Skyscraper large

راه سبز امید؛ تجربه لهستان

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

نگاهى به انقلاب هاى کلاسیک در دهه هاى اخیر عواملى چون خشونت، مبارزه ى محض براى تغییر( تخریب و بازسازى انقلابى مناسب و مراجع )، اوج گیرى روحیه ى انقلابى و تلاش براى ارزش سازى هاى انقلابى ( هر چه انقلابى تر ارزشمند تر ) تنها شاید بخشى از وجوه مشترک این انقلاب ها باشد، اما شاید یکی از وجهه هاى مهم در نیازمندى انقلاب هاى  کلاسیک به ” رهبرى انقلابى ” است.  در واقع رهبرى انقلابى است که انقلاب را سازمان مى دهد، ایدئولوژى ها را تحریر مى کند و شاید بتوان گفت توده ى مردم را رهبرى انقلاب، انقلابى مى کند. در انقلاب هاى کلاسیک شبکه هاى اجتماعى کمتر جاى دارند و اگر هم چنین مهمى دیده شود بیشتر شامل شبکه هایى وابسته به تفکر محض رهبرى است و نه شکل دهنده ى تفکر سازمانى نیروهایى که انقلاب را به پیش مى برند. 

در موارد متعددى از انقلاب هاى کلاسیک شاهد آن بودیم که به شعار و به عمل، هدف وسیله را توجیه مى کند و برای دستیابى به انقلاب و اهداف انقلاب، رهبرى و به تبع آن نیروهاى انقلابى دست به هر کارى مى زنند و آنها را تحت نام هایى چون ” دشمن انقلاب ” ، تهدید بیگانه ” مشروع مى کنند و در این مسیر حتى اخلاق را زیر پا مى گذارند که اسناد منتشر شده سال هاى بعد از انقلاب ابعاد متعددى از آن را نشان مى دهد. 

اما اگر به نمونه هاى نوین انقلاب ها را نگاه داشته باشیم، بخصوص در تحول بزرگى که در لهستان روى داد این عناصر رنگى دیگر دارند. 

آدام میچنیک از اولین کسانى بود که جنبش همبستگى در لهستان را پایه گذارى کرد، او بیش از ٢٠ سال درون و بیرون از زندان علیه دیکتاتورى کمونیست ها در لهستان مبارزه کرد. او همواره بر این عقیده بود که براى پیروزى در یک مبارزه تنها عدم استفاده از روش هاى خشونت آمیز کافى نیست و باید با استفاده از مبارزه ى اخلاقى در جهت رشد و نهادینه شدن فضایل اخلاقى ، به مبارزه با دروغ و فساد برخاست. آموزه هاى او بر آمده از مکتب گاندى بود که مبارزه را تنها در عرصه ى خیابان ترسیم نمى کرد و خود سازی را یکى از مهمترین عرصه هاى مبارزه علیه فساد تدریس و به آن عمل کرد. 

میچنیک باور داشت در اوج سرکوب و شکست مکرر تلاش هاى اصلاح طلبانه، باز هم امیدی هست و آن تلاش براى تغییر جامعه لهستان است تا در آینده ” شهروندان آزاد ” مبناى ” لهستان آزاد ” شوند. او با همین نگاه شبکه هاى اجتماعى آزاد را تئوریزه و عملى کرد تا اعضا در طول روز مستقل و آزاد باشند و در عین حال تلاش مى کرد مدلى از زندگى را غالب کند که گویى دیکتاتور وجود ندارد و ” هر شهروند ” موظف است وظایف خود را در آن چهارچوب فکرى به پیش برد. 

با این نگاه، مبارزه ى بدون خشونت در وهله ى اول حاکمیت را مورد هدف قرار نمى دهد بلکه  شهروند آزاد و مسئول است که  یک جامعه سازمان یافته بر پایه ى عناصر اخلاقى را تشکیل مى دهند و این سازمان در یک چهارچوب بى خشونت به مبارزه با فساد بر مى خیزد. با این نگاه پایدارى مبارزه همسنگ پایدارى آن رشد اخلاقى مى شود و فراز و فرودهاى مبارزه هاى خاص سیاسى آن را تحت تاثیر قرار نخواهد داد. 

یکى از مهمترین مولفه هایى که جنبش سبز هم همراه خود داشته و دارد این است که اخلاق را مبناى بسیارى از تحرکات سیاسى خود قرار دهد، از همان روزهاى پیش از انتخابات که ” دروغ ممنوع ” را شعار خود قرار داد و بعدتر که میر حسین موسوى در بخش هاى گوناگون بیانیه ها و مصاحبه هاى خود به شکل هاى مختلف به موضوع اخلاق، انسان مسئول و راهى هدفمند اشاره کرد. 

میر حسین موسوى در بیانیه ى ١٣ خود راه بازسازی روحیه ى انقلاب و همچنین نفى خدشه به آرمانهاى آن را چنین تعریف مى کند: “ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی – اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم” و یا زمانى که راه سبز امید که عصاره ى نظرى حرکت او مى توان لقب داد را ترسیم مى کند، چنین مى نویسد: “راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود”.

او به همین دلیل بود که برای مبارزه ى خود ” راه ” را انتخاب کرده بود که همواره مسیر آن رو به رشد باشد و مبارزه اش پایانى نداشته باشد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large