Skyscraper large

از هفت سین تا بازى نوروزى

sdf6sdf

ناهید توسلى

در مورد سفرۀ هفت سین و مواد درون آن، منظور هفت عدد سینی بوده که در آن مواد خوراکی حمل می‌کردند. سینی معرب «چینی»ست و به طبق‌های بزرگی که از چین می آوردند می گفتند. که بعدها به هفت نوع مواد غذایی که با واژۀ «س» شروع می‌شود، تغییر پیدا کرده است: سیر ـ سماق ـ سنجد ـ سبزی ـ سمنو ـ سرکه ـ سیب ….

برخی نیز بر این باورند که «هفت سین»‌ی که، اکنون داریم قبلاً «هفت شین» بوده: شیرینی و شیر و شراب و شمع و … که پس از اسلام، «سین» شده است. آنان که با حوزۀ اساطیر آشنایی دارند بر این نظرند که این چنین نیست و تنها احتمال شبیه سازی «سین» با «شین» می ‌تواند باشد. گرچه علاوه بر هفت سین به هفت «میم» هم اشاره شده است: مویز، ماهی، مرغ، ماست و ….

فلسفه هفت سین علاوه بر کاربرد مواد غذایی که هرکدام دارای فایده و سود فراوان بوده، نشان از تقدس عدد هفت هم می تواند داشته باشد. قداست عدد هفت به دلیل زیاد بودن و تکثر آن است، یعنی بعد از شش، هفت می ‌آید که باز هم ادامه دارد. کاربرد این عدد اساطیری را می توانیم در بسیاری موارد اساطیری بیابیم: خداوند جهان را در شش روز آفرید و روز هفتم را به استراحت پرداخت: «… و در روز هفتم خدا از همۀ کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همۀ کار خود که ساخته بود آرام گرفت»، «پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت» شاید این قداست عدد هفت به دلیل آرامشی ست که از پس آن حاصل می ‌شود و در حقیقت نوعی پایان خوش بر همه چیز.

نقش خوراکی‌ هایی که در سفره هفت سین گذاشته می ‌شود به دلیل فایده آن هاست. مثلاً سبزی پلو غذایی ست که به‌ گونۀ نمادین بشارتِ آمدن سبزه و رویِش را می‌دهد. سیب، میوه ‌ای بهشتی ست و نمادی از زایش؛ سمنو، غذایی که از جوانة گندم تهیه شده؛ سنجد، که بوی برگ و شکوفۀ درخت آن محرک عشق و دلباختگی ست؛ یا سیر، که از دیرزمان به عنوان دارویی برای تندرستی شناخته می‌ شد. نیز، تخم مرغ که ثمیلی از نطفه و باروری ست، کاسۀ آب زلال به نشانۀ همۀ آب ‌های خوب جهان و یا نُقل و شیرینی و… و خلاصه، همه و همه نشانۀ تازگی، شادابی، قوّت و … حتی دیگر مواد غیرخوراکی نیز نقش‌ های معنایی داشتند مانند سبزه و سنبل که نماد رویِش نو و تازه است و یا سِپند (اسفند) که نامش به معنی مقدس است و زدایندۀ بوی بد و اهریمنی. شمع که روشنایی و آتش و گرمی را تداعی می ‌کند و… ماهی زندۀ قرمز در تنگ آب، که نشانۀ تازگی و حیات و شادابی ست…

می‌ دانیم که ما باید پدیده‌های اساطیری و سنت ‌ها را با توجه به شرایط زمانی/ مکانی آن پدیده‌ها بررسی کنیم. روزگاران باستان مانند جهان امروز نبوده است که میوه ‌ها وسبزی‌ جات در اغلب فصول در دسترس مردم بوده باشد. سبزی و گل و گیاه در فصل بهار و تابستان موجود بوده و به قول معروف در آغاز سال خوردن سبزی تازه نه تنها به عنوان نوبر (نوبر یعنی بَرِ نو = میوۀ نو) بلکه به عنوان برکت تلقی می‌ شده و خوردن آن حرکتی نمادین بوده است. 

