Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ بیست و سوم : مجتبی میرطهماسب

sf546sef

مهرانه رضایی‌فر

زاده ۱۳۵۰ در کرمان و فارغ التحصیل رشته کارشناسی صنایع دستی از دانشگاه هنر می باشد. فعالیت خود را از سال ۱۳۶۹، نخست با صدابرداری آغاز کرد اما بعدها به مستندسازی روی آورد. وی همچنین سابقه دستیاری محسن مخملباف را هم در کارنامه کاری خود دارد.

مهر ماه ۱۳۸۸ بود که آکادمی اسکار آمریکا از جمعی از سینماگران ایرانی برای شرکت در مراسمی تحت عنوان “از نزدیک و شخصی” دعوت به عمل آورد. پس از مراجعه این هیات ۱۰ نفره به فرودگاه با گرفتن پاسپورت مجتبی میرطهماسب و فاطمه معتمدآریا از خروج این دو هنرمند ممانعت به عمل آوردند.

پس از این اتفاق بود که میرطهماسب و معتمدآریا به همراهی جعفر پناهی، نامه ای سرگشاده خطاب به ملت ایران نوشتند و خود را ایرانی نامیدند. ما ایرانی هستیم.

«هر یک از ما تنها یک پاسپورت داریم. پاسپورت ایرانی که آرم جمهوری اسلامی بر آن حک شده است. پاسپورت مان را در فرودگاه از ما گرفتند. ما سینماگریم. در این سی سال سینماگر شده ایم و به واسطه ی فیلم هایمان در مجامع جهانی نماینده ی فرهنگ و هویت ایرانی خویش بوده ایم. هیچ دولتی این هویت را به ما نبخشیده است که بتواند آن را از ما پس بگیرد. ما همواره به فرهنگ کشورمان بالیده ایم و آن را در معرض تماشای مردم جهان قرار داده ایم. ولی اکنون حق عبور از مرزها را از ما گرفته اند؛ گلایه ای نداریم. حتی نمی دانیم به چه اتهامی؛ باز هم گله ای نداریم. اما ما می خواهیم همچنان سینماگر مستقل ایرانی باقی بمانیم. در تمام طول فعالیت فرهنگی مان می توانستیم پاسپورت دیگری داشته باشیم؛ اما خواست و اراده ی ما بر ایرانی بودن و ایرانی ماندن بوده است. دولت این توان را دارد که مانع خروج ما از مرزهای کشورمان بشود؛ اما یادآوری می کنیم که هویت ما در گرو پاسپورت هایمان نیست. حتی بدون پاسپورت، ما ایرانی هستیم.»

مجتبی میرطهماسب، رئیس کانون مستندسازان ایرانی، ساعت ۳ بامداد دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۰، هنگامی که برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی پیرامون آخرین ساخته سینمایی خود و دیگر فیلمساز ایرانی جعفر پناهی،(این یک فیلم نیست) راهی پاریس بود، توسط ماموران امنیتی مستقر در فرودگاه بطور موقت بازداشت و حکم ممنوع الخروج بودن به وی ابلاغ شد. بر اساس این گزارش، ماموران پس از بازرسی وسایل سفر وی، پاسپورت، کامپیوتر، دوربین فیلمبرداری و عکاسی او را ضبط کردند.

میرطهماسب که به اتهام همکاری با شبکه بی بی سی و پس از پخش مستند خط و نشان رهبر از این شبکه، به همراه ۶ مستندساز دیگر بازداشت شده بود، مجبور به تحمل ۳۲ روز انفرادی و دو ماه بلاتکلیفی در زندان اوین شد. به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» پیگیری‌های خانواده و نزدیکان این مستندساز نتیجه‌ای در پی نداشت و با وعده‌های مکرر مبنی بر آزادی، او را همچنان در زندان اوین و در بازداشت نگاه داشتند.

بازداشت مجتبی میرطهماسب و دیگر مستندسازان در حالی صورت گرفته بود که بی بی سی فارسی با رد همکاری هر شخصی در ایران با این شبکه خبری اعلام کرده بود «این افراد مستندسازانی مستقل هستند که آثارشان در جشنواره ها و سایر رویدادهای بین المللی به نمایش درآمده است و تلویزیون بی بی سی فارسی به شیوه رایج برنامه آپارات (مخصوص پخش فیلم های مستند)، حق پخش این فیلم ها را خریده است. این فیلمها بصورت مستقل تهیه شده بود و بی بی سی فارسی سفارش ساخت شان را نداده بود.» با این حال رسانه‌های وابسته به حکومت جمهوری اسلامی مدعی شده بودند که این مستندسازان «تامین‌کننده اطلاعات، فیلم، خبر، و گزارش پنهانی با محوریت سیاه‌نمایی در مورد ایران و ملت ایران از محیط‌های مختلف» برای بی‌بی سی فارسی بوده‌اند.

