Skyscraper large
سرمقاله اكونوميست- ترجمه محمد افخم

مرگ یک کشور

df54gzs

محمد افخم

بعد از جنگ جهانی اول، سوریه از لاشه ی امپراطوری عثمانی زاده شد. بعد از جنگ دوم، استقلالش را به دست آورد. بعد از جنگی که هم اکنون در جریان است ممکن است دیگر یک کشور نباشد.

در حالی که دنیا فقط نظاره گر است، کشوری که بین ترکیه، لبنان، اردن، عراق و اسراییل احاطه شده است در حال فروپاشی است. شاید رژیم بشار اسد، رییس جمهور سوریه، در اثر هرج و مرج سقوط کند؛ اما نباید از یاد برد دولت احتمالن برای زمانی می تواند از موضع یک دژ مستحکمتحتِ محاصره بجنگد، آن ها دارای بزرگترین نیروی شبه نظامی در سرزمین شبه نظامی هاهستند. در هر حال، هر روز بیش از پیش، به نظر می رسد سوریه در دام جنگ سالاران متخاصم، اسلام گراها و گروه های دیگر، گرفتارشود. سومالی جدیدی در قلب مشرق در حال پوسیدن است.

اگر این اتفاق بیفتد، زندگی میلیون ها نفر نابود خواهد شد. یک سوریه تجزیه شده، خوراک جهاد جهانی خواهد بود و نفتِ آتش رقابت های خشن خاورمیانه است. سلاح های شیمیایی آقای اسد، که هنوز در جای امنی هستند، همواره می توانند در خطر افتادن در دستان افراد خطرناکی باشند. و نتایج این فاجعه تنها محدود به خاور میانه نخواهد بود. با این حال کشورهای دیگر و مخصوصن آمریکا، هیچ کاری برای کمک نمی کنند.

جاده ی از دمشق

بخشی از دلیل تردید غرب این است که از آغاز قیام در سال ۲۰۱۱، آقای اسد از روش های خشونت آمیز استقبال کرده است. با حمله به بهار عربی با توپ و تفنگ، او معترضین ملایم را به نیروهای شبه نظامی تبدیل کرده است. با بمباران شهرها مردمان خودش را آواره کرده است. با ترغیب هواداران علوی اش به کشتار اکثریت سنی، جهادگراها را به وجود آورده و سوری های متعلق به گروه های دیگر را قانع کرده که اگر از او حمایت نکنند، سقوطش به خونخواهی و انتقاموحشتناکی منجر خواهد شد.

خون سوری ها حالا به راحتی در حال هدر رفتن است و تنفرهای قومی در حال فوران. جنگ می تواند سالها ادامه داشته باشد. گروه های شورشی اخیرن به فتح پایگاه های نظامی روی آورده اند. آن ها کنترل بخش های قابل توجهی از شمال و شرق را به دست آورده اند و در شهرهای بزرگ مشغول به جنگ هستند. ولی شورشی ها، همانقدر که متحدند، دشمن هم هستند. آن ها حالا علاوه بر نیرو های دولتی به همدیگر هم شلیک می کنند.

حتا اگر آقای اسد نتواند کشورش را تحت امر خود در آورد، هنوز دلایل کافی برای ادامه ی جنگیدن دارد. او هنوز از فداکاری های شبه مذهبی علوی های و حمایت با اکراه گروه های دیگر که از آینده می ترسند، بهره می برد. او فرمانده ی حدود پنجاه هزار نیروی مسلح وفادار است و ده ها هزار نیروی نظامی دیگر که البته آموزش کمتری دیده اند و کمتر وفادارند. او توسط روسیه، ایران و عراق حمایت می شود. که او را از نظر مالی، نظامی، مشورتی و نیروی انسانی پشتیبانی می کنند. حزب الله، سرسخت ترین نیروی شبه نظامی لبنان هم، در حال فرستادن نیروهایش به سوریه است. مطمئنن، آقای اسد برنده ی این جنگ نخواهد بود ولی اگر اتفاق غیر منتظره ای نیفتد، هنوز راه درازی تا باختن دارد.

تا اینجا جنگ جان بیش از هفتاد هزار نفر را گرفته است و ده ها هزار مفقود الاثر بر جای گذاشته است. رژیم بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر را زندانی کرده است. بیش از دو میلیون بی خانمان در سوریه وجود دارد که به دنبال خانه و سقف می گردند بیش از یک میلیون نفر هم در وضع اسف باری آن سوی مرزها زندگی می کنند.

رنج کشیدن در این مقیاس، بیرحمانه و به دور از وجدان است. این درس نسل کشی ها و جنگ های داخلی ایست که صورت نیمه دوم قرن گذشته را زخمی کرده است. با این حال اوباما عنوان کرده نجات دادن زندگی افراد به تنهایی دلیل کافی برای اقدام نظامی نیست. بعد از تجربه ی افغانستان و عراق و سختی تحمیل صلح، آمریکا از گیر افتادن در هرج و مرجی که آقای اسد ایجاد کرده، می ترسد. آقای اوباما در دور دوم انتخاب شده تا در نبردهای اقتصادی داخل کشورش پیروز شود. او معتقد است آمریکا هنوز خسته تر از آن است که وارد یک فاجعه ی خارجی دیگر شود.

