Skyscraper large

یک نمونه مثال زدنى

dsgf54dfg4

حسن یوسفی اشکوری

به طور معمول وقتی کسی از میان ما (مای ایرانی) می رود (مخصوصا اگر از نامداران باشد) در ستایش او داد سخن می دهیم و اندر مناقب او بسیار و گاه به گزاف سخن می گوییم (این نوع گزافه گویی‌ها در مجالس ختم سنتی ما بسیار رایج است) و این صد البته سنت پسندیده‌ای نیست. با این همه شاید بتوان بر این سنت مهر تأیید نهاد که از تازه درگذشتگان جز به نیکی یاد کردن ممدوح نیست و این که گفته اند «از مردگانتان به خیر و نیکی یاد کنید» به همین دلیل است.

از زنده یاد احمد صدر حاج سیدجوادی می توان از جهات مختلف سخن گفت و می توانم سخن بگویم. چرا که من افزون بر روابط عمومی که از سال ۵۹ با طیف نهضت آزادی داشته و دارم در چهار سال مجلس اول و بعدها در دهه هفتاد به عنوان عضو ویراستاران دایره المعارف تشیع (صدر حاج سیدجوادی، کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی و من) با آقای صدر همکار و با او محشور بودم و از اواخر دهه شصت تا اواسط دهه هشتاد (پیش از مهاجرت) به عنوان نویسنده و همکار قلمی دایره المعارف تشیع باز با ایشان مراوده داشته و با او انس و الفت مستمر داشتم. اگر قرار بر خاطره گویی باشد می توان خاطرات مفید از او گفت اما فعلا از آن در می گذرم. هدف از طرح این روابط و سوابق برای این است که بگویم من در سی و سه سال اخیر با مرحوم صدر آشنایی خوبی داشتم و از این رو آنچه در این یادداشت کوتاه به اختصار خواهم گفت محصول شناخت و تجربه عینی من است نه از باب ثناگویی‌های رایج و احیانا مبالغه آمیز برای درگذشتگان. 

نخست به طور کلی و اجمال بگویم که صدر تقریبا از تمام جهات اخلاقی و انسانی در سطح عالی بود و از این نظر یک نمونه مثال زدنی است. با همه مهربان بود و جز به احترام با کسی برخورد نمی کرد. به صراحت و روشنی عرض می کنم که حداقل در این دوران نسبتا طولانی معاشرت با ایشان حتی یک نمونه را به یاد نمی آورم که بر کسی خشم گرفته و یا حداقل خشم و عصبانیت خود را بروز داده باشد. بارها اتفاق می افتاد که در روابط کاری با کادر فنی دایره المعارف و برخی همکاران دیگر و حتی برخی نویسندگان کاری و رخدادی موجب گله و ناخرسندی ایشان و یا ما شده باشد اما ندیدم که او در انتقاد و خرده گیری از مرز اعتدال و ادب خارج شده و مثلا تندخویی کرده باشد. اصولا وقتی می خواست از کسی خرده بگیرد و انتقاد کند اولا به دشواری می افتاد و برایش سخت بود که از عیب کسی بگوید و ثانیا نقدهایش را به صورت نرم و غالبا غیرمستقیم بیان می کرد. تنها جایی که از صراحت برخوردار بود و شفاف حرف می زد نقد حاکمان و گله از وضع موجود به ویژه عملکرد دستگاه قضایی بود. فروتنی و ادب و مهربانی وی در برابر همه فوق العاده بود. با وجود کهولت سن و انواع بیماری و ناتوانی جسمی هرگز در انجام مسئولیت‌هایش در کار دایره المعارف کوتاهی نمی کرد. به یاد می آورم که چند بار در زمستان و برف از خانه خارج شد تا به محل کار بیاید زمین خورد و یک بار پایش شکست. بار‌ها زنده یاد خانم فهیمه محبی (مدیر داخلی دایره المعارف) خواست تا برایش تاکسی بفرستد اما او قبول نکرد. با توجه با این مجموعه از خصوصیات اخلاقی و انسانی بود که مرحوم مطهری صدر حاج سیدجوادی را در حد «عصمت» ستوده بود. دوست فاضل و محقق جناب صدر واثقی (نویسنده کتاب «سید جمال الدین اسدآبادی پایه گذار نهضتهای اسلامی» و حقوقدان که با شماری از حقوقدانان هفته یک بار با اقای صدر در محل دایره المعارف جلسه داشتند) در مقام تکریم و توصیف اخلاقیات دینی و انسانی صدر چند بار به من گفت که آقای مطهری می گفت می توان به آقای صدرحاج سیدجوادی نسبت «عصمت» داد. با توجه به منزلت علمی و دینی گوینده آن میزان اعتماد و موقعیت اخلاقی زنده یادصدر در جمع رجال دینی و روحانی نیز آشکار می شود. 

