Skyscraper large

حق رأی و خانه داری

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD

سوده راد

سفره هفت سین و تحویل سال نو همچنان خیال انگیز و پرهیجان است و این روزها که کمتر از  دو هفته به فرارسیدن نوروز مانده،  خانه ها و دل ها به استقبال نوروز می روند، شادی آمدن بهار لبخند بر لب می نشاند و آرزوها و اهداف سالانه آرام آرام شکل می گیرند. اما به پیشواز بهار رفتن، تمامش همین نیست و امسال هم مثل هرسال دردسرهای خانه تکانی جایی ویژه در این روزهای آخر سال دارد. حتی اگر انجام همه امور خانه و خانه تکانی های بهاری بر عهده زنان ساکن خانه نباشد، مدیریت بخش بزرگی از آن بر عهده زنان است. نابرابری در تقسیم وظایف روزمره خانه در حالی به چشم می آید که بسیاری از این وظایف خرد و درشت روزمره خانه و خانه داری و تربیت فرزندان برعهده زنان عضو خانواده است و موسم خانه تکانی تنها بخشی از ۳۶۵ روز سال را در بر می گیرد.

در همین روزهای پرهیاهو و پر از کار و گردگیری، زنان ایرانی پنجاهمین سالگرد دستیابی به حق رأی و مشارکت سیاسی را جشن می گیرند. حقی که وجود آنها را در عرصه سیاست به رسمیت می شناسد و به آنها برای مشارکت در تعیین سرنوشت خود و کشور خود فرصت انتخاب می دهد. با این که حق رأی تمام حقوق سیاسی زنان را در بر نمی گیرد و زنان ایرانی همچنان برای مداخله و ایفای نقشی فعال در عرصه سیاست با مشکلات فراوانی روبرو هستند، ورود زنان به این حوزه هر روز پر رنگ تر از قبل می شود. نابرابری حضور زنان در مجلس، دولت و سایر پایگاه های قدرت سیاسی در سراسر دنیا امری چالش برانگیز است، تا آنجا که برخی کشورها برای حداقل تعداد زنان حاضر در مجلس و غیره سهمیه تعیین کرده اند تا سیاست منحصراً مردانه نباشد. هرچند استراتژی سهمیه بندی کمک قابل توجهی برای رسیدن به این هدف است، هرگز کافی نیست. چرا که در نهایت، دانش، تجربه و توانایی هر سیاستمدار است که نقشی تعیین کننده در تصمیم گیری هایش، از رأی مثبت و منفی به قوانین در مجلس گرفته تا ریاست دولت دارد. زنان این دانش و تجربه را کجا و کی به دست می آورند؟

بی تردید برای رسیدن به جامعه آرمانی برابر، زنان – و مردان – باید در تمام عرصه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی حضوری آزاد و برابر داشته باشند و برای هر کدام از مشاغل و نقش ها، به آموزش  مناسب و کافی هم دسترسی داشت. البته دسترسی به آموزش به معنای آزادی حضور در کلاس های درس و مدرسه و دانشگاه نیست. روزنامه خواندن، نگاه کردن به برنامه های تلویزیونی، گوش دادن به برنامه های رادیویی و گشت و گذار اینترنتی، کتاب خواندن و شرکت در مجامع و گروه های دوستی و آموزشی و ورزشی و … همه راه هایی برای آموزش و به روز رسانی اطلاعات است.

تقسیم سنتی وظایف خانه داری و زنانه و مردانه کردن نقش های داخل و خارج خانه، آن هم بدون مشارکت در فرآیند تصمیم گیری برای چگونگی این تقسیم وظیفه، تنها به خستگی بدنی و ذهنی زن – یا مردی!- که تنها در خانه است نمی انجامد. بلکه او را از روند زندگی اجتماعی و آگاهی از مناسبات و کارکردهای سیاسی و اجتماعی باز می دارد.  زنی را تصور کنید که فارغ از کارهای شخصی اش، تمام فعالیت های ذهنی و بدنی و فکری اش صرف رفت و روب، پخت و پز در خانه و ضبط و ربط امور خانواده می شود. از سویی دیگر، مردی را تصور کنید که او هم تمام روز مشغول کار و کسب درآمد بوده و برای استراحت روزنامه می خواند، تلویزیون نگاه می کند یا خیلی ساده، استراحت می کند. طبیعتاً این زن و مرد هر دو در طول روز خستگی را به جان خریده اند تا زندگی بهتری بسازند، اما یکی از دیگری بیشتر در معرض آموزش و آگاهی سیاسی بیشتری بوده است و وقتی موسم انتخابات فرا برسد، از آمادگی ذهنی بیشتری برخوردار است.

این تصویر هرچقدر هم فراگیر نباشد، آشناست و اگر خودمان بازیگر این نقش ها نباشیم، بی تردید نظاره گرش هستیم. روزهایی نه چندان دور در فرانسه، کشوری که به زایش جنبش های مدنی معروف است، حق رأی از زنان سلب شد. دلیل قانونگزاران این بود که زنان همان رأیی را می دهند که پدران و شوهران و مردانشان می خواهند و این نوعی «وظیفه» است! پس آزادی در انتخاب وجود نداشته و زن ها نوعی سیاهی لشگر به حساب می آمدند. حق رأی و شرکت در انتخابات –آزاد یا انتصابی- حقی بنیادین در میان سایر حقوق بشر، چون آموزش است. حق رأی تنها کنار آموزش سیاسی و آگاهی معنا دارد و تا وقتی یک گروه اجتماعی، بویژه بواسطه جنسیت و نگاه ذات گرایانه به جنس زن و مرد، نتوانند به راستی و درستی از حق خود بهره گیرند، انتخابات و رأی مفهمومی نخواهد داشت. این روزها درباره انتخابات آزاد و مردم سالاری بسیار گفته و نوشته می شود، ولی شاید کسی در مورد نقش واقعی زنان در انتخابات نپرسد.

انتخابات هر چند سال یک بار برگزار می شود و کارهای خانه هر روزه است. سایت « هم‌سری» در آستانه نوروز سوالاتی را مطرح کرده که خوب است از خود و یا زنان عضو خانواده بپرسیم و به پاسخ ها بیاندیشیم:

  • اگر خودتان مسئول کارهای خانه هستید موقع انجام هرروزه این کارها چه حسی دارید؟
  •  آیا آن را با علاقه انجام می دهید؟
  •  آیا اگر کارهای خانه را انجام ندهید کارها روی زمین می ماند و بقیه اعضای خانواده خود را ملزم به انجام آن نمی بینند؟
  •  آیا از این که فقط از شما انتظار انجام کارهای خانه یا بخش اعظم آن می رود احساس خوبی دارید؟
  • آیا تا کنون پیش آمده که یک هفته به خود مرخصی بدهید و کارها را به بقیه بسپارید، اگر نه، آیا دلتان چنین مرخصی ای می خواهد؟
  • آیا ترجیح می دادید که کار و شغل بیرون از خانه (و با حقوق) داشته باشید؟
  • آیا در روزهای تعطیل احساس تعطیلی و فراغت می کنید یا احساس می کنید به اندازه روزهای هفته کار برای انجام دادن دارید؟
  • آیا اگر به سفر یا تفریح بروید نگران انجام نشدن کارهای خانه هستید؟ آیا عذاب وجدان پیدا می کنید؟
  • کار خانگی حقوق بازنشستگی و بیمه ندارد، آیا نگران مشکلات اقتصادی خود در دوران پیری نیستید؟
  • آیا دوست داشتید زنان خانه دار هم بیمه می شدند و بازنشستگی داشتند؟ 
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large