Skyscraper large

یک قرن مبارزه برای دست یابی به حقوق برابر

sd6f54s

مژگان مدرس علوم

اگرچه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۷ روز هشتم ماه مارس را به عنوان روز حقوق زنان و صلح بین‌المللی به تصویب رساند اما پیشینه این روز به هشت مارس سال۱۸۵۷ باز می گردد. در این روز، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دست‌مزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند.

پس از قیام زنان کارگر در آمریکا به تدریج برگزاری تظاهرات “روز جهانی زن” به کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین کشانده شد. حتی در کشورهایی که سرمایه‌داری در آنها حکم‌فرما بود نیز جنبش حمایت از حقوق زنان اوج چشمگیری یافت. در آمریکا و اروپا، این جنبش ها از مبارزه علیه قیود و قوانین کلیسا گرفته تا موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه‌نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره ترویج یافت. سرانجام در سال ۱۹۷۷ روز ۸ مارس رسما به عنوان روز جهان زن در سراسر جهان شناخته شد.

اما در ایران روز تولد حضرت فاطمه بعنوان روز زن در تقویم رسمی جمهوری اسلامی تعیین شده است. با این وجود فعالان حوزه زنان روز زن را در هشتم مارس در راستای مبارزات پی گیر زنان سراسر جهان برای دستیابی به حقوق اجتماعی و سیاسی خود گرامی می دارند.

 پس از انقلاب مشروطیت مساله زنان و حضور آنان در عرصه های عمومی و اجتماعی جدی شد و در دوران پهلوی تابوهایی شکسته شد که امکان بازسازی آنها محال یا بسیار دشوار بوده است.

در اوایل دهه سی، زنان با حضور تدریجی خود در تظاهرات خیابانی و شرکت در بحث های سیاسی، مشارکت سیاسی خود را افزایش دادند. تا اینکه در سال ۱۳۴۱ با طرح اصلاحات ارضی و انقلاب سفید به زنان حق رای داده شد و قوانینی نیز به نفع زنان از جمله تصویب و اصلاح قانون خانواده را صورت گرفت.

در سال ۱۳۵۷  زنان به صورت میلیونی حتی در پائین ترین و سنتی ترین لایه ها و طبقات اجتماعی به خیابانها آمدند. زنان در هفدهم اسفند ۱۳۵۷  در روز جهانی زن  علیه حجاب اجباری و تحقیر و تبعیض جنسی تظاهرات کردند که به یک روز مبارزاتی بیاد ماندنی در تاریخ جنبش زنان ایران تبدیل شد. اما با سرکوب حاکمیت و به خشونت کشانده شدن اولین ۸ مارس بعد از انقلاب  سالها گرامیداشت روز زن به حوزه خصوصی کشانده و تبعید شد.

پس از قدرت گرفتن دولت اصلاحات خاتمی، ۸ مارس پس از سال ها دوباره توسط مرکز فرهنگی زنان  به عنوان یکی از اولین سازمان های غیر دولتی زنان در دوره اصلاحات در یک مکان عمومی برگزار شد.

همزمان با سرکوب دولت خاتمی، تجمعات زنان نیز با خشونت به حاشیه کشانده شد. می توان به تجمع ۸مارس ۱۳۸۴ و ۱۳۸۲ در پارک دانشجو و تجمع ۱۳۸۵ مقابل مجلس اشاره کرد که به ضرب و شتم و بازداشت تجمع کنندگان انجامید.

اما آنچه حائز اهمیت است این است که طی سالهای اخیر با وجود تبلیغات دولتی حضور زنان در پست های مهم بر اساس لیاقتها و شایستگی ها صورت نگرفته و از همین رو دستیابی به نقش و جایگاه واقعی زنان در مدیریت کلان جامعه تحقق نیافته است. تنها با نگاهی به درصد ورود زنان راه یافته به مجلس می توان به موانع و کاهش مشارکت سیاسی زنان در ساختار قدرت سیاسی کنونی پی برد.

بر اساس آمار در سه دوره اول انتخابات مجلس به طور میانگین تنها ۵/۱ درصد نمایندگان از بین زنان انتخاب شده اند. دوره چهارم، پنجم و ششم تعداد نمایندگان زن سیر صعودی داشته و به حدود ۵/۴ درصد رسیده است. این نسبت مجددا در دوره ی هفتم و هشتم سیر نزولی به خود گرفته و به کمتر از ۳ درصد کاهش یافته است. نسبت حضور زنان در مجلس نهم ۳۳ درصد کاهش یافته است و علیرغم انتخاب اولین وزیر زن در این دوران، تعداد نمایندگان زن در مجلس نهم به ۸ نفر می رسد درحالیکه همین تعداد در مجلس هشتم ۱۳ نفر بوده است. همین تعداد اندک زنان در مجلس هم بدلیل نگاه جناحی سیاسی، هیچگاه تلاشی مستمر و مستقل در راستای حقوق زنان انجام نداده اند.

اما پس از نزدیک به یک قرن فراز و نشیب های سیاسی، محدودیتها نقش زنان در جامعه را کاهش نداده است و حرکت زنان برای یافتن جایگاهی برابر با مردان به گونه ای آرام استمرار دارد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large