Skyscraper large

پیام نوروزی رهبر با رنگ تهدید و تطمیع

s5df55d-مهدی ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

حاکمیت ایران به رهبری آیت الله خامنه‌ای سال ۱۳۹۲ را با شعار با خاک یکسان کردن تل آویو و حیفا و خط نشان برای جامعه بین‌المللی آغاز کرد و با این ادبیات تهاجمی عملا فرار به جلویی برای کمرنگ کردن مشکلات داخلی کشور انجام داد ومانند گذشته اگر لفظ دشمن و دشمنی را از سخنان رهبر انقلاب حذف کنیم، عملا حرف دیگری برای شنیدن باقی نمی‌ماند.

رهبر کنونی ایران به دلیل وجود چالش‌های تاثیر گذار داخلی و برای حفظ ارکان نظام از طریق اتحاد در برابر دشمن خارجی؛ می‌خواهد با تحقیر اسراییل، امریکا و جامعه بین‌المللی و سخنان تحریک کننده، پاسخی تحریک آمیز و تهدید کننده بشنود و بازهم مانند گذشته به پیروان خود بگوید مشاهده کردید که به دشمنان نباید اعتماد کرد و آنان در کمین نظام جمهوری اسلامی هستند و از آنها بخواهد اختلافات را کنار گذارند وگرنه اساس نظام بر باد خواهد رفت.

البته بارک اوباما با پاسخی حاکی از دانستن این مساله به رهبر ایران توصیه کرده به جای تفکر حمله به کشورهای دیگر، به دنبال رفع مشکلات داخلی ایران باشد و عملا از دادن پاسخ دلخواه خامنه ای سر باز زده است.

اگر چه در نهایت هدف خامنه‌ای حل کردن مشکلات داخلی بویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه آینده است، اما مشکل کار این‌جاست که تحقیر و توهین به هیچ عنوان از طرف دولت‌های غربی تحمل نخواهد شد و یقینا پاسخی به شکل دیگر از طریق افزایش تحریم‌ها یا به بن بست رساندن مذاکرات هسته‌ای دریافت خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر آمادگی ایران را برای مذاکره با آمریکا ابراز کرده ولی در عین حال بیان می‌کند اعتمادی به این مذاکرات ندارد، اما بر این نکته تاکید کرده است که مذاکره کنندگان ایرانی باید خطوط قرمز رهبری را بشناسند و رد شدن از این خطوط قرمز به هیچ عنوان برای وی قابل اغماض نیست.

حاکمیت سنتی و سرسپردگان ولایت خامنه‌ای به خوبی می‌دانند برداشتن تحریم‌ها از سوی جامعه جهانی متحد و موضع گرفته در برابر جمهوری اسلامی به تغییر در نوع نگرش و مواضع حاکمیت بستگی دارد، اما نظام حاکم نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند هزینه این تغییر در نگرش دیپلماتیک خود را از انبان رهبری بپردازد، لذا در این میان نیازمند یک چهره جدید در سطح کلان سیاسی کشور است تا از این طریق بتواند جامعه جهانی را راضی به تغییر و یا اصلاح در نگرش خود نسبت به ایران کند.

به این دلیل است که خامنه‌ای برخلاف سخنان تند و ادبیات تهاجمی درسیاست خارجی، در ابراز دیدگاه‌های خود در حوزه‌ سیاست داخلی، لحن و ادبیاتی ملایم و به ‌ظاهر متسامح در پیش گرفته و همگان را به حل مشکلات سیاسی و اقتصادی و در راس آن حضور حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری آینده فرا خوانده است.

رهبر ایران به خوبی به این نکته واقف است که در حال حاضر کشور دچار بحران‌های چالشی شده و نام نهادن امسال به نام “حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی” نشانگر این مساله است که این بحران‌ها بشدت افزایش یافته‌اند، به گونه ای که تحریم‌ها، گرانی‌ها، فقر،  تورم و بیکاری زندگی را برای مردم طاقت فرسا و فلج کرده است.

