Skyscraper large

مردم و حاکمیت در انتخابات پیش رو

090608175522_4-مهرداد خوانسارى- mehrdad khansari

مهرداد خوانساری

زمان زیادی تا برگزاری یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده و مردمی که چهار سال پیش با اعتراضات گسترده خود ابتدا نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات، نه تنها مشروعیت بلکه موجودیت نظام حکومت اسلامی در ایران را بطور بی نظیری زیر سئوال بردند و با عملکرد آرام و شجاعانه خود نمونه و بانی جنبش های عظیمی شدند که منجر به تغییرات و تحولات اساسی در جهان عرب گردید، یکبار دیگر می توانند با استفاده مدبرانه از امکان حضور خود در صحنه سیاسی ایران،‌‌مسیر جریانات آتی کشور را به سمتی مغایر با محاسبات حاکمیت هدایت کنند.

بحث پیرامون اینکه آیا اساسا باید در انتخابات شرکت کرد یا خیر،‌مساله ایست که همواره پیرامون آن صحبت شده ولی امروز اتکاء به نسخه های کلیشه ای گذشته از قبیل تحریم یا شرکت در انتخابات، با توجه به تمام تحولات اخیر، نمی تواند کافی باشد.

درس زمانه و تجربه بیش از ۳۰ سال مبارزه با جمهوری اسلامی باید قاعدتا این حاصل را برای همه داشته باشد که معادله انتخابات را از منظری دیگر ببینند و ارزیابی نمایند و بطور مثال بپذیرندکه نتیجه شرکت مردم در پروسه انتخابات خردادماه ۸۸ در بی اعتبار ساختن نظام به مراتب از صرفا تحریم انتخابات، موثرتر و کار سازتر بود.

شاید مردم در خرداد ۸۸ به دلیل مقابله با نظام به صندوق آراء نرفتند و برخلاف توصیه مشوقین تحریم، کماکان امیدوار بودند که از طریق نوعی اصلاحات بتوان قدمی به سمت پیش با پشت کردن به مسببین فجایعی که زندگی روزمره ایرانیان و آینده نسل های بعدی را بسوی نابودی هدایت می نمود،‌بردارند. ولی در پایان خود مردم، فارغ از سفارشات این و آن، به این نتیجه روشن رسیدند که حاکمیت قدرت تحمل پذیرفتن فردی غیر از عامل دستچین شده خودش را  حتی از میان افرادیکه صلاحیت همگی شان برای نظام محرز بوده است را نداشته و کماکان نیز ندارد.

اظهارات آیت الله خامنه ای در نماز جمعه نوزدهم خرداد ماه ۱۳۸۸ و ایستادگی متعاقب میرحسین موسوی و مهدی کروبی که منجر به بازداشت و «حصر» آنان در دو سال گذشته گردیده است، ‌بطور بی سابقه و غیر قابل تغییر،‌سرنوشت حاکمیت را از مردم جدا نموده و علیرغم اینکه دقیقا در چه زمان مردم ایران از زیر یوق این حکومت نکبت بار رها شوند، همه و بویژه مسئولین حکومت به خوبی می دانند که این رابطه قطع شده میان مردم و حاکمیت انحصار طلب هرگز قابل ترمیم نمی باشد.

از آنجا که موعد انتخابات آینده معین است و حاکمیت چاره ای جز تن دادن به برگزاری آن به لحاظ حفظ ظاهر ندارد، عکس العمل مردم با توجه به تجربیات اخیر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. تردیدی نیست که باید از این فرصت به بهترین صورت ممکنه به منظور نشان دادن میزان تعهد و درایت هر شهروند ایرانی نسبت به آینده خود و کشورش برای همه و بویژه دنیای خارج به نمایش گذاشته شود. گرچه پروسه انتخابات نمی تواندبه لحاظ تمام محدودیت های موجود در این زمان، جوابگوی خواسته های کلان مردم باشد ولی عملکرد مردم باید بتواند در قبال تمام صحنه سازی های حاکمیت، حامی پیامی قاطع برای سردمداران نظام گردد و بنوعی نمایانگر این تصمیم و اراده قاطع باشد که مردم علیرغم تمام فشارهائیکه بر آنها وارد میگردد، هرگز در مقابل سرنوشت شوم و خفت باری که حاکمیت برای آنان تکلیف نموده، تسلیم نخواهند ماند. این یک واقعیت غیرقابل انکار است که تنها مدافع نهائی برای احقاق شخصیت و حیثیت به بازی گرفته شده مردم توسط رژیم خود مردم هستند و لاغیر و نمی توان این واقعیت را نیز کتمان نمود که بدون تلاش و ایستادگی خود مردم برا ی احقاق حقوق حقه خود،‌حاکمیت هرگز آنها را در یک سینی نقره به آنها اهدا نخواهد نمود.  

