Skyscraper large

روز میلادِ یک جبرِ ابدی

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

نقل کرده اند از پیشوای اول شیعیان که «لا رأی لمن یطاع»، یعنی «آن کس که مردمان ش از وی اطاعت نمی کنند، صاحبِ رأی و امر بر آن ها نمی تواند باشد». هزار و اندی سال بعد از تشکیل اوّلین حکومت شیعی در جهان، اکنون کسی را جرأت آن نیست که در احوال پیشوای نخست شیعیان که نه؛ بلکه در حال و کارِ رهبر شیعی و ولّی کنونی جمهوری اسلامی ایران و حکومت تحتِ امر ش جستاری کند و دریابد که آیا مردمان ش از او پیروی دارند تا وی صاحب امر و اُولای شان باشد؟ آیا او بر حسبِ آن چه علی بن ابی طالب گفته، حقّ حکومت بر خلایق را دارا ست یا خیر؟! 

 سی و چهار سال پیش، انبوهی از مردمانِ شور انقلابی گرفته، به پای صندوق های رأی رفتند، تا از میان دو گزینه ی “آری” و “خیر” که مقابل شان بود، یکی را به “جمهوری اسلامی” تأدیه کنند. جوابِ  اکثریّت قریب به اتّفاق مردم حاضر در آن انتخاب، “آری” بود و بدین صورت، “جمهوری اسلامی ایران”، به زعم برخی “مقبولیّت” و به زعمِ دیگرانی “مشروعیّت” یافت و به راه افتاد. 

دعوای قائلان به دو گزینه ی مشروعیّت یا مقبولیّت نظام بر اساس رأی مردم، سالیانی بعد از تحکیم حکومت و جا به جایی قدرت در سطوحِ بالای نظام، آغاز شد. گروهی در پی دموکراتیزه کردن بیشین نظام، “اسلامی” را تنها “صفتی” برای “جمهوریت” می دانستند که می تواند بر اساس خواسته و عملکرد مردم، “کاهش” یا “افزایش” یابد. گروهی دیگر، نه تنها جمهور را مشروعیّت دهنده به حکومت نمی دانستند؛ بلکه با استناد به برخی گفته های رهبرِ درگذشته ی انقلاب، “آیت الله خمینی”، مدل “جمهوری اسلامی” را تنها مدلی موقّت می پنداشتند، که مقدّمه ی حرکت به سمت تشکیل حکومت “عدل اسلامی” بود. یعنی حکومتی که در آن نیاز به همان آرای “مقبول ساز” مردم نیز نباشد. آیت الله چنین گفته بود:

«آنها که می گویند ما حکومت اسلامی می خواهیم یا جمهوری اسلامی می خواهیم، تحقّق جمهوری اسلامی “نفی رژیم سلطنتی” است… هدف نهایی عبارت از همان تأسیس یک “حکومت عدل اسلامی” است». 

برخی نیز، به آن گفته ای از آیت الله خمینی استناد می کنند که گفته بود: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد». و مانند وی معتقدند که این ترکیب همه چیز را در خود دارد، هم دموکراسی و هم دین. گرچه آیت الله معتقد بود که این اسلام است که خود، همه چیز را دارد. هم چنان که وقتی گزینه های رفراندوم سال ۵۸ را نزدِ وی آوردند و او “جمهوری” و “جمهوری دموکراتیک” و “جمهوری دموکراتیک اسلامی” را ردّ کرد و تنها پذیرفت که گزینه ی “جمهوری اسلامی” برای کسب رأیِ “آری” یا “نه” در ۱۲ فروردین ماه مقابل مردم نهاده شود. هم چنان که وقتی “اوریانا فلاچی” روزنامه نگار شهیر غربی از وی در توضیح خطّ زدنِ گزینه های دیگر پرسید، آیت الله بیان داشت:

«بله. این مسایلی دارد. یک مسأله این است که این توهّم، این را در ذهن می آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهم‌ترش در آن هست، حالا ما بیاییم بگوییم که ما اسلام می خواهیم و اما با اسلاممان دموکراسی باشد! اسلام همه چیز است. مثل این است شما بگویید که ما اسلام را می خواهیم و می خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم». (معنی این جملاتِ آیت الله، آن است که اسلام، همه ی نیازهای حکومت داریِ مطلوب بشرِ امروز را در خود دارد و از جمله دموکراسی). 

“نظام جمهوری اسلامی”، مقبول یا مشروع؛ فرقی نمی کند که دعوا بر سرِ صحّتِ کدام باشد. مسأله ی بزرگ تر آن است که همین نظام که ولیّ مطلقه ی فقیه را در رأس خویش می بیند که اُولی بر همه چیز است، اگر به همان گفته ی علیّ بن ابی طالب، نخستین پیشوای شیعیان در هزاران سال پیش هم رجوع کند، باید تردید و بررسی کند که آیا این نظام و این رهبر، مورد اطاعت مردم قرار دارند یا خیر! این می تواند با رجوع به یک رفراندوم دیگر در مورد اصل برقراری “جمهوری اسلامی” اتفاق بیفتد؛ امّا این گزینه هیچ گاه مطرح نمی شود، چون انگار در مخیلّه ی همراهان و حتی برخی منتقدانِ نظام، آرای ۱۲ فروردین ۵۸، حکمی ازلی و ابدی بوده که این ملّت در تقدیر خویش نوشته است.

محمود احمدی نژاد، ۲ روز پیش گفت: «۱۲ فروردین، روز ظهور و میلاد جمهوری اسلامی در ایران است». خوانش دیگر ش آن است که «۱۲ فروردین، روز میلادِ جبر ابدیِ جمهوری اسلامی در ایران است». 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large