همراهش کرده‌اند که برای “نجات” آمده. در به‌ترین حالتی که ممکن است اتفاق بیفتد، او می‌تواند ریاست قوه مجریه را در اختیار بگیرد. اما سایر قوا، همان‌اند که بودند. همان‌اند که سال‌ها پیش، وقتی سید محمد خاتمی به میدان آمد و ماند، بودند. چه بسا، مشکل‌زاتر از آن روزگار. اهالی مجلس، اکثریت قریب به اتفاق‌شان، ثناگوی رهبر شده‌اند و تکلیف قوه قضاییه نیز از روزگار پیشین هم، روشن‌تر است. این سوای قدرت‌های پنهان نظام، هم‌چون نظامیان است که گرداننده بسیاری از میدان‌ها هستند. حال، این را اهالی رسانه و فعالان سیاسی که به دنبال برقراری آزادی بیان هستند، باید پرداخت کنند و بگویند که مراد از آن نجاتی که وی و همراهان از آن سخن می‌گویند چیست؟ آیا نجات “صِرف دستگاه دولت” از دست‌های احمدی نژاد است، که با در دست‌گیری ریاست جمهوری حاصل می‌شود؛ یا این‌که مراد، مجموعه‌ی نظام و ابزارهای قدرتی‌ست، که همه می‌دانند در دستِ کیست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large