Skyscraper large

اصلاح‌طلبان و شطرنج انتخابات

s5df55d-مهدی ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

تنها چند روز تا آغاز ثبت‌نام نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری دور یازدهم باقی مانده و حضور ملموس و تعدد کاندیداهای احتمالی وضعیت این انتخابات را از روال معمول و گذشته که در دو طیف اصول‌گرا و اصلاح‌طلب خلاصه می‌شد، خارج کرده است.

حضور گروه‌هایی زیر پرچم اصول‌گرایی که هریک ساز جداگانه‌ای کوک می‌کنند و اعلام آمادگی جریانی با عنوان انحرافی، نشان از عزم سیاسیون برای رسیدن به ساختمان سفید رنگ پاستور است، اما در این میان هنوز طیف اصلاح‌طلب تکلیفش را مشخص نکرده است؛ زیرا بر اساس اخبار منتشره آمدن سید محمد خاتمی پرچمدار اصلاحات در کشور تتقریبا غیر ممکن است و وی تمایلی برای نامزدی در این دور انتخابات را ندارد.

اصلاح‌طلبان با پیروزی در انتخابات ۲ خرداد ۷۶ با ریاست جمهوری سید محمد خاتمی توانستند وارد عرصه حاکمیت شوند و پس از آن، اکثریت مجلس ششم و نخستین شورای شهر تهران را نیز به دست آوردند، اما انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری در سال ۸۴ ، خروج کامل این جریان را از قدرت در پی داشت و آنها قبل از آن‌هم در انتخابات شورای شهر دوم شکست خوردند و در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی با ردصلاحیت گسترده کنار گذاشته شدند.

در حال حاضر اصلاح‌طلبان اسب خود را برای رسیدن به پاستور زین کرده‌ ولی ابزار آنرا مهیا نکرده‌اند، واقعیت این است که آن‌ها سودای بازگشت به قدرت کرده‌اند، اصلاح‌طلبان سال‌هاست نه در پاستور و نه در مجلس روزگار خوشی ندارند و امیدوارند بار دیگر حضور در قدرت سیاسی کشور را با وارد شدن خاتمی به عرصه رقابت‌های انتخاباتی و تأیید صلاحیت وی، تجربه کرده و پروژه ناتمام اصلاحات سیاسی در درون نظام را دنبال کنند.

خاتمی به شدت از سوی گروه‌های اصلاح‌طلب تحت فشار است تا کاندیدا شود و گویی همه چیز به او بستگی دارد، با این حال رییس‌جمهور پیشین ایران تاکنون بارها تأکید کرده است که شرایط برای حضور وی مهیا نیست. “نامزدی در انتخابات، دو نتیجه بیشتر ندارد؛ رویارویی تمام عیار با مرکز ثقل قدرت و یا تن دادن به رذائل اخلاقی و من تن به رذیلت نخواهم داد”، جمله‌ای منتسب به خاتمی است که در محافل سیاسی نقل شده و به نظر می‌رسد با وجود چراغ سبز رهبر، باعث گردیده خاتمی عطای حضور را به لقایش ببخشد.

بدون هیچ شک و تردیدی خاتمی سنگین‌ترین وزنه و مهم‌ترین فرد در این جناح محسوب می‌شود که می‌توانست با حضورش بسیاری از معادله‌ها را تغییر دهد، اما افراد دیگری نیز از طیف اصلاح‌طلبان برای پوشیدن خرقه ریاست جمهوری آینده ایران اعلام آمادگی کرده‌اند ولی زیر سایه آمدن یا نیامدن خاتمی قرار دارند.

افرادی نظیر محمدرضا عارف(معاون اول خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری، عضو کنونی شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)؛ حسین کمالی( دوازده سال وزیر کار در کابینه‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی، نماینده سه دور مجلس و دبیر کل کنونی حزب اسلامی کار)؛ مصطفی کواکبیان(نماینده دور هشتم مجلس و دبیر کنونی حزب مردم‌سالاری)؛ محمد‌ شریعتمداری( وزیر بازرگانی در دولت خاتمی)؛ محمدعلی نجفی( وزیر آموزش و پرورش دولت هاشمی رفسنجانی، رییس سازمان برنامه و بودجه در دولت خاتمی، عضو شورای شهر تهران ‌در سال ۱۳۸۵)؛ مسعود پزشکیان(وزیر بهداشت دولت خاتمی و نماینده دور هشتم مجلس)؛ محمد جواد اطاعت( نماینده دور ششم مجلس) تاکنون به صورت غیر رسمی حضور خود را برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اعلام کرده‌اند.

البته در این میان افرادی نیز داوطلب ریاست‌جمهوری دور یازدهم هستند که دارای موقعیت خاصی از نظر نزدیکی به جریان اصلاح طلبی دارند، که می‌توان به اکبر هاشمی رفسنجانی( رییس جمهور اسبق ایران و رییس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) و حسن روحانی(شانزده سال دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری) اشاره کرد.

اما وجه مشترکی که بین این چهره‌ها واضح و ملموس است این است که آنها نیم نگاهی به آمدن یا نیامدن خانمی دارند که در صورت کاندیداتوری وی کناره گیری خواهند کرد.