اما به گمانم مهم‌ترین ویژگی مرحوم صدر دقت و حساسیت حقوقی و قضایی او بود. این هم البته دور از واقعیت نیست بلکه کاملا طبیعی می نماید. چرا که او بیش و پیش از هر چیز یک حقوقدان برجسته و وکیل با تجربه بود و در امر قضا و امور دادگستری و محاکمات تخصص و تبحر داشت. سالها در مراحل و مراتب مختلف قضایی و در مقامات میانی و عالی دادگستری کار و فعالیت کرده بود. از پیش از انقلاب تا پس از آن. هم به لحاظ نظری و حقوقی از امر قضا در دو حوزه شرعی و عرفی اطلاع کافی داشت و هم به لحاظ عملی از راز و رموز محاکم و واقعیت‌های جاری در دستگاه قضایی آگاه بود. از این رو وقتی از وضعیت دادگستری و دستگاه قضایی و نحوه محاکمات در این نیم اخیر می گفت و به ویژه زمانی که از اوضاع و احوال دو دوره پیش و پس از انقلاب می گفت و این دو دوره را با هم مقایسه می کرد و نمونه هایی را در مقام توضیح دو دوره می گفت واقعا سخنانش شنیدنی بود. بارها و بارها از او شنیده‌ام (و قطعا شمار زیادی از افراد که با او محشور بودند نیز از او شنیده اند) که با تأسف بسیار پس از آن که به فساد‌های مالی و سیاسی و بی‌قانونی دادگستری رژیم پیشین تصریح می کرد اما با شفافیت و صراحت تردیدناپذیر می گفت اما در جمهوری اسلامی انواع فسادها (از بی‌قانونی و قانون گریزی گرفته تا تبعیض و رشوه خواری و فامیل بازی و . . .) به مراتب بیشتر و گسترده تر از زمان پیشین است. 

در هرحال  احمد صدر حاج سیدجوادی از نیک مردان روزگار ما بود. یادگار نسل بعد از مشروطه و از رهبران انقلاب ۵۷ و از کنشگران سیاسی و مدنی و حقوق بشری دوران پس از انقلاب تا آخرین لحظه زندگی. لحظه‌ای از رنج مردم و دفاع از حقوق مردم غافل نبود. او عضو نهاد سیاسی و حزبی‌ای بود که در منشور تأسیس خود در سال ۱۳۴۰ (دوازه سال پس از تصویب اعلامیة جانی حقوق بشر) اجرای حقوق بشر را از اهداف و آرمانهای خود آورده بود (نهضت آزادی ایران). در سالیان اخیر که حقوق بشر در ایران اهمیت بسیار یافته بود و تقریبا به گفتمان عمومی فعالان سیاسی و جامعه مدنی ایران تبدیل شده بود صدر همواره از همراهان و فعالان این عرصه بود. از «کانون مدافعان حقوق بشر» با سرپرستی سرکار خانم شیرین عبادی گرفته تا نهادهای دیگر. احتمالا با توجه به تخصص صدر در مجموعه نهضت آزادی او بود که بیش از دیگران اهمیت حقوق بشر را می دانست و بر اجرای آن می کوشید. در سال گذشته همراه با چند تن از فعالان فرهنگی و سیاسی و حقوق بشری ایران از جریانهای مختلف برای جلوگیری از جنگ و ویرانی کشور فراخوان صلح و آزادی داد و در پی آن کمپینی برای پیگیری آن پدید آمد.  

در یادنامه‌ای که در سال ۷۳ به مناسبت چهلمین روز درگذشت زنده یاد مهندس بازرگان به همیت مجله «ایران فردا» انتشار داد دربارة بازرگان نوشتم: «مردی در ارتفاع صداقت» و اکنون با گشاده دستی همین عنوان را برای احمد صدر حاج سیدجوادی به کار ببرم. در عین حال شاید درست تر این است که بگویم: «مرد قضاوت و صدر صداقت».

روانش شاد و خاطره‌اش جاودان باد.  

 


  • مرد قضاوت و صدر صداقت- یادنامه احمد صدر حاج سید جوادى- جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large