Skyscraper large

خالق مجسمه مادر؛ نمادی از زن دوران گذار

sdf4231z

سعید آگنجی

پنج پرده از یک زندگى؛ به بهانه هشتم مارس: 

نگاه به گذشته را شاید بتوان مهمترین نشانه سنت و نگریستن به جلو را مهمترین خصیصه مدرنیته دانست. مى توان گفت در مدرنیته ما بر مبنای تفکر و تعقل به پیش می رویم و سعی در شناخت حقایق با توجه و نگاه به گذشته داریم اما سنت با نگاه به گذشته راه حل و حقیقت ماجرا را در نگاه پیشینی می بیند. در واقع سنت از بودن می گوید و تجدد از شدن. تجدد امروز سنت فرداها خواهد بود و می توان بر همین مبنا ادعا کرد که هیچ حقیقتی مطلق نیست (حداقل در مسائل اجتماعی) و باید به دیده ای تردید آمیز به آن نگریست. 

در این میان اگر به انسان ها و افراد در تاریخ گذشته و حال نگاه کنیم خواهیم دید همواره انسان هایی که اینگونه به مسائل و جهان نگریسته اند و یا حداقل خود را با تحولات اجتماع به این نگاه نزدیک تر کرده اند اندک شمار هستند.  و همیشه دعوایی پیدا و ناپیدا میان این دو نگاه وجود داشته و خواهد داشت. و اما این فضا تنها توسط افرادی تلطیف شده و می شود که بتوانند این دو نگاه را با کمترین تنش هایی به هم نزدیک کنند. در این میان بدون هرگونه اغراقی می توان به زهرا رهنورد اشاره کرد. وی را می توان تلفیقی از گذشته و حال دانست. 

  پرده اول: دوران کودکی 

زهره کاظمی مشهور به زهرا رهنورد (نامی که خود بعدها برگزید) متولد سال ۱۳۲۴ در شهرستان بروجرد است. مادرش احترام السادات نواب صفوی از اقوام سید مجتبی صفوی و پدرش محمد صادق کاظمی از نظامیان حکومت پهلوی بود که در دانشگاه جنگ تهران به انجام وظیفه مشغول بود. به گفته رهنورد ” یک نظامى معترض و ناسازگار با رژیم بود نیز سبب شد تا حضور در جادههاى صعب و گردنه هاى هولناک و شهرهاى مختلف، مرا آماده یک زندگى پر فراز و نشیب کند” که سرانجام  این ناسازگاری با رژیم  سرانجام “به دلیل برخورد فیزیکی با یک نظامی آمریکایی” منجر به اخراج پدر از کار می شود. جبراً به کارهای دیگر روی می آورد. 

به گفته خود وی اولین اموزش ها را در محیطی زنانه فرا گرفت. “شخصیت من تحت تأثیر سه زن، ابتدا مادربزرگ استثنایى ام، مادر و خاله ام ساخته شد. “مادربزرگ” به سه زبان سخن مى گفت و من مخاطب بودم و باید مفهوم را درمى یافتم. زبان قرآن و روایات، زبان حافظ و سعدى و مولوى و زبان ضرب المثل.

“مادر” مهربانم که با شجاعت، سلحشورى، آزادى خواهى و فداکارى بخش دیگرى از شخصیت مرا ساخت. خاله که مظهر دانش بود، او تحصیلکرده و فرانسه دان بود. دبیر ادبیات فارسى و فرانسه و از همه مهم تر او مادر نخستین استاد من اکبر امیرنظام (شاگرد استاد کمال الملک) بود. امیرنظام خط، مینیاتور، نقاشى آبرنگ، رنگ روغن و بخشش و بزرگى را خوب مى دانست.” از این رو زهرا آمیزه ای از دو نگاه دنیای متجدد و سنتی به رشد خود ادامه داد.

سرانجام دبیرستان خود را در رشته تحصیلی تجربی و درسال ۱۳۴۲ به اخذ دیپلم طبیعی آن زمان به پایان رساند. 

پرده دوم: از دانشگاه تا ازدواج و مهاجرت 

پس از اتمام دوره دبیرستان و ورود به دانشگاه تربیت معلم و اتمام این مقطع تحصیلی، زهرا رهنورد بنا به استعداد و علاقه ای که از کودکی در هنر و نقاشی داشت در سال ۱۳۴۴ به تحصیل در رشته مجسمه سازی در دانشکده هنرهای زیبای تهران می پردازد. در این رشته نیز در سال ۱۳۴۸ فارغ التحصیل می شود. در همین سال با میر حسین موسوی می کند که ثمره این ازدواج سه فرزند دختر بوده است. در سال ۴۹ و با برگزاری برنامه های حسینه ارشاد به همراه میرحسین از شرکت کنندگان ثابت و همیشگی این سلسله نشست ها  با حفظ فاصله تز گروههای آن زمان می شوند. “در دانشگاه که سرشار از شور و مبارزه بود، سه دسته بودند؛ مذهبی ها، ملی گراها، کمونیست ها. ولی من جزو هیچ کدام از آنها نبودم.” خاطره محبوبه متحدین و حسن آلادپوش که از اوج مسلمانی به افراط در کمونیست افتاده بودند، سبب شد که آنها همیشه مجاهدین خلق را با دیده شک بنگرند. وی درباره خود می گوید: “دوران دانشجویى که همزمان با تأهل و مادر شدن من بود، با حمایت خانواده کامل و کامل تر مى شدم. بعد از برگزارى نمایشگاههاى متعدد از نقاشى هایم با مطبوعات و حسینیه ارشاد آشنا شدم و در پرتو شخصیتهاى بزرگى چون استاد مطهرى، شریعتى قدم به قدم پیش مى رفتم که حسینیه ارشاد تعطیل شد و من احساس کردم با آن اطلاعاتم نمىتوانم همه محتواى ذهنم را بیان کنم. پس خواندم و خواندم و خواندم.” در همین دوره وی در رشته پژوهش های هنر دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد فارغ اتحصیل می شود و بیشتر به فعالیت های اجتماعی و گاهاً حضور در فعالیت های سیاسی می پردازد. که سرانجام همزمان با کمتر شدن فعالیت حسینه ارشاد و دستگیری شریعتی در سال ۵۲ فعالیت های خود را به کترین حد ممکن می رساند. وی به همرا دو دختر خوددر سال ۱۳۵۵ قصد عزیمت به آمریکا می کند و در آنجا با عضویت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به مبارزه با رژیم گذشته می پردازد. 