بازی‌ها و سنت‌های نوروزی 

بازی‌ های نوروزی، که بخشی از آیین ‌ها و سنت‌ های نوروزی هستند نیز، در هر فرهنگی شکل ویژۀ آن فرهنگ را گرفته و برخی از آن‌ها در سرزمین‌ های حوزۀ نوروز جنبه اجتماعی و ملی پیدا کرده اند. در ایران، نوروز بیشترین سنت‌ها را دارد که همه اجرا می‌ شوند مانند مراسم قاشق زنی، فالگوش‌ ایستادن، از روی آتش پریدن شب چهارشنبه‌ سوری و… این‌ها همه جزو بازی ‌های نوروزی هستند.

مراسم قاشق زنی، که به بخت ‌گشایی دختران اشاره دارد بی‌شک به دورانی باز می گردد که حاکمیت مرد/ پدرسالارانۀ بسیار سنگین و جدی در جوامع بوده و ازدواج دختر به جز از طریق انتخاب از سوی مرد به هیچ گونۀ دیگری امکان‌ پذیر نبود. از آن جا که در روزهای آخر سال نوعی وضعیت آشفتگی و به هم ریختگی در جوامع وجود داشت، به این دلیل نوعی از تابوها شکسته می‌ شد یا به صورت طنز در جامعه تکرار می‌ شد. این مراسم به نوعی سربه سرگذاشتن پسران با دختران بود و به هیچ وجه مسئله‌ ای جدی تلقی نمی ‌شد. اما این که در بعضی جوامع به دلیل بسیار سنتی بودن و به ویژه بسیار ناآگاه بودن ممکن بود این مسئله جدی تلقی شود بحث دیگری است.

این سنت‌ها و آداب و رسوم، تنها به بخت گشایی دختران مربوط نمی‌شد بلکه زنان باردار نیز فالگوش می‌ ایستادند تا ببینند آیا پسری از روبرو یا از کنارشان می گذزد یا دختری!؟ تا حدس بزنند یا یقین کنند که فرزندشان پسر است یا دختر! به هر حال می دانیم که این نوع سنت ‌ها دقیقاً ریشه در ساختار جامعه‌ ای داشته و دارد که این مسایل برایش حیاتی بوده و هست!

با نگاهی به آن چه در افغانستان و تاجیکستان و… بازی نوروزی گفته می شود، اگر توجه کنیم، می ‌بیینم که هر جامعه‌ و فرهنگی براساس دانش و آگاهی خود، «بازی‌ های نوروزی ‌اش» برآیندی از وضعیت اجتماعی/ فرهنگی / سیاسی و هم چنین شرایط زیستی آن جامعه هست.

باید اضافه کنم که از آن جا که ما ایرانی‌‌ها شیعه هستیم و باورمند به بسیاری از سنت‌های دینی، گاهی اتفاق می افتاد – و می افتد – که در گردش تاریخ قمری، مانند ماه‌های محرم و صفر، که از ماه‌ های حرام هستند آئین‌های سوگواری با ایام نوروز مصادف می‌ شوند، مانند روزهای تاسوعا و عاشورا، که مراسم آن با مراسم نوروزی تداخل پیدا می‌ کند. در این شرایط، مراسم و سنت ‌ها و حتی بازی‌ های نوروزی را برای مقطعی متوقف و به روزها و گاهی به سال ‌های بعد منتقل می کردند. در چنین شرایطی این مراسم و بازی‌های آن موقتی و مقعطی، کم رنگ می‌شد اما، هیچ گاه از بین نمی‌رفت.

ایران یکی از کشورهاییست که به سنت‌های ملی/ دینی اش، سخت پای بند است و دلیل عمدۀ آن هم اساساً سنتی بودن جامعه ایران است. کما این که در سال‌ های دهه ۶۰ با وجود بمب و موشک اندازی‌های عراق به ایران، مردم ایران مراسم نوروز و بازی‌های نوروزی، مانند چهارشنبه سوری و ترقه ‌بازی (که فقط پس از انقلاب باب شد) و… را با علاقه و اشتیاق بسیار فراوان و حتی در زیر موشک و بمب و ضد هوایی برگزار می کردند و هم چنین به دید و بازدید یکدیگر می‌ رفتند. بنابراین، نوروز و همۀ آئین‌های آن، در ایران از دیگر کشورهای حوزۀ نوروز قوی ‌تر و ملی ‌تر است. در حقیقت می توان ایران را مهم‌ترین و جدی‌ترین حوزۀ ادامه و حفظ نوروز و آئین‌های آن دانست، آن سان که می توان آن را بخشی از هویت ملی شمرد.

 


  • بخشى از مقاله نوروز، آیینى پیش آریایى- جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large