Skyscraper large

اعتیاد؛ ناهنجاری اجتماعی

734661 - فاریا بارلاس - faria barlas

فاریا بارلاس

اعتیاد امروزه یکی از مشکلات بنیادی  جامعه امروزه در ایران محسوب می شود.  روشن است که این ناهنجاری اجتماعی و فردی نوعی انحراف کنشی و رفتاری است که با انتظارات مشترک رفتاری در جامعه در تناقض است. امروزه اعتیاد مختص قشر و یا طبقه خاصی در جامعه نیست و بیماری محسوب می شود که بسیاری فارغ از طبقه بندی اقتصادی , فرهنگی و اجتماعی با آن دست و پنجه نرم می کنند. می توان اعتیاد را به عنوان یک بیماری فردی نگاه کرد که به علل مختلف ناکامی و شکست در کانتکست های متعدد فرد را به سوی اعتیاد سوق داده تا از این روش برای عدم رویارویی با مشکلات استفاده کند. این بیماری فردی در جوامع مختلف آثار و تبعات متعدد اجتماعی و فرهنگی را در بر دارد.

در جوامعی همچنان جامعه فعلی ما اما اعتیاد آنچنان در لایه های فردی خانوادگی و گروهی رخنه کرده و سیر سعودی داشته است که می توان اعتیاد را به عنوان یک بیماری اجتماعی پذیرفت که منجر به انحرافات فراوانی در جامعه گشته است. یکی از ویژگی های جامعه ای که در مسیر فروپاشی اجتماعی گام بر می دارد  گسترش ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت و اعتیاد است که به واقع اعتیاد هم نوعی خشونت فردی است که شخص بر خود اعمال می کند. بنابراین می توان این پدیده را نوعی مساله اجتماعی فرض کرد که حتی اعضای جامعه که مستقیما قربانی اعتیاد نیستند را نیز درگیر این معزل اجتماعی کرده است. تغییرات روحی و روانی که فرد در اثر اعتیاد به آن مبتلا گشته اغلب سبب اعمال رفتارهایی می گردد که اطرافیان و خانواده فرد را تحت تاثیر قرار داده و در بسیاری مواقع آسیب روحی و روانی آنان را سبب می شود و در بعضی موارد حتی خانواده را به سوی جرم و انحراف سوق می دهد.

همچنین تغییرات روانی به وجود آمده در فرد مبتلا به اعتیاد وی را از مشارکت اجتماعی باز می دارد و وی و اطرافیانش را متحمل هزینه های اقتصادی و اجتماعی می کند. البته منشا اجتماعی پدیده اعتیاد را نباید نادیده گرفت مخصوصا در جوامعی که مشکلات خانوادگی و اقتصادی و حتی مشکلات فردی تنها دلایل برای جذب افراد به اعتیاد نمی باشند. به این معنا که در بسیاری مواقع فرد در نهاد خانواده ای بدون تنش و فارغ از مشکلات اقتصادی پرورش یافته و به لحاظ فردی و شخصیتی نیز پیش زمینه خاصی برای رفتارهای اعتیادزا نداشته ولی با همه این تفاسیر به دلیل فضای نا مساعد اجتماعی و اختلالات بنیادی که در بطن رفتارهای اجتماعی وجود دارد به اعتیاد روی آورده است. 

عوامل اجتماعی و خانواده دو مسئله مهم در بررسی مسئله اعتیاد می باشند. خانواده رکن اصلی و حیاتی جامعه و اولین محیطی است که فرد در آن رشد می کند و زیربنای شخصیتی وی شکل می گیرد. شرایط خانوادگی و سخت گیری یا آسان گیری افراطی، از هم پاشیدگی و اختلافات درونی خانواده و عدم درونی کردن ارزش ها و هنجارهای صحیح در خانواده، همگی در ایجاد انحرافاتی مانند اعتیاد نقش فراوانی دارد. همانطور که افراد با مبحث هنجار و ناهنجار رفتاری در ابتدا در نهاد خانواده آشنا شده و بنابراین ارزشها و عدم درونی کردنت ارزشهای مسلط بر خانواده تاثیر مستقیمی بر پرورش شخصیت فردی و اجتماعی افراد دارد.

