Skyscraper large

دمی سکوت، به احترام فرهنگ

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

دشوار است دیدن این‌که: از جمله‌ ناسنجیده‌ترین جملات و بی‌حساب و کتاب‌ترین عبارات ادا شونده از سوی مقام‌های دولتی، این روزها در گفتار کسی یافت شود که خود، متولی “فرهنگ” یک مملکت است. سخت‌تر از آن، این‌که: تکرار مکرر این فرهنگ “بی‌ در و پیکری” و “هرچه‌خواهی گویی”، سبب شده تا هم مردمانی که خود را صاحب یک پشتوانه‌ی عظیم فرهنگی می‌دانند و هم حتی اهالی کنونی فرهنگ نیز، حساسیت‌شان نسبت به این رویه‌ی گسترده شده، کاهش یافته و برای‌شان مهم نباشد که فلانی چه ادعا دارد و آن یک، چه‌ می‌پراکند. روزهایی می‌آمدند و می‌گذشتند که محمود احمدی‌نژاد در قامت رییس یک دولت و نماینده‌ی یک ملت، در این‌جا و آن‌جای مجامع جهانی و داخلی ، سخنانی را با واژه‌گان و ادبیاتی نامناسب، اظهار می‌کرد که شگفتی بسیاری از ایرانیان را برمی‌انگیخت. آن شگفتی امّا آن‌قدر تکرار و سپس بی‌واکنش شد، که اکنون “وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران” که باید به عنوان صاحب “امر فرهنگ” این ملت، خردمندانه و مستدل‌تر از همه‌ی وزرا و حکمای حاضر سخن بگوید، می‌گوید:

«نمایشگاه بین المللی تهران، بزرگ‌ترین روی‌داد فرهنگی جهان است». او، یک مقام فرهنگی این دیار، به صراحتِ تمام، “دروغ” می‌گوید.

او که دروغ بگوید و ادعایی بی‌حساب و کتاب داشته باشد، آن‌وقت معاون “فرهنگی”‌‌ وی که “علی اسماعیلی” باشد و به جای نشستن بر مسند سابق “امنیتی‌” اش، در جایگاه “ریاست بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب” نشسته باشد هم، مجاب می‌شود که همان سیره در پیش گیرد. در نتیجه، وقتی همه‌ی بازدیدکننده‌گان و غرفه‌داران و کارشناسان و موافقان و مخالفان دولت و نماینده‌گان و اصحاب رسانه و …، بر عدم استقبال مردم از نمایشگاه امسال، صحه گذارند و آمار بازدید کننده‌ها را “کاهش یافته” اعلام کنند، وی بیاید و بگوید:

«جمعیت بازدیدکنندگان از نمایشگاه کم نبوده. مجموعه‌ای از افراد که کارشان شمارش بازدیدکننده‌گان است، در درهای ورودی افراد را سرشماری می‌کنند، اما به دلیل این‌که امسال ۳۰‌هزار متر به فضای نمایشگاه اضافه شده و بخش بین‌الملل نیز به خارج از مصلا منتقل شده است، تراکم جمعیت کم‌تر به چشم می‌آید». او معاون فرهنگی همان وزیرِ فرهنگ است.

این منطقِ بی‌حساب‌گویی که از بالا گسترده شده، بازهم در یک مرحله پایین‌تر، چنان می‌شود که وقتی خبر می‌رسد: «مشتاقان کتاب، به سبب گرانی‌های بی‌حد و حصر و نیز، افزایش قیمت ارز، از خرید کتاب‌های خارجی بازمانده‌اند و میزان فروش این کتاب‌ها، نسبت به سال قبل، ۵۰ درصد کاهش داشته است»؛ آن‌گاه “رییس بخش بین الملل نمایشگاه کتاب” از این میزانِ یاد‌شده اظهار خوشحالی کند و بگوید:

 «حقیقتا من آمار فروش را ندارم؛ اما توقع فروشِ خیلی پایین‌تر از این را داشتیم و اگر کاهش فروش در این حد است، باید اظهار خوشبختی کنیم». او “محمد رضا وصفی”، چه راست و از دل می‌گوید؛ چه از سر سُخره و آزار؛ به همان سیاق می‌گوید، که بالادستی‌هایش.

 در طی گذار از همین طریق، “محمد جعفر محمد زاده” که “معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزیر فرهنگ و ارشاد” است، به میدان چنین‌گوییِ فرهنگی وارد می‌شود و آن می‌گوید که لابد دیگر انتظار می‌رود تا بگوید. امسال، همه اتفاق‌نظر داشتند که گرانی کاغذ، قیمت کتاب‌های داخلی را نیز به شکل چشم‌گیری افزایش داده. حال، انگار که سبب جای دیگری‌ست و او و هم‌قطاران فرهنگی و ارشادی اش، سهمی در افزایش قیمت کاغذ و کتاب و ایجاد آشفته‌بازار نداشته‌اند، چنین اظهار می‌کند:

«امسال، ضمن بازدید از نمایشگاه، فقط ۵ کتاب خریدم. کتاب‌ها در نمایشگاه امسال “گران” بود و بیش از نمی‌شد خرید کرد».

در طی همین روزهای برگزاری نمایشگاه و حاکم بودن شرایطی هم‌چون کم‌شمار بودن بازدید کننده و کاهش رقم فروش و افزایش ممیزی و سخت‌گیری بر کتاب‌هایی که قرار بوده در نمایشگاه عرضه شوند، “عباس مقتدایی” سخنگوی “کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی” خبر داده:

«روز دوشنبه، به دلیل “وضعیت کاغذ” در صحن علنی مجلس به وزیر ارشاد و وزیر صنعت تذکر داده شد، که مشابه این تذکر امروز در صحن علنی به رییس جمهور داده می‌شود».

تذکر برای وضعیت کاغذ و بهای نابه‌سامان آن به این رییس دولت و آن وزیر فرهنگی‌ای که به دروغ، نمایشگاه کتاب را “بزرگترین روی‌داد فرهنگی دنیا” می‌خواند، چه حاصل؟ شاید به‌تر است که تذکر ندهید و سوال و مواخذه نکنید، نه آن‌ها و نه سایر اذناب فرهنگی‌شان را. خواهش‌شان کنید که این ایام باقی‌مانده تا پایان فعالیت دولت دهم را لااقل اندکی “سکوت” کنند. دمی سکوت، به احترام فرهنگ. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large