Skyscraper large

یک “پژو پارس” سینماییِ پنچر، بی جایِ‌پارک

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

بهمن‌ماهِ ۹۰ خورشیدی بود که “محمّد جواد شمقدری”، معاونتِ وقتِ سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور، “پایان عمرِ این معاونت” را اعلام کرد و از آغاز دوره‌ای جدید در سینمای ایران با شکل‌گیری “سازمان سینمایی” خبر داد. او خود بر مسند ریاستِ آن سازمان نشست و کوشید با بهره‌گیری از کمک‌های فکری و اجرایی دوستانی چون: “جمال شورجه” و “سیّد علیرضا سجّاد پور” و “بابک خانیان” و …، راهی را که خود صلاح می‌پنداشت در سینمای ایران بگشاید. دو سالِ بعد، عصر چهارشنبه‌‌ای در فروردین‌ماه ۹۲، شمقدری سینماگرانی را به دیدار نوروزی دعوت کرد و از آن‌ها با سینمای این روزها و سازمان سینمایی‌اش سخن گفت. او سازمان سینمایی کنونی را یک “پژو پارس” خواند که بر جای “پیکان” معاونت منحلّه‌ی سینمایی نشسته است. 

سازمان سینمایی، یا همان پژو پارسِ مطلوبِ شمقدری امّا جای پارک مناسبی ندارد؛ او که برای تأمین بودجه‌ی قابل توجّه این سازمان، در مقاطعی از ارتباطاتی در “شورای نگهبان قانون اساسی کشور” نیز بهره برد، اکنون در پایان ۲ سال و اندی شعف، از بی‌مکانی می‌نالد: «سازمان سینمایی در حال حاضر با مشکل جا و مکان روبرو است». 

پژوپارسِ راهوار محمد جواد شمقدری، سرنشینان خُرد و کلان بسیاری داشت که مجبور شد تا در طیّ جادّه‌پیمایی، برخی‌شان را از دست بدهد. این سازمان که شمقدری افسوس بر “کم‌بودجه” بودن‌ش می خورد، توان مصرف درستِ همان بودجه‌ی کم را نیز نداشت و یکی از مشاوران و همکاران رسمیِ شمقدری در این سال‌ها، که خود در شکل‌گیری سازمان سینمایی نیز سعیِ بسیار داشت، اکنون به جرم اختلاس کلانِ مالی از این سازمان، در زندان به‌سر می‌برد. دیگر‌دوست و همکار شمقدری که معمولا در صندلیِ جلویِ پژوپارسِ منظور و بغل‌دستِ شمقدری می‌نشست نیز، بارها مجبور به پاسخ‌گویی به مجامع قضایی به اتّهام اختلاسِ مالی شده؛ و در نهایت مجبور به استعفا از مقام خویش در این سازمان و پیاده‌شدن از همان درِ جلو شده است. 

راننده‌ی پژوپارس سینمای ایران، در جشن نوروزی با شمار اندکی از سینماگران کشور، محور ۷گانه‌ای را برای پیش‌برد سینمای ایران برمی‌شمارد و یک‌به‌یک توصیف‌شان می‌کند تا اهالی دریابند که چه باید کنند؛ امّا بدونِ پرداختن به توصیفاتِ وی نیز می‌توان دریافت که او با به‌کارگیری و اجرایی کردنِ نظارتِ خویش، چه رقمِ بیشینه‌ای از سوانح جادّه‌ای و غیر جادّه‌ای را برای این اتومبیلِ درحال حرکت رقم خواهد زد. چرا‌که وی، تعبیری دیگر از سینمای مطلوب و خودرویِ راهوار دارد. نمونه‌اش آن است که شمقدری در وصفِ سینمای سالِ گذشته‌ی ایران می‌گوید: «به زعمِ من، سال ۹۱ نقطه‌ی عطفی برای سینمای ما بود». او همان سالی را می گوید که وقتی تولیدات‌ش در جشنواره‌ی اخیر “فیلم فجر” به نمایش درآمد، اکثریّت قریب به اتّفاق اهالی سینما را اتّفاقِ نظر برآن بود که «تولیدات سال ۹۱، بی خاصیّت‌ترین تولیداتِ ممکنه‌ی این سال‌ها بوده‌اند». 

شمقدری قرار است تا چند ماهِ دیگر برود و پژوپارسِ پنچر شده‌ی سازمان سینمایی را در گوشه‌‌ای پارک کند تا صاحب بعدی‌اش آن را سوار شود و براند، یا عوض کند و همان پیکانِ سابق را برگزیند. نقاط منفیِ این اتومبیل‌رانیِ انجام‌شده بسیارند و در مجالِ این مطلب نیست؛ امّا نقطه‌ی مثبت همان است که “او می‌گذارد و می‌رود”. چراکه اگر می‌ماند، نه تنها خودوروی سینما، بلکه ممکن بود اتومبیل صنایع و هنرهای دیگری را هم به جمع سقط‌ شده‌ها بیفزاید. چون‌که او در همین دیدار نوروزی خبر می‌دهد:

«واقعا دیدگاه ما این بود که علاوه بر سینما، برای هنرهای دیگر هم کار کنیم». 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large