البته  امروزه به علت واگذاری کارکرد آموزش خانواده به مدارس و آموزش و پرورش دولتی، آموزش و نظارت فرهنگی و ارزش خانواده بر نوجوانان و جوانان کمتر شده و همین مسئله، بعضاً موجب جامعه پذیری و آموزش غلط افراد در گروه های همسالان شده است که پدیده هایی مانند اعتیاد را به دنبال دارد. در این مسئله، جامعه پذیری و نقش جامعه، ساختارها، نهادها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی در انحرافات باید مورد توجه قرار گیرد. از جمله می توان به مسئله «اختلال هنجاری» پرداخت که به علت این که بعد هنجاری ساختار اجتماعی در جامعه بسیار با اهمیت است. ایجاد این اختلال می تواند حس همبستگی در جامعه را مختل کرده و فرد را دچار آنومی و انحرافاتی از قبیل اعتیاد نماید  همچنین در صورت حاد شدن مسئله اعتیاد با توجه به پیامدهای منفی اجتماعی آن سبب سستی ارکان جامعه سست شدن ارزشها بنیادی و حیاتی نظام فرهنگی کاهش حلقه های مثبت در جامعه و تهدید امنیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه خواهد شد و به بخران در جامعه بدل خواهد گشت. 

بنابر این اعتیاد می تواند به عنوان نوعی انحراف اجتماعی و در سطح بالاتر مسئله یا مشکل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد که خود باعث مسائلی چون عدم مشارکت و تولید و کارآیی، مشکلات خانوادگی و طلاق، بیکاری و خودکشی و… منجر شود. همانطور که اشاره شد بسیاری از این گونه انحرافات منشا اجتماعی دارند و فضای ناسالم اجتماعی می تواند تاثیر مستقیمی بر اینگونه اختلالات داشته باشد. به عنوان مثال  وقتی افراد از طریق متعارف تلاش می کنند تا زندگی بهتری را برای خود ایجاد کنند در صورتی که جامعه سالم و متعادل باشد اصولا اکثریت افراد آن، می توانند این مسیر را طی کنند و وضعیت موجود خود را به وضعیت مطلوب ارتقا دهند اما اگر افراد در یک جامعه متعادلی نباشند، یا مکانیزم های درستی در آن جامعه برای رشد افراد و ارتقای زندگی آنان پیش بینی نشده باشد مدام با موانع جدی برخورد می کنند به طوری که دچار ناکامی می شوند یعنی احساس می کنند به رغم همه تلاشها موفقیتی کسب نکرده اند. در چنین شرایطی افراد پرخاشگر می شوند زیرا احساس ناکامی و ناامیدی، خشونت ایجاد می کند  و این رفتارهای خشونتآمیز به شکل های مختلفی در جامعه ظاهر می شود و به طور طبیعی فردی که خشن می شود; سعی می کند از راه های غیرمتعارف به وضعیت مطلوب دست پیدا کند.

البته زمانی خشونت فرد، درون ریز می شود یعنی فرد خود را مجازات می کند و مورد خشونت قرار می دهد. به عبارت دیگر فرد  تمام مدت خود را به دلیل عدم موفقیت سرزنش می کند و در این حالت به جای دیگران ،خود را مورد خشونت قرار می دهد و با رفتارهایی همانند خودکشی، مصرف مواد مخدر و اختلالات روانی خود را تنبیه می کند زیرا نتوانسته است که وضعیت بهتری را برای خود ایجاد کند اما از زاویه دیگر افرادی هستند که خشونت را برون ریز  می کنند و دیگران را مسئول وضعیت نامطلوب خود می دانند در نتیجه موضوع و هدف خشونتشان دیگران می شوند. از آنجا که در نظام های توسعه نیافته افراد ناکام توانایی و امکان  اعتراض نسبت به دولت یا نهادی را که به صورت ناعادلانه ای با او رفتار کرده اند ندارند، خانواده، دوستان و اطرافیان خود را مورد خشونت قرار می دهند یا در کوچه و خیابان به درگیری با افراد  کشیده  می شود، رفتارهایی که نمونه آن را در جامعه می بینیم. بسیاری نیز همانگونه که اشاره شد تخت تاثیر سرخوردگی های اجتماعی به اعمال خشونت بر خود اقدام کرده که بارزترین آن اعتیاد محسوب می شود.

اعتیاد تنها یک بیماری فردی نیست که دیگر اعضای جامعه نظاره گر آن باشند بلکه پدیده ای اجتماعی است که بسیاری از ارکان جامعه را تحت تاثیر قرار داده و سبب بسیاری  از ناهنجاریهای رفتاری دیگر همچون فحشا و سرقت و …می شود و گسترش اینگونه ناهنجاریها در بلند مدت می تواند اعضای جامعه را نسبت به چنین پدیده هایی واکسینه کند و جامعه را به آنچه در روانشناسی  عادی سازی و یا نرمالیزه کردن خشونت می گویند سوق دهد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large