Skyscraper large

عیب وى جمله بگفتى هنرش نیز بگو

see6r5t4- ali jalali علی جلالی

علی جلالی

در کنار همه نقدهایى که محمود احمدى نژاد را نشانه مى گیرد حُسنى در او هست که نمى توان و نباید نادیده گرفت؛ او با نوع و نحوه عملکرد خود در طول تاریخ سه دهه پس از انقلاب اسلامی اهمیت و محوریت مقام ریاست جمهوری را به شکلی تقریبا واقعی نشان داد و با اصرار بر مواضع خود حتی رهبری را هم وادار به سکوت در برابر خواسته های خود کرد. کاری که حتی اصلاح طلبان با رأی های چند میلیونی خود از پس آن به هزار و یک دلیل برنیامدند و به گفته خودشان مقام ریاست جمهوری را تدارکاتچی نظام دانستند. 

از روزی که محمود احمدی نژاد به عنوان رییس دولت محبوب ولایت برگزیده شد همیشه و همه جا سخن از خیانت و اشتباهات وی بوده و چه از سوی اصلاح طلبان و چه از سوی اصولگرایان، وی و جریان حامی او که به جریان انحرافی موسوم شده مورد انتقاد و سرزنش قرار گرفته تا امروز که همراهان پیشین اش هم جوی سنگین تبلیغاتی علیه وی را به راه انداخته اند.

 اما «عیب وى جمله بگفتى هنرش نیز بگو» و شاید با تمام انتقادات و ایراداتی که بر محمود احمدی نژاد وارد باشد، این نوع عملکرد و این بخش از نوع رفتار سیاسی وی اهمیت داشته و حتی بتواند به عنوان الگویی برای دیگر رؤساى دولتها در آینده  باشد تا اهمیت جایگاه ریاست بر جمهور مردم را قربانى زیاده خواهىِ مافوق شان نکرده و بر استفاده از اختیارات شان ایستادگى کنند. 

این روزها محمود احمدی نژاد با سر سختی تمام، سعی دارد جایگاه رییس دولت را به رهبر و حامیان وی که روزی دوست قسم خورده بودند نشان دهد. او با جدیت خود در تصمیمات و وفاداری به نیروهای تحت امرش به خوبی نشان داد که می توان بخشی از نیروهای وفادار به اصولگرایان را نیز به اختیار درآورده و حتی پایه های ارکان نظام را نیز با جذب برخی مدیران ارشد به لرزه انداخت. 

 وی با تمام هوچی گری ها و لودگی های سیاسی که بعضا ساختگی هم بوده، به نوعی رفتار کرد که به وقت مناسب در کنار رهبر قرار گرفته و به محض کنار زدن هاشمی به عنوان یک فرد قدرتمند از کنار رهبری و مطمئن شدن از حذف تقریبی وی، با چند حرکت ماهرانه و عملیات گسترده سیاسی، رهبرى نظام را که دیگر از حمایت افراد با نفوذی همچون هاشمی بهره مند نیست، آچمز کرده و به شکلی دقیق و ماهرانه به سکوت و سازش وادار کند. 

احتمال بسیار زیادى وجود دارد که این پدیده سیاسی طی دوران ریاست خود بر دولت با دراختیار گرفتن منابع مالی، اقتصادی و حتی بعضا سیاسی و نظامی، توانسته باشد پشتوانه ای تقریبا موثر را برای حرکت های بعدی خود حتی پس از انتخابات فراهم کند. پولهای گم شده، افراد و دست های پیدا و پنهان وی در صحنه سیاسی کشور و حتی روابط با خارج از کشور از جمله دیگر اقدامات محاسبه شده اوست. 

همه به خوبی می دانند مقام رهبری در نوع شخصیت رفتاری خود، فردی سرسخت و خودرأی بوده و در برابر احدی کوتاه نخواهد آمد و این به طور طبیعی برگرفته از ماهیت و موقعیت سیاسی، روانى و عقیدتی اوست. اما آنچه اتفاق افتاده اینکه، رییس محبوب نظام با ترفندی حساب شده، این جایگاه مقدس و مهم در نظام را به چالش کشیده و بزرگترین دست آورد وی نیز وادار کردن وی به سکوت است؛ کاری که تا کنون هیچ کس در این نظام  جرأت یا توان انجام آن را نداشت.

موقعیت و قداست رهبری در برابر ریاست دولت شکسته و با ادامه روند موجود دیگر هرگز به جایگاه ابتدایی خود باز نخواهد گشت. در واقع آبی که ریخته شد دیگر هرگز جمع نخواهد شد. 

حال باید دید در روزهای آتی، کشور و فضای سیاسی آن به کجا و چه سمتی خواهد رفت و در این میان آیا رهبری خواهد توانست بر نیروی تازه کشف شده ریاست دولت و جایگاه جدید آن غلبه کرده یا آنکه احمدی نژاد این بار هم با ترفندی حساب شده وی را آچمز خواهد کرد؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large