Skyscraper large

مشایی، آوردگاه احمدی نژاد و رهبری

s5df55d-مهدی ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

هرچه به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ۲۴ خرداد ماه سال جاری نزدیک‌تر می‌شویم تنش‌ها و موضع گیری‌ها در بین سران رژیم جمهوری اسلامی بیشتر می‌شود و هر یک از طرفین برای قرار گرفتن در مسند ریاست جمهوری آینده تلاش می‌کند از تمامی امکانات و فرصت‌ها به خوبی استفاده کند.

در این میان موضع اصلاح طلبان هنوز روشن نیست، زیرا برخی از آنها معتقدند با وجود در تنگنا قرار داشتن این قشر سیاسی، می‌باید با استفاده از تک چهره‌های محبوب وارد عرصه انتخابات شده و راه گریزی برای فرار از وضعیت موجود پیدا کنند، اما برخی دیگر خواستار این مساله هستند که به دلیل در حصر خانگی قرار داشتن سران اصلاح طلب و زندانی بودن چهره های شاخص آنها، نباید وارد این مبحث شده و نظام را با چالشی به نام تحریم انتخابات مواجه کنند.

اما مهم‌ترین جدال در آوردگاه اصول‌گرایان در حال انجام است، جایی که اصول‌گرایان طرفدار رهبر به تقابل با حامیان احمدی‌نژاد برخواسته و این طیف را با نام جریان انحرافی معرفی می‌کنند و کاندیدای پنهان آنها یعنی اسفندیار رحیم مشایی را جلوه تقابل با رهبری نظام می‌دانند.  

با نزدیک شدن به زمان انتخابات جدال قدرت میان دو طیف عمده اصول‌گرایان سنتی همانند جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حزب موتلفه و اصول‌گرایان تندرو حامیان مصباح یزدی و اعضای جبهه پایداری رنگ بویی دیگر گرفته و و این روزها شاهد این مساله هستیم که در اردوگاه اصول‌گرایان یک نفر احساس تکلیف کرده و خود را لایق پوشیدن جامه ریاست جمهوری آینده می‌داند.

در این میان حامیان احمدی‌نژاد با شعار “بهار می‌آید” به دنبال رساندن مشایی به اریکه ریاست‌جمهوری آینده هستند و سعی دارند با استفاده از طرح پوتین – مدودوف و تقابل با اصول‌گرایان حامی رهبر، جایگاه خود را بر دستگاه اجرائی کشور از دست نداده و با انتخاب فردی نزدیک احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری، راه را برای انتخابات ۴ سال آینده دوباره احمدی‌نژاد باز نگاه دارند.

احمدی‌نژاد در سفر به مصر پروژه خروج رحیم مشایی از سایه و آماده کردن وی برای حضور در انتخابات آینده را کلید زد و در روزهای پایانی سال ۹۱ در مراسم اهدای نشان فرهنگ بر سینه وی، گفت:”برای من (احمدی‌نژاد) سخن گفتن از جناب مهندس مشایی سخت است… افتخار آشنایی با ایشان… با عنایات خداوند بر این بنده کوچک ادامه یافته است… من ایشان را مدیری مسلط و مدبر می‌دانم… آقای مشایی صاحب اندیشه است، صاحب نظریه است… البته من برای نصب نشان فرهنگ از ایشان اجازه گرفتم که آیا اجازه می‌دهید آن را نصب کنم؟ و آن را جزو افتخارات خود می‌دانم که علیرغم تمام ناملایمات ، خداوند متعال این توفیق را به بنده داد که بنده به نمایندگی از ملت از یک فرزند برومند ملت تجلیل کنم”.

در این میان منظور احمدی نژاد از بیان ناملایمات، موضع گیری رهبر و اطرافیانش در قبال مشایی است که باموضع گیری شدید در قبال آنها در سخنرانی خود در شهر سمنان در روز پنج شنبه ۲۲ فروردین، گفت: “یک عده می‌گویند نظر رهبری این است که این شخص بیاید و آن شخص نیاید، به شما چه مربوط است؟”

این تندترین اظهار نظر وی در قبال مخالفان حضور مشایی در عرصه رقابت‌های انتخاباتی است و احمدی‌نژاد به ویژه در دوسال گذشته نشان داده دیگر مخالفت با رهبری برایش سختی ندارد و تحت هر شرایطی وی در مقام اختلاف با سران سایر قوای حکومتی و اصول‌گرایان حامی رهبر، خط قرمزهای بیشتری را درمی نوردد.