پس از این بازداشت خودسرانه بود که رخشان بنی اعتماد، محمد نوری زاد و جعفر پناهی، با نوشتن نامه ای خطاب به ریاست قوه قضاییه، از رفتار دوگانه این دستگاه قضایی به شدت انتقاد کردند. متن کامل این نامه بدین شرح است : 

 جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران

سلام به شما

چه خوب که دستگاه قضایی کشورما تا کنون هیچ نام و نشانی از متهمان پرونده اختلاس بزرگ سه هزار میلیارد تومانی منتشر نکرده است. این رفتار خوب، حتماً برگرفته از حقوق شهروندی متهمان، وحتماً متأثر از آموزه های دینی است. آموزه هایی که به آبروی یک انسان، چه مسلمان و چه نامسلمان، به قدر خون یک بی گناه بها می دهد. واین که: یک متهم، تا زمانی که جرمش ثابت نشده – آنهم دریک محکمه منصفانه و قانونی – تنها یک متهم و حتماً یک بی گناه تلقی می شود. این را ما نمی گوییم. بلکه قانونی می گوید که شما اکنون محافظ و مجری مستقیم آنید. اما ظاهراً در سطح زیرین قوانین مدنی ما، قوانین نانوشته ای جاری است که حتی جمعی از مسئولان طراز اول کشورمان بدانها تمسک می جویند و مطابق آنها رفتار می کنند. شاید به ما سه تن که امضا کنندگان این نامه ایم، خُرده بگیرید که: مستدل سخن بگویید! وحتماً نیز درادامه تأکید می فرمایید: بله، حفظ آبروی متهمان، تا زمانی که جرمشان ثابت نشده، از محکمات قانونی، و از ضروریات اخلاقی و دینی ما است. می گوییم: پس چگونه است که تعدادی از هنرمندان مستند ساز کشورمان امروز دستگیر می شوند و هنوز پایشان به زندان و انفرادی و مراحل بازجویی و تشکیل پرونده و تفهیم اتهام و داشتن وکیل نرسیده، شخص وزیر محترم اطلاعات، از دستگیری عده ای جاسوس و برانداز و عمله ی استکبار خبر می دهد، وفردای آن روز، روزنامه ی کیهان، علاوه بردرج این خبر، به انتشار اسم و شهرت همان جاسوسان وطن فروش نیز دست می برد؟ اگر تمایل دارید به لمسِ ذره ای از این فاجعه ی اخلاقی و قانونی نائل آیید، با فرزندانِ این متهمان به مدرسه و دانشگاه آنان، وبه اجتماعی پای بگذارید که: پیش از فهمیدن قضاوت می کند.

جناب آیت الله لاریجانی

هنوز که هنوز است، برای این متهمان، دادگاهی تشکیل نشده است. چرا که دوستان هنرمند ما جرم و خطایی مرتکب نشده اند تا برای برپایی یک محکمه ی مطلوب، بهانه ای حاصل آید. متأسفانه خروجیِ این هیاهوی بی دلیل، این شده است که نظام اطلاعاتی و قضایی ما، آبروی جمعی از پاک ترین و وفادارترین هنرمندان کشورمان را به آب انداخته و برای ترمیم این رفتار نادرست نیز قدمی برنمی دارند.

اکنون مستند سازان ما، همگی به قید وثیقه آزاد شده اند بجز یک نفر. آقای مجتبی میرطهماسب. این هنرمند نام آشنا و غیرت مند ما و خالق اثر شورانگیز “بانوی گل سرخ” ماههاست که برای اعتراف به خطایی که مرتکب نشده، تحت فشار است. پیشنهاد می کنیم اگر علاقه مندید به میزان هنر و تعهد و انسانیت و وطن دوستی آقای مجتبی میرطهماسب وقوف یابید، شرایطی فراهم آورید تا همین فیلم مستند“بانوی گل سرخ” از رسانه ی ملی پخش گردد تا همگان بدانند سازنده این اثر شریف و غرور آفرین، نمی تواند وطنش را و مردم وطنش را دوست نداشته باشد، چه برسد به این که جاسوس اجنبی نیزباشد. ما امضا کنندگان این نامه، از محضر شما سه تقاضا داریم:

یک: دستور فرمایید با اشخاص و دستگاهها و رسانه هایی که پیش از احراز جرم، آبروی هنرمندان مستند ساز ما را برسر محافل و کوچه و بازار فرو ریختند، برخورد قانونی صورت پذیرد.

دو: زمینه استخلاص دوست هنرمند ما آقای مجتبی میرطهماسب را فراهم آورید. وی دیر یا زود آزاد خواهد شد. اما چه خوب که حضرتعالی شخصاً درآزادی این هنرمند غیرت مند و بی گناه دخیل باشید.

سه: دستور فرمایید به هرشکل ممکن، درمحو آن بی آبرویی مطرح شده، و دلجویی از مستند سازان و خانواده های آنان، اقدام قانونی و انسانی به عمل آید. شما نیک تر از همه ی ما می دانید که زیبایی عدالت در لفظ آن متوقف نیست. این زیبایی، آنجا به دل می نشیند، وآنجا به انتشار برکات خود می پردازد که دریک جامعه، مظلومان و گمنامان و بی پناهان از همان حقوقی برخوردار باشند که: مسئولان و صاحب منصبان. با امید فراوان، وبا آرزوی سرفرازی ایران عزیز، چشم به راه آزادی همه زندانیان سیاسی، و آزادی دوست هنرمندمان آقای مجتبی میرطهماسب، و چشم به راه استیفای حقوق از دست رفته همه ی زندانیان این دوسال اخیر هستیم.»

از سویی دیگر، جمعی از شاگردان مدرسه سینمایی  رنس فرانسه خواستار آزادی مستندسازان ایرانی شدند. در این گردهمایی که نماینده سازمان عفوبین الملل با ارائه گزارشی پیرامون نقض حقوق بشر در دو سال گذشته، رفتار حکومت ایران را شدیدا محکوم کرد، دانش آموزان فرانسوی در ادامه با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی فوری این سینماگران دربند شدند.

در کنار مجتبی میرطهماسب، مستندساز آزاده ایرانی که آذر ماه ۱۳۹۰ و پس از تحمل حبس و انفرادی، آزاد شد، به امید روزی نشسته ایم که احدی برایمان “خط و نشان” نکشد و روایت این دردها “فقط یک فیلم باشد”، فقط یک فیلم …

 


  • “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند، حتی در دشوارترین روزها…
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large