Skyscraper large

در اندیشه روزگاری نو برای ایران

090608175522_4-مهرداد خوانسارى- mehrdad khansari

مهرداد خوانساری

بازهم نوروز دیگری، اینبار در فضائی متلاطم و سختر از گذشته برای مردم کشورمان، فرا رسیده است. امسال به دلیل مشکلات عظیم اقتصادی، جو بدبینی و ناامیدی روزافزون حاکم بر کشور، بیکاری گسترده و تورم سرسام آور، سفره مردم ایران بیش از همیشه خالی است و نوروز شادی آفرین باستانی ما را بطور بی سابقه ای فاقد آن شور و هیجان سنتی اش نموده است. از همه بدتر اینکه افقی برای بهبود وضع موجود با توجه به شرایط کنونی در کوتاه مدت به چشم نمی خورد. بدیهی است که مسئولیت همه این مشکلات بر دوش هیچکس جز حاکمیت جمهوری اسلامی در تمامیت آن، نمی باشد، 

حاکمیت، مردم و جامعه بین المللی همگی بنوعی در مواضع بغرنج ولی به هر ترتیب دوام ناپذیر خود به نحوی قفل شده و فلج بنظر می رسند. حاکمیت، درحالیکه به هیچ وجه از محبوبیت اولیه اش برخوردار نمی باشد از یکسو، راهی جز ادامه سیاست های ناکام و نافرجام سه دهه قبلی اش ندارد، واز سوی دیگر به لحاظ فشار های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین المللی به میزان قابل ملاحظه ای از نفس نیز افتاده است.

لذا، اینک تمام تلاش نظام بر این است که انتخابات پیش روی ریاست جمهوری را بدون دردسر پشت سر بگذارد و سعی نماید تا با روی کارآوردن چهره ای جدید و  قابل قبول تر از میان حامیان مورد اعتماد خود، فصل تازه ای را  برای جبران خاطره تلخ و زیانبار ۸ سال حکومت احمدی نژاد آغازسازد.

برای نیل به این هدف، حاکمیت از هیچ اقدامی برای جلوگیری و مقابله با هر حرکت اعتراضی که بخواهد کوچکترین خدشه ای به این طراحی وارد آورد، خودداری نخواهد ورزید. تشخیص متعارف می گوید ماه های قبل از انتخابات که جریان های متفاوت حکومتی در میان خود برای تصاحب جاه و مقام و امتیازات مالی در رقابتی شدید درگیر می باشند، بهترین فرصت برای مخالفین نظام و مردم خسته و بی پناه و مستاصل فراهم می آید تا تحت لوای شرکت در جریان انتخابات، مخالفت و اعتراضات عمیق و بنیانی خود را نسبت به ۳۴ سال مملکت داری جاهلانه از سوی افرادیکه بنام آزادی و عدالت، ایرانیان را ابتدا مسخ و سپس اسیر نظام خودکامه خود ساختند، به نمایش بگذارند. 

این در حالی است که فشارهای متعدد جامعه بین المللی،  به ویژه تحریم های کارساز و کمر شکن، اقتصاد کشور را به زانو در آورده و سرنوشت و آینده هر شهروند ایرانی را به تباهی و سیاهی کشانده است. بنابراین نارسائی های ناشی از تحریم های اقتصادی باید مردم را برای به نمایش گذاردن اعتراضات خود تشویق نماید. 

حاکمیت جمهوری اسلامی به روشنی از این واقعیت آگاهی دارد و به وضوح می داند که سرنوشت و بقاء حکومت اینک بطور بی سابقه ای در گرو حفظ شرایط داخلی، ‌بویژه تا پایان برگزاری انتخابات خردادماه می باشد. بنابراین تمام تلاش حاکمیت بر این است که با دقت کامل و کنترل شدید مانع   تحریکات عناصر «قبلا خودی» شود و کشمکش و اختلافات میان احمدی نژاد (و دارو دسته اش)‌از یکسو و پیروان مطیع ولی فقیه از سوی دیگر را به حداقل برساند و نگذارد زمینه هائی که منجر به اعتراضات میلیونی سال ۸۸  شد،‌ هرگز فراهم آید. 

