Skyscraper large

فحشا؛ ناهنجارى اجتماعى

734661 - فاریا بارلاس - faria barlas

فاریا بارلاس

جامعه اى که از لحاظ روانى دچار اختلالات اساسى در ساختارهاى اجتماعى است دچار ناهنجاریهاى کوچک و بزرگى مى شود. ناهنجاریهایى که گاه فردى به نظر مى رسد ولى به واقع سلامت کل جامعه را به طور جدى تحت تأثیر قرار مى دهد. گسترش پدیده فحشا و خودفروشى در جامعه اسلامى ایران یکى از همین ناهنجاریها محسوب مى شود که در ظاهر از مشکلات فردى شخصى که دست به خودفروشى مى زند سرچشمه میگیرد ولى به واقع مشکلى است که جامعه در بعد گسترده ترى درگیر آن مى باشد. مشکلى که شاید پیش تر تنها گریبانگیر قشر خاصى از جامعه مى شد ولى امروزه این پدیده الزاما تنها مشکل اقشار محروم جامعه چه از لحاظ فرهنگى و چه از لحاظ اقتصادى نیست. حتى نهادهاى اجتماعى که مذهب از رکن هاى اساسى آن محسوب میشود نیز از تبعات این مشکل اجتماعى مصون نیستند. مشکلات اقتصادى یکى از مهم ترین عواملی است که بسیارى براى غلبه بر آن تن به خودفروشى و فحشا میدهند و مادامى که این مسیر به عنوان یک راه چاره براى إمرار معاش محسوب میشود و زنان از این طریق بتوانند بر مشکلات اقتصادى خود فائق آیند خودفروشى منبع درآمد محسوب میشود و فحشا در جامعه وجود خواهد داشت.

قطعا فقر میتواند از انگیزه هاى أصلى براى روى آوردن به روسپی گرى باشد ولى عوامل اجتماعى و فردى بسیار دیگرى هستند که در گسترش چنین پدیده اى در جامعه تأثیر گذارند. دلیل گرایش به چنین راه کارى براى خروج از بحرانهاى اقتصادى و روحى و روانى هر چه که باشد در آخر سبب آسیب به زنانى خواهد شد که به این شیوه مبادرت ورزیدند. اغلب اوقات، زن فحشا را همچون وسیله­ای موقت برای افزایش درآمد خود در نظر میگیرد، اما معمولا در این ورطه گرفتار میشود و راه بیرون آمدن ندارد. گاهی زن به رغم خواسته خود در این کار نگه داشته میشود و قسمت اعظم درآمد او را واسطه یا حامی کسب ، پیش خرید میکند و در نتیجه زن موفق به رهانیدن خود نمیشود. مساله حائز اهمیت در این بین عدم پذیرش این زنان توسط خانواده و جامعه خود مى باشد که سبب مى شود فرد گاها على رغم میل باطنى خویش محبور به پیمودن آدامه مسیر میگردد.  

اغلب روسپیان از نظر اخلاقی با وضع خود انطباق یافته­اند، این حرفه به معنای آن نیست که آنها به طور ارثی و ژنتیک فاقد ارزشهای اخلاقی اند، بلکه، به حق، خود را جزو جامعه ای میدانند که از آنها خدمتشان را میخواهد. 

بسیارى نیز از مکانیزم هاى دفاعى روانى براى قبول کردن شرایط استفاده میکنند.  

 مکانیزم های دفاعی شیوه های غیر ارادی هستند که در ضمیر ناخود آگاه ما شکل می گیرد تا بتونن از طریق تحریف و یا انکار واقعیت در مقابل اضطراب و هیجانات منفی همانند خشم از فرد مراقبت کنند

زمانی شاهد بروز اضطراب در فرد هستیم، که روش­های واقعگرایانه سازمان”مـن” میان شرایط محیط، تمایل غریزه یا الزام وجدان نتواند مصالحه برقرارکرده و تنش­ها را حل وفصل نماید، در این­حالت مکانیزم­های دفاعی فعال می­شوند.

مکانیزم­های دفاعی ابزارهای مؤثر وکارآمدی هستند که در اختیار أفراد قرار گرفته و . مبنای کارکردشان تخفیف تأثیر تنش با نادیده­انگاری و فریب می­باشد. لذا غالباً مکانیزم هاى دفاعی قادر به حل وفصل ریشه­ای تعارض­ها به طریق منطقی نیستند تنها درجهت محافظت از فرد در برابر عوارض ناشی از تناقض­ها و کشمکش­های درونی عمل مـی­کنند.

به این ترتیب سازمان ناخودآگاه ذهن  اولاً بطور ناگزیر و نه با تدبیری منطقی از مکانیزم­های دفاعی­اش استفاده کرده و ثانیاً همواره بکارگیری یک مکانیزم دفاعی به­رغم آن­که تنشی را تخفیف می­دهد، خود موجب شکل­گیری عارضه و ناهنجاری جدید، متفاوت و نهفته­ای در تعادل روانی فرد خواهد شد.

مکانیزم­های دفاعى  ابزاری اجتناب­ناپذیر برای حمایت فرد در برابر اضطراب­ها و تهدیدهای نامتعادل روانی هستند. اساس عملکرد این روش­های دفاعی، کاملاً ناخودآگاه بوده و از آنجا که لازمه فعال شدن آن­ها تحریف و تبدیل شرایط و موقعیت­های واقعی است، لذا غفلت آگاهی انسان از کیفیت عملکرد آن­ها، شرط اثربخشی این مکانیزم­ها می­باشد.

لازم به ذکر است، بهره­گیری از مکانیزم­های دفاعی نوعی پاسخ اولیه و طبیعی مستقیم انسان در مواجهه با واقعیت­های بیرونی محیط و نظام درونی خویش می­باشد. امّا اصرار و تأکید طولانی مدت براستفاده از آن­ها و رها نساختن پس از کارکرد اولیه، باعث پایداری ناهنجاری­های شخصیتی و روانی در انسان می­شود.

قطعا فردى که براى إمرار معاش به خودفروشى رو مى آورد در دراز مدت عزت نفس خود را از دست داده و بسیارى ارزشهاى درونى خود را مشروط به خودفروشى مى بیند و حتى بعضى در اثر قرار گرفته شدن در معرض خشونت هاى جنسى و یا فیزیکى و یا حتى روانى به شدت دچار ناهنجاریهاى روحى مى شوند. بنا براین در چنین شرایطى فرد از مکانیزم هاى دفاعى مانند إنکار و یا دلیل  تراشى استفاده کرده تا بتواند ب اینگونه بحران هاى روحى مواجه شود و همانگونه که عنوان شد استفاده طولانى از مکانیزم هاى دفاعى باعث پایدارى ناهنجاریهاى شخصیتى مى شود. لازم به ذکر است که این گونه ناهنجاریها تنها گریبانگیر شخص خودفروش نمیشود و در سیکل ناسالمى مراجعه کنندگان را نیز درگیر خواهد کرد. 

به این  صورت که استفاده ممتد  از مکانیزم هاى دفاعى  در أفرادى که  به prostitution و یا خودفروشى  مشغولند سبب تداوم ناهنجاریهاى  شخصیتى این أفراد شده و در نتیجه  به خودفروشى آدامه داده و این مساله به عنوان یک ناهنجاریهاى اجتماعى وارد سیکل معیوبى شده و إمکان  دست یافتن به راه حلى معقول براى این معزل اجتماعى را دشوار مى کند. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large