از سوی دیگر مسائلی نظیر بحران اتمی، بحران سوریه، بحران خیزش‌های اجتماعی داخلی و …  حاکمیت را در تلاطمی سخت فرو برده و در بن‌بستی لاعلاج قرار داده است، که این اتفاقات رهبری را به تکاپو واداشته تا برای مشروعیت بخشی حداقلی به نظام در باغ سبزی به مخالفین داخلی به ویژه اصلاح‌طلبان نشان داده تا آنها را به معرفی کاندید و حضور در پای صندوق‌های رای ترغیب کند.

البته این مساله بر همگان واضح و مبرهن است که حاکمیت ایران به رهبری خامنه‌ای کمترین اعتقادی به قانون و سازوکارهای قانونی و حفظ منافع ملی و حتی تمامیت ارضی ندارد و حفظ خود و منافع خود را مهم‌تر و حیاتی‌تر از هرچیزی می‌داند و با وجود نشان دادن نگاه مثبت برای حضور اصلاح طلبان، نباید انتظار داشت که فردی از میان اصلاح‌طلبان مورد تایید قرار گرفته و از آن بالاتر به مقام ریاست جمهوری آینده کشور برسد.

البته در صحت این مساله هیچ شکی نیست که از صندوق‌های رای فردی بیرون خواهد آمد که مدنظر خامنه‌ای است، اما حضور اصلاح طلبان و معرفی کاندیدایی از سوی این طیف، باعث خواهد شد نظام حاکم با یک تیر، دو نشان بزند، هم با حضور حداکثری مردم پز دمکراتیک بدهد و هم ماهی مورد خواست خود را صید کند.

تفکر برخی اصلاح‌طلبان که با شنیدن این پیام از خامنه‌ای آنها را ذوق زده کرده و فکر می‌کنند با کاندیداتوری فردی همچون خاتمی بار دیگر می‌توانند بر اریکه قدرت تکیه زده و خواسته‌های خود را جامه عمل بپوشانند، توهمی بیش نبوده و مطمئنا حاکمیت کنونی اجازه نخواهد داد فردی با نام اصلاح‌طلب بر اریکه قوه مجریه بنشیند و حاکمیت فعلی را دچار چالش کند.

البته سران نظام به این نکته واقف هستند که به حاشیه رفتن اصلاح‌طلبان پس از انتخابات سال ۸۸  چه هزینه‌های گزافی را بر نظام و سران آن تحمیل کرده است، لذا برای فرار از مشکلات احتیاج به برگزاری انتخابات با حضور بخش وسیعی از مردم را دارد، زیرا علاوه بر آرای جناح راست و اصولگرا در کشور که مقدار آن معین و مشخص است، می‌تواند با استفاده از جناح اصلاح‌طلب و کاندیداهائی که از مقبولیت اجتماعی برخوردار هستند، مردم را با صندوق‌های رای آشتی داده و به نظام مشروعیت دوباره‌ای در بعد بین‌المللی بدهند.

جناح تندرو حاکم بر ایران، حضور اصلاح طلبان که از آنان با نام فتنه‌گران نام می‌برند را برنمی‌تابند و فردی چون سید احمد خاتمی از تریبون نماز جمعه اعلام می کند: “فتنه‌گرانی که در سال ۸۸ ساختارشکنی کردند و به مصاف کلیت نظام اسلامی آمدند، دیگر با هیچ نگاه و سلیقه‌ای، درون چارچوب نظام تعریف نمی‌شوند و به صورت طبیعی سخن رهبری درخصوص حضور همه سلایق فکری و سیاسی برای کاندیداتوری در انتخابات شامل حال آن‌ها نیست”.

در خاتمه باید گفت، نظام امروز در درون خود مبتلا به چالشی فراگیر است که مجریان انتخابات معطوف به دولت از یک سو (باند احمدی نژاد) و ناظران انتخابات وابسته به شورای نگهبان از سوی دیگر (باند جنتی و ذوب شدگان در ولایت) و از همه این‌ها مهمتر، چالش‌های بین‌المللی و بحران‌های اقتصادی که نظام با آن ها دست به گریبان است باعث شده، حاکمیت برای تداوم خود از تمامی امکانات خود بهره گرفته و حتی به صورت نمادین، احتمال دارد برای جلب و جذب اصلاح طلبان به فرامینی همچون عفو رهبری برای دربندان این طیف دست بزند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large