‌گرچه پیاده کردن چنین سناریوئی، با توجه به شرایط بغرنجی که شهروندان ایرانی امروز با آن مواجه می باشند، ماموریت آسانی بشمار نمی رود، اما باید توجه نمود که در این راستا حاکمیت برای پیاده کردن مو به موی امیالش که نهایتا ارتباط مستقیم به ادامه بقاء حکومت بی کفایتش در کشور دارد، از هیچ هزینه و گزینه ای دریغ نخواهد ورزید. 

در مجموع ‌می خواهم به این نکته بطور خاص اشاره نمایم، علیرغم تمام تلاش هایی که برای به چالش کشیدن رژیم از سوی نیروهای مختلف سیاسی در درون و برون کشور همراه با ابتکاراتی که برخی کشورهای ذینفع بکار خواهند گرفت، همواره باید این واقعیت را پذیرفت که امکانات نظام در تمام زمینه ها – بخصوص در زمینه های مالی و تبلیغاتی در داخل کشور – از جمیع امکانات نیروهای مخالف بیشتر خواهد بود و به این لحاظ تاکتیک و استراتژی مخالفین باید طوری تنظیم گردد که رژیم منفور و غیرمردمی به همان میزان و بلکه بطور تصاعدی در روزها و ماه های بعد از پایان انتخابات هم، به چالش کشیده شود تا مردم هرگز مایوس نشوند و نهایتا با اتکاء بنفس و امید هرچه بیشتر همراه با انرژی لازم از مسیری که به پیروزی نهائی منجر خواهد شد، منحرف نگردند. 

ایران و سیاست خارجی اش در ماه های آینده 

امروز، کمتر کسی است که از وخامت اوضاع و انزوای کامل جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی آگاهی نداشته باشد.اینک گرچه بهانه اصلی مخالفت ها با جمهوری اسلامی،  پرونده هسته ای قلمداد می گردد، ولی ساده اندیشی است اگر صرفا به این باور بسنده شود که در صورت رسیدن به توافقی به منظور حل این مشکل، که بدون عقب نشینی آشکار حاکمیت از مواضعی که در دهه گذشته آنها را مصرانه دنبال نموده، تمام مشکلات دیگر رژیم هم با جامعه بین المللی حل خواهد شد و با لغو تمام تحریم ها پروسه عادی سازی روابط میان ایران و جهان به صورت پیشین آن بازخواهد گشت. 

کشورهای عمده غربی که در سی و چند سال گذشته به دلایل بسیار، اعمال و کردار ستیزگرانه حکومتی که علیه منافع آنها در سراسر جهان از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین،‌را تحمل نموده بودند،‌امروز ضعف ناشی از چند دستگی سیاسی و فروپاشی اوضاع اقتصادی کشور را فرصتی مغتنم برای کسب حداکثر خواسته های خود می دانند و تردیدی نیست که در صورت رسیدن به امیال خود در ارتباط با پرونده هسته ای ایران، بلافاصله بهانه های دیگری از قبیل مداخلات و سیاست های ماجراجویانه و «تروریستی» جمهوری اسلامی در کشورهائی چون لبنان، ‌سوریه،‌ فلسطین، عراق و افغانستان را مطرح خواهند نمود و خواسته های کلانشان برای عادی سازی روابط با ایران را حتی مشروط به رعایت مسائل داخلی چون رعایت حقوق بشر و غیره خواهند ساخت. 

امروز، عرصه مانور دادن برای جمهوری اسلامی در قبال مشکلاتش با جامعه بین المللی تقریبا به حد اقل آن رسیده است. البته،‌ بهترین گزینه برای حاکمیت این می بود که بتواند وضعیت موجود، یعنی شرایطی که نظام بدون دست یافتن به سلاح های هسته ای مجبور به اعلام هیچگونه عقب نشینی از مواضع قبلی اش نشود را بنوعی ادامه دهد. ولی ادامه دراز مدت شرایطی که حالت «نه جنگ و نه صلح» دارد، باتوجه به کارکرد تحریم های موجود و عواقب خطرناک و غیر قابل پیش بینی ناشی ازآن در داخل کشور و در میان توده های مردم، ‌نظام را بطوری در مخاطره و ریسک های غیرقابل قبول قرار می دهد که مسئولین عملا نمی توانند به چنین گزینه ای تن بدهند. 

