Skyscraper large

خاصیتِ دادگاه غیرعلنى!

 6545titreh-1 محمد نوری‌زاد mohamad rourizad

محمد نوری‌زاد

نخست بگویم: آنچه در کهریزک رخ داد، صورت بیرونی هر آن چیزی است که سالها در خفا رخ می داده و ما هرگز از چند و چون آن باخبر نمی شده ایم. دیگر این که: دادگاهی کردن آدمهای دون رتبه ای مثل فلان درجه دار و میان رتبه ای مثل سعید مرتضوی، تنها خاصیتش این است که احتمالاً بتواند خراش این فاجعه را از ذهن مردم بروبد. وگرنه کیست که نداند: آدمی مثل سعید مرتضوی، بی آنکه لیاقت و سواد و کارآیی و تجربه ی لازم را داشته باشد، مستقیماً از جانب بیت رهبری بر مسند مسئولیت دادستانی کل تهران نشانده شد. او، بر آن مسند نشسته بود که امریه ها را سامان دهد. هم روزنامه ها را ببندد و هم دهان معترضان را. حالا دادگاهی کردن او و پایین دستی های او، بیش از آنکه طعمی از اجرای عدالت داشته باشد، از یک جور فرمالیسم قضایی شیر می مکد. 

من چگونه بگویم که داستان کهریزک، جلوه ی بیرونی گنبدی است که ضرورتاً و بناچار از آن پرده برداری کرده اند. تا کسی به صرافتِ قسمت داخلی آن گنبد نیفتد. تنها خدای می داند که زیر شکم گنبد دستگاههای انتظامی و قضایی و امنیتی ما، چه عاطفه هایی لگدکوب شده اند، چه چشمانی از حدقه بیرون زده اند، چه التماسهایی بی مخاطب مانده اند، چه اشکهایی از جگر مایه گرفته اند، و چه انتظاری های بناچاری که مرتب سیلی خورده اند. 

ظاهراً چاره ای نیست. این دادگاه ها برای ما بدل به یک جور تفریح شده اند. می گویند بچه های دم مرز، اسباب بازی هایشان پس ماندهای جنگی است. اگر جیبشان را بکاوی، به فشنگ و نارنجک و ترکش برمی خوری. حالا حکایت ماست که تفریحمان نمایش گونه هایی از این دست است. خنده دار نیست؟ شما وقتی دادگاهی به این مهمی را غیر علنی می کنی، به مردم می گویی: ای مردم، شما گرچه آسیب دیده اید و فرندانتان از هستی ساقط شده اند اما شما همچنان برای ما نامحرمید.

این دادگاههای غیر علنی، اما هنوز یک خاصیت دیگر نیز دارند. این که مبادا یک متهم در آن میان از جا بلند شود و بگوید: آقای قاضی، من یک مأمور بودم. بالاتری ها به من گفته بودند می توانی بزنی و تجاور کنی و بکشی. این هم سندش! به من بی نوا چرا بند کرده اید؟

 


  • وبسایت نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large