Skyscraper large

وقتى نظامیان، خواب سیاست می‌بینند

dfg54d

سعید آگنجی

در کشورهای در حال توسعه همانند ایران می توان یکی از دلایل مداخله مستقیم و یا حتی غیر مستقیم نهادهای نظامی را در سیاست به عواملی همچون کاهش مشروعیت سیاسی، جامعه مدنی نحیف و عدم وجود احزاب سیاسی کلاسیک دانست. همچنین می توان از انگیزه های این نهادها برای دخالت در سیاست که در ذیل بررسی می شود نام برد. برای ورود به این مبحث که به چه دلیل نظامیان علاقمند به دخالت در سیاست هستند؟ آیا تنها امیال شخصی نظامیان آنها را به این امر سوق می دهد ؟ و یا می توان دلایل دیگری هم برشمرد. و همچنین این دخالت در ایران تا چه حد قابل کنترل می باشد و آیا این روند دخالت منجر به حذف نهادهای همسو علاوه بر نهادهای مدنی خواهد شد؟ 

مهمترین دلایل و انگیزه ها  

انگیزه های دخالت نظامیان (تاکید بر سپاه) در سیاست را باید در گستره ای پیچیده تر از انگیزه دخالت گروهایی مانند اتحادیه های کارگری، دانشجویان و … نگاه کرد و تحلیل نمود. که دلیل همین پیچیدگی را می توان به ساخت سازمانی و کاروِزه های آنها ارجاع داد که خدود بحثی جداگانه است.اما شاید بتوان برخی از مهمترین عوامل این دست اندازی در سیاست را  انگیزه های “صنفی، طبقاتی، منطقه ای و شخصی” دانست. سه عاملی که می توان علاوه بر ترکیب و اختلاط شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران بر شمرد عبارتند از : ۱- حرفه ای بودن سپاه پاسداران و در اختیار داشتن انحصاری ابزار قدرت ۲- شرایط بحرانی یا آچمز بودن شرایط سیاسی ۳- سطح رشد سیاسی مردم و جامعه 

حرفه ای گرایی 

عده ای از نظریه پردازان مبحث توسعه از جمله هانتینگتون معتقد است که “حرفه ای گرایی عامل دور نگهداشتن نظامیان از سیاست است”.  زیرا در این وضعیت نظامیان تنها تمرکز خود را بر مسائل حرفه ای گذاشته و به این امر خواهند پرداخت. “یک افسر ارتش تنها به میزان وفاداری او به اهداف حرفه نظامی وابستگی دارد. نظامیان اگر بر اساس اهداف نظامی سازمان دهی و هدایت شوند، نیروهای مسلح خدمتگزاران مطیع حکومت خواهند بود و بطور یقین تحت کنترل غیر نظامیان یا مقامات کشوری انجام وظیفه خواهند کرد” (کتاب سرباز و حکومت) . هرچند این نظر نمی تواند به بسیاری از پرسش ها در خصوص دخالت این نهاد نظامی در سیاست را پاسخ دهد و ایراداتی هم بر آن وارد است اما با توجه به تجربه اینگونه نهاد ها در ایران و بررسی اجمالی از گذشته نهادی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به راحتی می توان مشاهده کرد که مبحث حرفه ای گری نظامی در این نهاد افت چشمگیری داشته است. هر چند بسیاری معتقدند که یکی از دلایل کاهش به حرفه ای بودن در فلسفه وجودی این نهاد از ابتدای تشکیل هم وجود نداشته است. از نمونه های این کاهش تمایل به حرفه ای بودن این نهاد می توان به وارد شدن آن در مقوله های اقتصادی و امنیتی علی الخصوص در داخل کشور (با توجه به سخنان آقای خمینی که سپاه را بیشتربه ورود در مسائل امنیت داخلی علاوه بر دفاع از کشور تشویق می نمود) دانست.     