در زمانیکه پیشرفت بسوی سلاح های هسته ای، از یکسو امکان درگیری نظامی با آمریکا(نه فقط اسرائیل) را از همیشه جدی تر ساخته است و از سوی دیگر ادامه طولانی تر تحریم های اقتصادی و افزایش آنها درصورت عدم رسیدن به توافق با «۵+۱» کشور را بسوی انفجار و ناآرامی های غیرقابل انکار می کشاند، حاکمیت در تمامیت آّن به منظور رهائی از خطرات قطعی اما غیرقابل پیش بینی که موجودیتش را به نحو بی سابقه ای تهدید می کند، چاره یا گزینه ای جز نوشیدن «جام زهر» دیگری به مانند رهبر فقیدش در انتهای جنگ ایران و عراق ندارد. 

اینکه نهایتا کدام گزینه مورد پسند ولی فقیه و سیستم حکومتی او واقع خواهد شد، بستگی به برآوردهائی است که خود این افراد برای حفظ شرایط موجود و بقاء نظام خود به آن می رسند. جام زهری که به حل مشکل پرونده هسته ای و تعدیلی در تحریم ها منجر شود، قاعدتا باید بطور کلی از درگیری نظامی کم هزینه تر باشد. ولی در ۳۳ سال گذشته رفتار و عملکرد حاکمیت خودکامه و ضد مردمی همیشه غیر متعارف اما با یک محاسبه سرو کار داشته و آن این بوده که کدام گزینه علیرغم هر هزینه ای که برای ملت داشته باشد، می تواند یکروز هم شده به عمر این حکومت بیافزاید و موقعیت نامیمون آنان را تامین کند. 

 با این توصیف همانطور که ادامه جنگ خانمانسوز ایران و عراق سال ها پس از اخراج عراقی ها از خاک ایران به منظور تثبیت موقعیت نظام به قیمت جان هزاران ایرانی بیگناه ادامه یافت، انتظار اصلی باید همواره این باشد که این بار نیز،‌ رژیم گزینه جنگ را علیرغم هر بهایی که ملت ما نهایتا مجبور به پرداخت آن شود، صرفا به نیت حفظ قدرت و منافع نامشروع خود انتخاب خواهد نمود.  

اینجاست که مردم باید هوشیار و آگاه باشند و نگذارند که سرنوشت شان و نسل های بعدی ایرانیان اینگونه دستاویز عناصری گردد که جز صدمه به منافع و مصالح ایران و ایرانی دست آوردی دیگر برای ملت ما نداشته اند. 

اینکه در جلسه مذاکرات قزاقستان بظاهر به «۵+۱»  روی خوش نشان می دهند نیز احتمالا، چیزی جز بکار گرفتن تاکتیک فریبکارانه ای برای «شیره مالیدن» بر سر آنها تا پایان برگزاری خیمه شب بازی انتخابات نمی باشد که قطعا به فرم جدید و عوامفریبانه ای جهت مصرف داخلی به منظور کنترل امور در داخل کشور طرح و برنامه ریزی شده است.  

به احتمال قوی، در سال آینده، نتیجه بحران میان حکومت اسلامی با جامعه بین المللی از یکسو و مردم زیرفشار و مستاصل ایران از سوی دیگر، پس از سال ها بلاتکلیفی بالاخره بنوعی روشن خواهد شد. بدیهی است که دست جمهوری اسلامی برای مقابله با مردم ایران به مراتب قوی تر از امکان قدرت نمائی اش در مقابل مجموعه کشورهائی از جمله آمریکا می باشد که رئیس جمهور صلح طلب و ضد جنگ آن، ‌چندین بار مجبور به هشدار به جمهوری اسلامی در هفته های اخیر گردیده و تاکید نموده که «بلوف» نمی زند و در صورتیکه ایران از خط قرمز های تعیین گردیده توسط «۵+۱» بگذرد، بی درنگ از گزینه نظامی استفاده خواهد نمود. 

