Skyscraper large

خاتمى و معانى جدید براى نفى

sdg694-amin bozorgiyan امین بزرگیان

امین بزرگیان

یک- نامه ای منتشر شد از سوی برخى از زندانیان سیاسی به خاتمی با این پیام به وى که: آزادى ما را شرط کاندیداتوری ات در انتخابات نکن. آیا حتی اگر همه زندانیان سیاسی از خاتمی بخواهند که به حق آنها برای آزادی به عنوان شرط مشارکت مستقیم در انتخابات اشاره نکند، این مساله را می توان نادیده گرفت؟

اولا زندانیان سیاسی مصداق های یک معضل ، یک نارسایی و یک دیکتاتوری اند و نه خود مساله. محرومین و زندانیان می توانند با همان مکانیزمی که مجبور به اعترافات تلویزیونی می شوند، شرایط را غیب کنند. در اعترافات تلویزیونی بازجو زندانی را وسیله ای برای تبرئه خود از دیکتاتوری می کند. زندانی، جرم را بر عهده می گیرد تا از جرم حاکم کم کند. هر اقدامی جهت عادی سازی وضعیت و تبرئه شرایط و فراموشی از سوی محرومین چیزی نیست جز اعترافات تلویزیونی؛ حالا چه با فشار بازجو و چه با تحلیل غلط.

دوما در صورتی می توان از آمدن خاتمی دفاع کرد که آمدنش و کنشش به بازسازی”مردم” بینجامد. مردم را دوباره بسازد. مساله اینجاست که سروصداى آمدن خاتمی به این اتفاق نینجامیده  و برعکس بین مردم شکاف انداخته است . حتی  آمدنش در این شرایط بین زندانی ها نیز شکاف انداخته است. به امضاهای نبوده در این نامه نگاه کنید.

شیوه سیاست ورزی مردمی، مردم و محرومین را همدست می کند . اگر خاتمی بتواند با آمدنش این همدستی را دوباره به یاد بیاورد، می تواند اثرگذارشود. کاری که به تغییراتی بنیادین در رویکرد سیاسی او و اطرافیانش نیاز است. تغییری که موسوی و کروبی از سر گذراندند.

دو- جواد اطاعت از مشاوران خاتمی در انتخابات پیش رو گفته است: “درباره سلامت انتخابات ما نباید پیشداوری بدبینانه کنیم”.

این جمله نمایندگى می کند تمام آنچیزی که تحت عنوان اصلاح طلبی فرمال و صوری می توان نام نهاد. لازمه هر نوع مشارکت اثباتى در انتخابات پیش رو توانایی فوق العاده در فراموشی انتخابات قبلی و رخداده های آن است. بدون فراموشی انتخابات قبلی نمی توان در انتخابات بعدی مشارکت اثباتى داشت.

مشارکت غیر مستقیم البته ممکن است. مشارکت غیر مستقیم (سلبى) یعنی استفاده از موقعیت برای طرح دعاوی، آرزوها ، رویاها و خواسته ها. یعنی به یادآوری چهار سال گذشته. اقدام بر علیه فراموشی. 

برخی به این بهانه که فرصت انتخابات فرصت خوبی برای سیاست است، می خواهند سر خاطرات و رویاهای ما گول بمالند. بله فرصت خوبی است اما نه برای نفوذ سبکسرانه به سیستم، بلکه برای بازگشت قهرمانانه به مردم .

امر سیاسی چیزی نیست جز تلاش برای بهبود زندگی. این بهبود را برخی تبدیل گوشت سی هزار تومانی به گوشت بیست و پنج هزار تومانی تعریف کرده اند؛ مشکل همینجاست. بهبود یعنی همان گوشت هایی که در بیست وپنج خرداد بدن واحدی برای تغییر شدند.

سه- دعوت از خاتمی کم کم دارد معانی جدیدی پیدا می کند؛ چیزی گسترده تر و حجیم تر از خود خاتمی. ابتدائا او از جانب تفکراتی برای کاندیداتوری دعوت شد که در اندیشه فراموشی جنبش سبز و رهایى از کابوس آن بودند، اما بتدریج طنین هشتاد وهشت این خواست فراموشی را به مکانیزمى براى یادآوری تبدیل کرده است. 

در تغییر جدید، او را دعوت می کنند تا کاندیدا شود و دردسر ایجاد کند. دردسری نه برخواسته از تایید صلاحیت و رییس جمهور شدنش که دردسری برخاسته از ردصلاحیت و یا رییس جمهور نشدنش. گویا همه می دانند او رییس جمهور نمی شود و همین نشدنش، برای حاکم دردسرساز وبرای ما امیدبخش است.

اینبار خاتمی از جنبه سلبی اش قرار است دردسر شود و نه جنبه ایجابی اش( دوم خرداد).

از این دعوت به سبب جنبه نفی اش می توان دفاع کرد؛ دعوت از خاتمی برای نفی شیوه اصلاح طلبی خاتمی. یا به تعبیر دیگر بهره گیری از نماد دوم خرداد برای یادآوری بیست وپنجم خرداد.

می توان در وضعیت جدید و از موضعی به مراتب رادیکال تر از تحریم، او را به کاندیداتوری دعوت کرد؛ نوعی دیالکتیک منفی.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large