شرایط آچمز در فضای کشور 

در زمانی که مشروعیت نظام رو به افول می باشد و به نوعی جامعه دچار بحران ها و حتی نابسامانی های اجتماعی و سیاسی می گردد تا به امروز معمول بر این بوده است که انگیزه های کافی و وافی در اختیار نظامیان ایجاد می شود که در سیاست دخالت بکنند. اما چگونه و به چه دلیل؟ کاهش مشروعیت در نظام های دیکتاتوری و حتی شبه دموکراسی (نمونه ایران) ارتباط مستقیمی با مشارکت سیاسی مردم در صحنه های سیاسی و به تبع انتخابات دارد. در این شرایط به دلیل سرخوردگی های موجود می توان بی تفاوتی را در رفتار و کنش های مردم مشاهده نمود. از سوی دیگر حاکمیت و سیاستمداران نزدیک به حلقه قدرت ناچار هستند برای بالا بردن مشروعیت (هرچند ظاهری) و نیز حفظ منافع نیروهای نظامی را به دخالت و وارد نمودن به فضای سیاسی ترغیب کنند. هر چند ممکن است این ترغیب نیز به دلیل تمایلاتی شخصی خود نظامیان هم باشد که توسط حاکمیت ممانعتی از آن به عمل نمی آید. می توان بدون اغراق گفت در این مقطع زمانی می توان تمام این دلایل را بدون مشخص نمودن مرز مشخصی در ورود نهادها نظامی از جمله سپاه و بسیج به عنوان مثال بیان کرد. و از آن سو هم می توان به اختلاف میان همین نهادها و بخشی از قدرت حاکم (قوه مجریه) در اهداف سیاسی به عنوان عاملی برای ورود اینان به عرصه سیاست و سیاستگزاری (حداقل به عنوان یک گروه نفوذ) در راستای همین عدم مشروعیت اشاره کرد. 

 آگاهی مردم و تمایلات نظامیان  

در جوامعی که معمولا مردم از رشد سیاسی پایین تری برخوردارند (جوامع در حال توسعه و گذار مانند ایران) و مشارکت سیاسی مستمر و منظمی از مردم که بعنوان یک شاخص توسعه می توان از آن یاد کرد و یا فرهنگ مشارکت سیاسی پایین وجود دارد معمولا در شرایط بحرانی و یا شرایط خاص تاریخی به تدریج گروهها و نیروهای جدیدی وارد عرصه سیاسی می شوند که غالبا در راستای شکاف های اجتماعی شکل نگرفته اند و شاید بتوان گفت نیروهایی وارد فضای سیاسی می شوند که از خصایص مهم آنها فرقه گرا بودن آنهاست (گروه احمدی نژاد- مشایی). در این شرایط حکومت قادر با تامین و مدیریت خواسته های مردم و یا حتی این فرقه ها نخواهد بود و یکی از راه های برون رفت از این فضا رو می توان دخالت نظامیان در معادلات سیاسی دانست.  

نتیجه

در چنین شرایط و فضای که از جامعه و نحوه معادلات نظامیان و نهادهایشان با بدنه اجتماعی و هرم قدرت ترسیم شد دور از ذهن و غیر محتمل نخواهد بود که نظامیان از جمله سپاه در سیاست و حتی انتخابات پیش رو دخالت کند . چون در غیر اینصورت همانطور که اشاره شد کارویژه و نقش جدیدی که حداقل در این چند سال اخیر برای خود تعریف نموده است مغایر با عدم دخالت می باشد. این دخالت و وارد شدن در سایاست بنظر می رسد تا به آنجا هم پیش خواهد رفت که برای باقی ماندن در حلقه قدرت و یا حداقل در همین نقش اقتصادی و امنیتی که باز تعریف کرده است از رهبری  (لزوما نهاد رهبری منظور نیست) عبور کرده و برای حفظ منافع نهاد خود دست به کودتا و یا شبه کودتایی هم بر علیه بالا نشینان قدرت بزند. گذر زمان تاکتیک های این نهاد های نظامی را برای رسیدن به استراتژی خود را بهتر نمایان خواهد کرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large