Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ بیست و یکم : محمدرضا عالی پیام

zezer6

مهرانه رضایی‌فر

زاده ی ماه حادثه خیز خرداد، در سال ۱۳۳۶ در تهران است. وی که فارغ التحصیل سینما از دانشکده هنرهای زیبا می باشد، فعالیت سینمایی خود را با شروع انقلاب آغاز کرد و در ادامه به تهیه کنندگی و کارگردانی روی آورد.

محمدرضا عالی پیام، ملقب به هالو، شاعر معترض و وبلاگ نویسی است که پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸، به واسطه حمایت از جنبش مردمی سبز و اشعار اعتراضی و طنز خود در حمایت از مردم بی دفاع سرزمینش به محبوبیتی قابل توجه دست یافت. وی که سبز بود و سبز می اندیشید، در بحبوحه روزهای پیش از انتخابات، شعری با عنوان “سبز بودن چه جرم سنگینی است” سرود و آن را به پسرش تقدیم کرد.

در پسین روزهای فصل بهار
برگها در هجوم پائیزند

رزدها روی شاخه می مانند
سبزها روی خاک می ریزند

در زمستان ذوق و اندیشه
سبز بودن چه جرم سنگینی ست

ساقه هایی که سبزتر بودند
سرخ گشته به خاک غلتیدند

باقی ساقه ها از این ماتم
برگهای سیاه پوشیدند

نخل را کنده بید می کارند
بید مجنون کجا ثمر بدهد

ای که بر روی ماه چنگ زدی
باش تا صبح دولتت بدمد

پس از به خون کشیده شدن جنبش اعتراضی مردم، محتوای اشعار وی به سمت انتقادهای تند و گزنده در نقد اظهارنظرها و عملکرد مسئولین حکومتی رفت. اما دستگیری وی زمانی صورت گرفت که پس از زلزله آذربایجان، در صفحه شخصی فیسبوک خود، از مردم خواست که “به جبران کم کاری دولت و رسانه ها”، وارد صحنه شوند.

کی گفته که ما دولت راحت طلبیم؟
در فکر گرفتاری خلق عربیم

این قدر نگویید اهر زلزله شد
فعلن که گرفتار دمشق و حلبیم

551593_47fMAzGtبیست و هشتم مرداد ماه سال ۹۱ بود که این هنرمند و شاعر طنز پرداز، پس از تفتیش منزل توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از آنکه توسط قناعت کار دادیاری شعبه سوم دادسرای شهید مقدس اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی تفهیم اتهام شد به بند زندانیان سیاسی و امنیتی منتقل شد. در مدت حضور خود در زندان اوین، شعری طنز سرود و مبارزه را حتی از درون حبس هم ادامه داد.

در بهمن پنجاه و هفت، این را
دارم به خاطر بین آن آشوب

بر روی دیوار اوین، شخصی
بنوشت این جمله به خط خوب:

“مردم بدانید این که خیلی زود
با سرنگونی رژیم شاه

با همت روحانیون، زندان
تبدیل می گردد به دانشگاه ”

بعد از گذشت سال های سال

همواره با خود کرده ام تکرار

پس کو؟ چه شد آن وعده های خوب

پس کی محقق می شود این کار؟

تا این که افتادم به زندان و

دیدم به چشم خویشتن اینجا

مملو دانشجو و استاد است

این گونه زندان گشت: دانشگاه

با وجود تعیین قرار وثیقه ای ۳۰ میلیون تومانی، بازجوی وزارت اطلاعات با آزادی وی مخالفت کرد و رهایی این هنرمند آزاده را تا روز ۱۹ شهریور و با وثیقه ای ۱۰۰ میلیون تومانی به تاخیر انداخت.

محمدرضا عالی پیام، که درد مردمش را با خنده آمیخته، همراه آنان انتظار روزی را می کشد که به ذلت این جادوهای خدا داده قهقهه شادی سر دهد و دیگر سبز بودن، جرم سنگین فرزندان این آب و خاک نباشد.

مـُردم از روی ترش روی خدا داده ی تو، اخم ما بین دو ابروی خدا داده ی تو

دائماً نعره زنی ، عربده و داد و هوار، گوش ما کر ز بلن گوی خداداده ی تو

وه چه بی بویی و بی خاصیتی ، من چه کنم هیکل گنده ی بی بوی خدا داده ی تو

گر چه دستت شده رو ، باز هم از رو نروی، سنگ پا هست مگر روی خدا داده ی تو

ملتی بر سر انگشت تو بازیچه شده، مرحبا بر برو بازوی خداداده ی تو

پا نهاده به سر گرده ی ما می تازی، به گمانت همه یابوی خداداده ی تو

آن همه وعده وعیدات چه شد خالی بند، وعده سر خرمن لولوی خداداده ی تو

لنگ انداخته جادوی شیاطین رجیم، پیش آن فتنه و جادوی خدا داده ی تو

ترسم از آن که دهد کار به دستم روزی، ذات بد طینت و کرموی خداداده ی تو

تو برو آن ور جو ، من بروم این ور جو، نرود آب من از جوی خدا داده ی تو

گر چه ما هالوی دهریم ، ولی ایوالله، به سر و هیکل هالوی خدا داده ی تو

  


  • “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند، حتی در دشوارترین روزها…
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large