در داخل کشور نیز اگر چه سرکوب و ارعاب تاکنون توانسته مانع از وقوع اعتراضات و اعتصابات سراسری در کشور شود، ولی هیچکس نمی تواند نقطه لبریز شدن خشم مردمی که راهی برای نجات از بدترین شرایطی که زندگی روزمره آنان را تباه و آینده فرزندانشان را بطور بی سابقه ای تاریک جلوه میدهد، پیش بینی نماید. مع الوصف هیچکس نیز نمی تواند زمان دقیق شنیدن ناقوس مرگ نظام را هم پیش بینی نماید. 

ولی پایان عمر چنین نظامی حتمی است و زمان آن دور نمی باشد. سرنگونی نظام و نجات ایران هم هرگز از طریق درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل و این و آن به دست نخواهد آمد. تنها مردم ما هستند که می توانند با ایستادگی شجاعانه و فداکاری زمینه را برای نجات و سپس بنای ایرانی آباد و آزاد و مترقی هموار نمایند.

این سئوال در اذهان بسیاری از نویسندگان و تحلیلگران همیشه وجود داشته است که چگونه در زمانیکه مردم سوریه آماده دادن جان و خون برای رهائی کشورشان از یوغ یک حکومت جنایتکار و خودکامه می باشند، مردم ایران که خاطره اعتراضات میلیونی آنها چه در بهمن ۵۷ و همچنین در خرداد ۸۸ «شهره آفاق» و سرمشق «بهار عربی» بوده اینطور مسخ شده و آرام در مقابل حاکمیت سر فرود می آورند؟ 

البته این سئوال، پاسخ ساده و قاطعی ندارد. زیرا ملت ایران از بهمن ۵۷ تاکنون هزاران کشته مانند آزادیخواهان سوری داده اند که ملت باید در روزی نه چندان دور از شجاعت و فداکاری و خدمات یکایک آنها علیرغم اینکه پیرو چه مکتب یا مسلکی بوده اند، ابراز سپاس و قدردانی نموده و نام آنان را در مکان ویژه ای در تاریخ کهن کشور ثبت نمایند. ولی از سوی دیگر، مردم ما بی پروا و بدون رهبری (البته نه از نوع مهندسی شده آن توسط بیگانگان) دل به دریا نمی زنند، ضمن اینکه همانطور که به دفعات نشان داده اند، ‌در وقت مقتضی آماده همه گونه فداکاری نیز می باشند. 

اینک پس از ۳۴ سال تجربه تلخ از حکومت جمهوری اسلامی و روی کارآمدن نسلی که در این دوران متولد شده است، ما به نقطه حساسی رسیده ایم که می توانیم قدم های تعیین کننده را با همراهی افراد وطن پرستی که جایگاه و موقعیت ممتاز خود برای خدمت به ایران را در چارچوب همین نظام یافته اند، برداریم. مرحله حساسی که به آن نزدیک می شویم نقطه ای است که این افراد در هر کجا که هستند باید به این نتیجه برسند که نجات ایران و مردمش و تامین نسل های آینده از هر چیز دیگر مهمتر می باشد و نهایتا اینکه نباید گذاشت تا عده ای محدود، فاسد و‌ خود محور همه چیز را به نابودی بکشانند. بی شک، این افراد که در عالی ترین مقامات لشکری و کشوری و در بخش های مختلف اقتصادی کشور مشغول به خدمت می باشند، بیش از هر کس دیگر از فشارهای مختلفی که به آنها اشاره گردیده  آگاهی دارند و میدانند که رژیم حاکم با سیاست های غلطش چگونه مملکت را بسوی نابودی می برد. 

پیوستن این افراد به نیروهای مبارز ملی بی شک شرایط مطلوب و تعیین کننده ای را برای ملت در بر خواهد داشت و ضامن آن خواهد بود که در روزگاری نو، نوروزهای بعدی مان همیشه با شادی و به شکلی که در شان مردم ما می باشد برگزار گردند.

لندن،‌ نوروز ۱۳۹۲

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large