پرده سوم: بازگشت به وطن و آغاز دوباره  

با نزدیک شدن انقلاب ۵۷ رهنورد نیز همانند بسیاری دیگر به کشور بازگشت تا در بازسازی و برپایی حکومت آرمانی خود تلاش کند. در این میان در کنار همسر خود که در این سال ها از تاثیر گذارترین چهره های کشور بود به فعالیت هایی فرهنگی بپردازد. هر چند در این مدت بنا به گفته خود از فعالیت هایش کم نمود. “تصمیم گرفتم به سه فرزندم رسیدگی کنم، کارهای هنری ام را ادامه دهم و کتاب بنویسم.”. در این میان بعد از بازگشایی مجدد دانشگاه ها به محیط دانشگاهی باز می گردد . در همین راستا و انجام امور فرهنگی وی به عنوان سردبیر نشریه زینب وابسته به موسسه اطلاعات همچنین فعالیت می کند و نیز به همراه مرضیه حدید چی دباغ ، زهرا مصطفوی، فاطمه طباطبایی (همسر سید احمد خمینی) و تعدادی دیگر در سال ۶۵ رسما تاسیس می کنند و در تیرماه ۱۳۶۸ به عنوان اولین تشکل سیاسی از وزارت کشور به دبیر کلی وی اجازه فعالیت می گیرند. به رغم اینکه اهم فعالیت های این تشکل فرهنگی بود اما ترکیب اعضای شورای مرکزی این تشکل تمایلات آن را به جناح چپ می باشد. چنانچه عملکرد این جمعیت در تهیه لیست های انتخاباتی  کاندیداهای مجلس نیز به وضوح گرایش سیاسی این جمعیت را نشان می دهد. 

اما در همین دوره و پس از اتمام نخست وزیری میر حسین و کناره گیری و انزوای وی از سیاست نیز رهنورد به کارهای پژوهشی و علمی خود بیشتر سوق داده شد. و توانست فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل کند. همچنین در این سال ها به خلق کارهای هنری بی شماری پرداخت که شاید بتوان از مهترین و معروفترین آنها ساخت مجسمه “نرگس عاشقان” (۱۳۷۳) که در میدان مادر نصب شد نام برد. 

پرده چهارم: از اصلاحات ٧۶ تا انتخابات ٨٨  

با ورود خاتمی به کارزار انتخاباتی در دوم خرداد ۷۶ رهنورد نیز به جبهه دوم خرداد پیوست. پس از پیروزی اصلاحات وی به عنوان مشاور محمد خاتمی انتخاب شد. و در سال ۷۷ به عنوان اولین رئیس دانشگاه زن به ریاست دانشگاه الزهرا منصوب شد و سرانجام با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد وی از ریاست این دانشگاه کنار گذاشته شد. 

مع الوصف در این مدت همچنان رهنورد به کارهای هنری و علمی خود مشغول بود. اما نام رهنورد را می توان در این دوره و بعد از خرداد ۸۸ بیشتر لمس کرد. او را می توان به عنوان زنی که پلی ارتباطی بین نسل گذشته و نسل امروز است تصور کرد. از پوشش تا فعالیت ها و سخنرانی هایش می توان تلفیقی از یک زنی که محصول گذار جامعه از سنت به مدرنیته است احساس نمود. 

پرده پنجم: همراهی معترضان و تاوان زندان 

بعد از اعلام نتیجه انتخابات و اعتراض بخش وسیعی از رای دهندگان که معتقد به مهندسی نتایج ارابه نفع کاندیدای نزدیک به رهبر بودند، زهرا رهنورد به همراه همسر در این جنبش نقش فعالی را ایفا کرد. در این میان وی  بنا به همان نگاهی که فعالین جنبش سبز نقش پل گونه وی در نگاه به سنت و تجدد داشتند کارویژه های جدیدی علاوه بر نقش یک همراه برای مهندس موسوی قائل شدند و وی را به عنوان بخشی از رهبران این جنبش متصور شدند که بازگو کننده و نماینده حداقل زنان جنبش سبز بودند که ایشان توانست این نقش را چه در حمایت ها و چه در رفتار خود نشان دهد. به همین دلیل هم شاید تصور کرد که حاکمیت او را به همراه دو رهبر دیگر جنبش در زندان خانگی نگه داشته است و فشارهای روزافزونی را به او وارد می کند که می توان در این میان به مرگ پدر وی (صادق کاظمی) و عدم اجازه برای حضور وی و همسرش در مراسم های ترحیم او و یا ممنوع الملاقات نمودن وی با دختران و مادرش اشاره کرد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large