البته در این میان بحث هاشمی رفسنجانی کمی فرق می‌کند، هرچند وی تا کنون رضایت خود را برای حضور در این صحنه اعلام نکرده است، ولی نباید فراموش کرد که وی از آغازین روز انقلاب ۵۷ تا کنون جزو سران حکومت اسلامی ایران بوده است و در مناسب ریاست مجلس و جمهور از پایه‌گذاران اصلی سیاست‌های نظام محسوب می‌شود، هرچند پس از انتخابات ۸۴ از جرگه اطرافیان رهبر خارج شده و دیگر خامنه‌ای اقبالی به وی ندارد.

هرچند هاشمی در دوران افول قدرت خویش به سر می‌برد ولی هنوز یکی از قدرت‌مندان سیاسی کشور به حساب می‌آید که در برخی زمینه‌ها نظیر داشتن پایگاه در میان اصول‌گرایان سنتی و مراجع تقلید بسیار برتر از خاتمی است و هر چند توسط خامنه‌ای به حاشیه رانده شده، اما باز هم از سوی وی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب و دیدارهایی منظم با رهبر کنونی ایران دارد.

اصلاح‌طلبان با تمام معایبی که حضور هاشمی در عرصه کاندیداتوری ریاست جمهوری دارد، معتقدند در صورت نیامدن خاتمی، اجماع حداکثری حول هاشمی رفسنجانی را به مصلحت دانسته و آن را تنها راه برون رفت از بن‌بست کنونی می‌دانند.

از سوی دیگر بسیاری از داوطلبان اصول‌گرا صریحا حضور هاشمی و خاتمی را در انتخابات یک اشتباه سیاسی از سوی آنها اعلام و آنها را از حضور احتمالی در این عرصه منع می‌نمایند، تا جایی که حتی حداد عادل کاندیدای اصول‌گرای ائتلاف پیشرفت می‌گوید: اگر هم سن هاشمی بودم کاندید نمی‌شدم.

بسیار واضح است هاشمی دشمنان قسم خورده‌ای دارد که در صورت اعلام کاندیداتوری وی، علیه او و خانواده اش به طور یک‌پارچه بسیج خواهند شد، خاندان هاشمی در بخش مهمی از مردم به فساد اقتصادی و ثروت بادآورده شهرت یافته‌اند که این مساله بازهم دستاویز هجمه و افشاگری اصول‌گرایان تندرو حامی رهبر بر ضد وی می‌شود؛ به طور مثال اعلام زمان محاکمه‌ مهدی هاشمی در ۱۵ اردیبهشت، بخشی از پروژه‌ مقابله‌ با نامزدی هاشمی است که کاندیداتوری یا عدم کاندیداتوری وی، سرنوشت بسیار متفاوتی برای این دادگاه رقم خواهد زد.

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت‌ماه، با حمله به هاشمی رفسنجانی، وی را متهم کرد که در ناآرامی‌های موسوم به “فتنه ۸۸″ دست داشته و گفته است: کسی که خود را پیشگوی حوادث ۸۸ عنوان می‌کند و می‌گوید “من گفتم، من بیانیه دادم” در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است.

بدون هیچ شک و تردید این گونه موضع‌گیری‌ها در خصوص هاشمی رفسنجانی بخشی از تخریب سازمان یافته‌ای است که کلید آن از رقابت‌های انتخاباتی سال ۸۴ زده شده و تاکنون ادامه داشته است.

با این وجود اصلاح‌طلبان اگر حتی بتوانند نسبت به معرفی کاندیدا اقدام کنند، آن قدر در میان‌شان چند دستگی وجود دارد تا به یک کاندیدای واحد نرسند و در این میان خطر رد صلاحیت نیز آنها را تهدید می‌کند؛ رد صلاحیتی که نه بر مبنای واقعیت، بلکه بر اساس خواست رهبر و جناح تندرو حاکم بر کشور صورت خواهد گرفت.

به عنوان مثال آیت الله مصباح‌یزدی لیدر جبهه پایداری و از روحانیون تندرو نظام قاطعانه اعلام می‌کند که سران اصلاح‌طلب قطعا در انتخابات ریاست‌جمهوری رد صلاحیت خواهند شد و می‌گوید: “امروز اصلاح‌طلبان  در میان مردم جایی ندارند و به دنبال این هستند که چه کسی را انتخاب کنند که رد صلاحیت نشوند، از این رو به دنبال فردی هستند که سابقه نسبتا خوبی داشته و رأی بیاورد، اما بعید است که مردم به آنها اقبال داشته باشند”.

در خاتمه باید گفت تنها روزنه امید اصلاح‌طلبان کاندیداتوری فردی با خصوصیات خاتمی و تعدد کاندیدای اصولگرایان است که تاکنون بیش از ۲۰ کاندیدا در قالب ائتلاف‌های چندگانه یا مستقلا عزم به ورود به انتخابات کرده‌اند که این امر موجب شکستن آرا برای این طیف خواهد شد و برخی از اصلاح‌طلبان تکثر نامزدهای اصول‌گرا را فرصتی برای رسیدن به سرمنزل مقصود می‌دانند؛ همچنان که اصلاح‌طلبان نیز در زمانه‌ای که به پیروزی‌های پی‌درپی‌شان غره شده بودند، با نامزدهای متعدد خواستند پیروز میدان شوند که نتیجه آن، شکستی سنگین برای این جریان بود و امروز نیز سایه این تهدید بر بالای اردوگاه اصول‌گرایی دیده می‌شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large