اینکه چه باید کرد و یا اینکه چه می توان کرد، بحثی است که باید فارغ از مواضع و «کلیشه بندی» های همیشگی به آن توجه شود و به این لحاظ بحث کنونی پیرامون انتخابات را با طرح چند سئوال که هر ایرانی علاقمند به آینده و سرنوشت مملکت،‌خود باید به پاسخ آن برسد،‌به پایان می رسانم:

  • ۱- در تاریخ ۳۴ ساله نظام جمهوری اسلامی،‌کدام تصمیم مهم (از قبیل تائید یا حل موضوع گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، ادامه و پایان جنگ ایران و عراق و یا لجاجت با جامعه بین المللی بر سر پرونده هسته ای ایران) با مشارکت مردم و یا عناصر منتخب از سوی آنان گرفته شده است؟ بگذریم از اینکه در خرداد ماه ۱۳۸۸، حتی رای صوری مردم هم به حساب نیامد. لذا استقبال مردم از انتخابات پیش رو چه تاثیری می تواند در زندگی روزمره آنان داشته باشد؟ آیا قصد شرکت کنندگان در انتخابات این نمی باشد که آلت دست خودکامگانی قرار نگیرند که همواره نسبت به سرنوشت مردم و کشور تا این میزان بی اعتنا بوده اند؟
  • ۲- آیا انتخابات پیش رو می تواند بنوعی منجر به دلجوئی از شهروندانی که در خرداد ۸۸ می پرسیدند «رای من کجاست»گردد؟ آیا نمایندگان جناح های سیاسی که امروز خود را برای شرکت در پروسه انتخابات آماده می کنند حرف یا مقوله تازه ای برای جبران اهانت هائیکه به شرکت کنندگان انتخابات خرداد ۸۸  گردیده در دست دارند؟
  • ۳-  آیا هیچکدام از عناصری که تاکنون قدم به پیش گذاشته اند می توانند آن اعتماد سازی لازم را که منجر به باور مردم در سهیم بودن حداقل خود در اداره و یا تعیین سرنوشت مملکت باشد، تامین نمایند؟
  • ۴- در ارتباط با مسائل کلان:  آیا هیچیک از کاندیداها می تواند صرفا با تکیه بر «پشتیبانی مردم» در جهت حل بحران های سیاسی، اجتماعی ، اقتصای و بین المللی کشور قدم به پیش بگذارد؟ یا اینکه علیرغم هر میزان پشتیبانی از سوی مردم، نهایتا هر تصمیم اساسی که بخواهد سرنوشت کشور را در مسیری دیگر هدایت کند، باید کماکان به اراده «ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی»  موکول گردد؟
  • ۵- در ارتباط با مسائل جزء: آیا پیروزی هر کاندیدائی از جناح اصولگرایان می تواند زمینه ای برای ترمیم اعتبار از دست رفته کل نظام با توجه به تجربیات خرداد ۸۸ و اینکه موسوی و کروبی کماکان از گردانه سیاسی خارج می باشند، به حساب آید؟ بطور مثال،‌آیا تائید صلاحیت اسفندیار رحیم مشائی از سوی شورای نگهبان و انتخاب احتمالی او از میان جمع اصولگرایان و کسانیکه نتیجه انتخابات پیشین ریاست جمهوری را قبول داشتند، آیا بیشتر از هر چیز، گویای این واقعیت نمی باشد که تمام تبلیغات مربوط به «جناح انحرافی» و غیره صرفا با انگیزه گرم کردن تنور انتخابات بوده باشد؟
  • ۶- نهایتا آیا امروز جمهوری اسلامی توانائی ترمیم اعتبار از دست رفته خود نزد توده های مردم را با پذیرش پیروزی اصلاح طلبان در یک پروسه مهندسی نشده دارد؟ آیا این ترمیم مى تواند هرگز با حضور «اصلاح طلبان بدلی» میسر گردد؟ جز شخص محمد خاتمی، در صورت عدم مداخله با حضورش در انتخابات، چه کسى مى تواند نشانه روشن این ترمیم باشد؟
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large