این نتیجه گیری هرچقدر هم قابل فهم باشد، اشتباه است. به عنوان تنها ابرقدرت جهان، آمریکا احتمالن در هر صورت در سوریه گرفتار خواهد شد. اوباما حتا اگر بتواند در برابر استدلال های انسان دوستانه مقاومت کند، به سختی می تواند از کنار علایق کشورش بگذرد.

اگر جنگ ادامه پیدا کند، سوریه تبدیل به مجموعه ای از حکومت های ملوک الطوایفی در حال جنگ خواهد شد. برای آمریکا، دسترسی به تقریبن هر چیزی که در خاورمیانه به دنبال آن است سخت تر خواهد شد. وجود تروریسم، تضمین توزیع انرژی و جلوگیری از گسترش سلاح های کشتار جمعی: یک جنگ داخلی ۱۵ ساله در لبنان و تجزیه ی سوریه همه را تهدید می کند.

حدود یک پنجم شورشیان که بهترین سازمان دهی در بین شورشیان را هم دارند، جهادگراها هستند. آن ها تهدیدی برای سوری های میانه رو (شامل سنی ها) هستند و می توانند از قلمروهای فاقد قانون به عنوان پایگاهی برای تروریسم بین المللی استفاده کنند. اگر آن ها اسراییل را در بلندی های جولان تهدید کنند، اسراییل به شدت از خود دفاع خواهد کرد و این مساله مطمئنن افکار عمومی اعراب را ملتهب خواهد کرد. سوریه ی تجزیه شده می تواند لبنان را هم تجزیه کند، جون اسد حامیان خود در آنجا را نیز تحریک خواهد کرد. اردن، به عنوان یک کشور فقیر و شکننده، توسط اسلام گراها و پناهندگان بی ثبات خواهد شد. در حالی که اکثریت شیعه ی عراق که وابسته به نفت است به سختی می تواند خودش را نگه دارد ؛ ورود سنی های عراقی بهاین نزاع، تنها شکاف ها را عمیق تر خواهد کرد. نتایج شرایط سوریه ی کنونی، شامل انبار سلاح های شیمیایی آقای اسد، می تواند دستیابی به هدفِ جلوگیری از رسیدن ایران به بمب اتمی را هم پیچیده تر کند. آقای اوباما می خواست از سوریه دوری کند، ولی سوریه به دنبالش خواهد آمد و دامنش را خواهد گرفت.

هیچ کاری نکردن هم یک سیاست است

سوریه امروز از آنچه در ماه اکتبر بود خطرناک تر است، زمانی که این نشریه درخواست اعلام منطقه ی پرواز ممنوع برای زمین گیر کردن نیروی زمینی آقای اسد کرد. سیاست آقای اوباما مبنی بر این که منتظر باشد تا آتش سوریه خود به خود خاموش شود، در حال شکست است. به جای تماشای از بین رفتتن همه چیز، او باید وارد عمل شود.

هدف او باید محافظت از آنچه از سوریه باقی مانده است، باشد. یعنی تلاش کند اطرافیان آقای اسد را قانع کند باید از این دو یکی را انتخاب کنند یا یک شکست خانمان برانداز یا تبعید خانواده ی اسد به عنوان پیش شرط مذاکره با شورشی ها. اعلام منطقه ی پرواز ممنوع هم برای زمین گیر کردن نیروی هوایی آقای اسد و از بین بردن برخی از موشک هایش نیاز است. این یک علامت بزرگ و برجسته از تصمیم آمریکا به هواداران اسد خواهد بود. آمریکا باید دولتی انقالی منتخب اپوزوسیون سوریه را به رسمیت بشناسد. باید گروه های شورشی غیر جهادی را مسلح کند. بخشی از این سلاح ها باید موشک های ضد هوایی باشد. فرانسه و بریتانیا از این موضوع پشتیبانی می کنند، حتا اگر بقیه ی اروپا این کار را نکند. بخشی از حمایت روسیه از آقای اسد برای عقیم نگه داشتن آقای اوباماست. اروپا و آمریکا باید با تضمینِ دادنِ نقشی در سوریه ی آزاد، به تلاششان برای اغوا کردن روسیه برای تسلیم سوریه، ادامه دهند.

هیچ تضمینی وجود ندارد که این سیاست کاگر خواهد بود. ولی حداقل باعث ایجاد ارتباط با گروه های شورشی غیر جهادی در صورت باقی ماندن اسد خواهد شد که امریکا به آن ها به عنوان متحد در شرایط هرج و مرج نیاز دارد. در شرایط امروز، آن سوری های میانه رو کاملن احساس تنها ماندگی می کنند.

 


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large