البته احمدی‌نژاد در خروج از خطوط قرمز رهبر کاملا آبدیده شده است و بی‌تردید رفتارهای وی در دور دوم ریاست جمهوری به ویژه در سال آخر، متفاوت‌تر از گذشته شده است؛ رفتارهایی که از سرحد هنجارشکنی در اصول اولیه جبهه اصول‌گرایان گذشته و به هنجارشکنی اصول نظام رسیده است؛ هنجار شکنی‌هایی مانند اعطای مدال درجه یک فرهنگ به مشایی (به رغم آنکه پیروان رهبر او را سرحلقه گروه انحرافی می‌دانند)؛ سرشاخ شدن با سپاه در خصوص مهندسی انتخابات و پیشتر از آن قاچاقچی خواندن سپاه؛ اعلام آمادگی برای مذاکره با امریکا (به رغم منع صریح خامنه‌ای چند روز پیش از آن)؛ جنجال در مجلس علیه باند برادران لاریجانی (با وجود آنکه رهبر هرگونه تنشی تا روز انتخابات را خیانت خوانده است)؛ اصرار بر ابقای سعید مرتضوی بر ریاست سازمان تامین اجتماعی (به رغم پرونده سنگین او)؛ در رأس قوا ندانستن مجلس (مخالفت آشکار با گفته آیت الله خمینی) تنها بخش اندکی از عملکرد احمدی‌نژاد در تقابل با رهبر و حامیانش است.

احمدی‌نژاد با حمایت مطلق از کاندیداتوری مشایی بار دیگر رهبری را به جدال با خود خوانده و سعی دارد با وجود تاکیدات مختلف خامنه‌ای در پرهیز از تنش آفرینی در فضای سیاسی، به عمد در جهت تنش آفرینی حرکت کند.

وی و اطرافیانش به خوبی به این نکته واقفند که نزد نخبگان جامعه جایگاهی ندارند، پس تمامی تلاش‌شان را برای جذب آرای طبقه متوسط و ساکنان شهرهای کم جمعیت و روستاها متمرکز کرده‌اند؛ مستقبلین سفرهای استانی و نویسندگان ثابت نامه‌های درخواست به رییس جمهور.

در حقیقت احمدی‌نژاد در این تقابل به دنبال جلب و جذب آرا خاموش جامعه است و می‌خواهد با مطرح کردن خود به عنوان یک قهرمان در مقابل رهبری و نظام، آرا مردم عادی که از وضعیت خود ناراضی و گزینه‌های متعددی را در جمهوری اسلامی تجربه کرده‌اند را با خود همراه کند و با سوار شدن بر موج نارضایتی‌ها، به مقصود خود که همانا تسلط بر ریاست قوه مجریه توسط رحیم مشایی است، برسد.

احمدی‌نژاد به واسطه حضور ۸ ساله در جایگاه ریاست جمهوری به موارد بسیاری از فساد اخلاقی و اقتصادی در بین مقامات جمهوری اسلامی دسترسی پیدا کرده است و همواره افشای این اخبار را به عنوان برگ برنده خود در تقابل با حامیان رهبر عنوان کرده است.

وی عقیده دارد صحنه این تقابل که همراه با چاشنی مقابله فساد رونمایی خواهد شد مردم عادی را به سمت همراهی با خواسته هایش سوق خواهد داد، چرا که به زعم آنها، احمدی نژاد تنها فردی است که علم مقابله با فساد در حاکمیت را در دست دارد و اصول‌گرایان نگران این مساله هستند که در انتخابات ریاست جمهوری آتی، به جای مواجهه با اقشار ناراضی مدرن، یعنی طبقه متوسط جدید و یا به تعبیر برخی همان غربزده‌ها، این بار با فرودستان و پابرهنه‌های ناراضی‌ای مواجه شوند که تا دیروز نیروی اجتماعی اصول‌گرایان در رقابت سیاسی با اصلاح طلبان بوده‌اند.

البته خامنه‌ای و اصول‌گرایانی که همواره برطبل حمایت از رهبر می کوبند نگران این مساله هستند که احمدی‌نژاد در انتخابات آینده، با کلید زدن فتنه جدید از در تقابل با نظام درآید، که فرونشاندن آن با پرداخت هزینه‌های سنگین برای جمهوری اسلامی و سردمدارانش همراه باشد؛ هرچند به نظر می‌رسد، احمدی‌نژاد برای بسیج حامیان محروم خود توان بالقوه‌ای ندارد و اساساً پیوند آنها با احمدی‌نژاد به گونه‌ای نیست که حاضر باشند برای او به میدان اعتراض گام نهند.

در صحت این مساله که انتخابات آینده کاملا به صورت مهندسی شده پیش خواهد رفت و طیف حامیان خامنه‌ای فردی را از صندوق‌های رای بیرون خواهند آورد که مد نظر رهبر باشد هیچ شکی نیست، اما آنچه نگرانی اصول‌گرایان را در این زمینه تقویت می‌کند، تبلیغات خود آنها به نفع احمدی‌نژاد در شش سال نخست ریاست جمهوری اوست و همین نکته همانند خنجری است که در تهیگاه اطرافیان رهبر فرورفته است.

در خاتمه باید گفت خامنه‌ای دیگر نمی‌خواهد مشکلی به نام رییس جمهور داشته باشد و برای این پست تنها فردی را طلب می‌کند که تابع محض تصمیماتش باشد و دیگر هیچ مخالفتی را برنخواهد تابید، همچنان که علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه در روز پنجشنبه ۲۲ فروردین طی سخنانی در همایش معرفتی ـ بصیرتی سپاه استان یزد بیان کرده است: در مورد اسلام ناب محمدی، رئیس جمهور نمی‌تواند نظریه‌پردازی کند و کلید آن به دست رهبری و ولایت فقیه است و رئیس جمهور هر که هست فقط باید دستورات رهبری و اسلام را اجرا کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large