Skyscraper large

فرانسوی های غرغرو یا انتقادی

zs6z6z6z

بهاره مومنی

افسردگی، گریبانگیرِ فرانسه ای شده که روزگاری به «حظِّ زندگی» اش شناخته می شد. و تحقیقی که قرار است ماه آینده در لندن ارائه شود، تنها مقصرِ این امر را، خودِ فرانسوی ها می دانند. این پژوهش که توسط یک استاد دانشگاه فرانسوی در انجمن اقتصاد پادشاهی (Royal Economic Society) ارائه خواهد شد می گوید عناصری از فرهنگ فرانسوی ها به شهروندان این کشور می آموزد که بی نوا باشند.

کلودیا سِنی (Claudia Senik) استاد دانشگاه اقتصاد پاریس، مدعی است سیستم آموزش کشورش و “طرز فکر” فرهنگی اش باعث می شود فرانسوی ها بسیار کمتر از آنچه میزان ثروت و سبک زندگیشان پیش بینی می کند، خرسند باشند.

سِنی یادآور می شود فرانسوی ها از استانداردهای زندگی بالایی برخوردارند. کشور از سطح رفاه بالایی بهره مند است و بهداشت، درمان، نظام آموزشی و دانشگاهی رایگان برای همه در دسترس است. حجم کار در هفته ۳۵ ساعت است و بسیاری از خارجی ها مایلند برای زندگی به آنجا بیایند. در حال حاضر ۱۵۰ هزار بریتانیایی این کار را انجام داده اند.

با این حال فرانسوی ها افسرده اند. یکی از نظرسنجی های اخیر موسسه ی گالوپ نشان می داد که انتظارات فرانسوی ها برای سال جدید از مردم افغانستان و عراق هم پایین تر است.

آمار سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد آمار خودکشی در فرانسه از تمام “کشورهای قدیمیِ اروپایی” بیشتر است (به جز فنلاند). خودکشی، پس از تصادفات جاده ای، بزرگترین عامل مرگ و میر بین افراد ۱۵ تا ۴۴ ساله است و در بین افراد ۳۰ تا ۳۹ ساله عامل اصلی.

سِنی مدعی است این “تناقض فرانسوی” (این واقعیت که کامیابی عمومی کشور به خرسندی شهروندان منجر نمی شود) با درنظر گرفتن “گرایش های فکری که در مدرسه یا فضاهای اجتماعیِ دیگر، به خصوص در دوران نوباوگی ایجاد می شود”، قابل توضیح است.

او پس از بررسی آمار میزان رضایت از زندگی که توسط موسسه ی نظرسنجی اجتماعی اروپا (European Social Survey ) متتشر شده و  نشان می دهد فرانسوی ها میزان خرسندی بسیار کمتری نسبت به متوسط مردم اروپا دارند، به این نتیجه رسیده است. با این حال مساله مهمتر آن که بر اساسِ یافته های سِنی، فرانسوی هایی که در کشورهای دیگر زندگی می کنند از مردم بومی آن کشورها خرسندی کمتری دارند و این در حالی است که مهاجرانی که به فرانسه مهاجرت کرده اند خرسندتر از مردم ساکن در کشور خودشان هستند. و هرچه از زمان حضور مهاجران در فرانسه بیشتر می گذرد و بیشتر عضوی از جامعه ی جدید می شوند، کمتر، ابراز خرسندی می کنند.

سِنی ادعا می کند: “این مساله نشان می دهد چیزی در فرهنگ فرانسوی ها وجود دارد که آنها را بی نوا می کند”.

با بررسی مدارک گذشته، سطح پایین رضایت از زندگی در بین فرانسوی ها را می توان تا دهه  ۷۰ هم ردیابی کرد. سِنی، نظریه ای که بر اساس آن زبانِ فرانسوی در این بین نقش موثری دارد را رد می کند. بر اساس یافته های او میزان خرسندی فرانسوی زبان های سوئیس و کانادا به اندازه بقیه ی مردم آن کشورهاست.

نتیجه گیری سِنی می گوید اگر قرار است فرانسوی ها، احساس شادمانی خود را بازیابند، سیستم آموزشی باید نقش مهمی در ایجاد این تغییر در رفتار شهروندان در سنین پایین، ایجاد کند. سنی می گوید: ” سیاستگزاری هایِ افزایش خرسندی باید با در نظر گرفتن تاثیرغیرقابل کاهش عوامل روانی و فرهنگی همراه باشد. با توجه به این که این عوامل (حداقل به صورت جزیی) در مدرسه و محیط های اجتماعی دیگر ایجاد می شوند، این مساله به وجهه های جدیدی از سیاست گزاری عمومی منجر می شود، مثل در نظر گرفتن جنبه های کیفی نظام آموزشی”.

مقاله ی سِنی، پس از انتشار به زبان فرانسوی، به مناظره ی دیوانه واری در وبلاگ ها و بازنگریِ دوباره ای به خود، توسطِ شهروندان فرانسوی منجر شد که مورد اخیر، احتمالا قابل پیشگیری نبود. بسیاری از افراد مقاله ی سِنی را شاهدی دیگر بر سقوط فرانسه یافتند. یکی از بلاگرها نوشته بود: “من کشورهای بسیاری را می شناسم که از کشور ما فقیرترند و با این حال می توان به شما تضمین بدهم مردم آن ها بسیار خرسندتر از اکثریت فرانسوی ها هستند و گلایه نمی کنند”.

شخص دیگری اضافه کرده بود: “در بسیاری از کشورهای فقیر مردم با چیزی که دارند خوشحال هستند، ما غرغروئیم، همیشه شاکی. مطمئنا این مساله به روحیه ی مردم لطمه می زند”.

 


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large