Skyscraper large

خبر خوش و فرداها

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD

سوده راد

بالاخره بحث بر سر قانون گذرنامه و لایحه اجبار زنان مجرد بین ۱۸ تا ۴۰ سال به دریافت اجازه نامه ولی یا حاکم شرع برای خروج از کشور از دستور کار مجلس خارج شد و اینطور که در رسانه ها آمد، منتفی شد. خبرگزاری فارس در گزارش خود از زبان رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس گفت بررسی‌های آن‌ها نشان می‌دهد تنها ۷۶ زن مجرد ایرانی در خارج از کشور مرتکب جرم شدند و این رقم کم مبنای تصمیم‌گیری آنها نمی‌شود و بنابراین اصلاح قانون گذرنامه زنان منتفی است. بدین ترتیب خطر اضافه شدن یک قانون نابرابر دیگر به قوانین جاری جمهوری اسلامی از بیخ گوشمان گذشت!

کار ارزشمند دفع این خطر، نه تنها مرهون تلاش های فعالان حقوق برابر جنسیتی داخل و خارج از ایران، رسانه ها و یا در چارچوب حرکت های گروهی که وامدار تلاش های فردی هم بود. به زعم بسیاری از تحلیلگران، در میان اجزای متنوع این تلاش ها، اعتراض های زنان و البته مردانی که خود را کنشگر نمی دانند، بسیار مهم و با ارزش است. گویی جامعه ایرانی، به افزایش فشارهای اجتماعی و نابرابری های جنسیتی مستقیماً اعتراض می کند. این بار زنان و مردان با نمایندگان مجلس قانونگذار تماس گرفتند تا مراتب نارضایتی خود را از چنین لایحه زن ستیز و توهین آمیزی اعلام کنند. صدایی که در غیبت شبکه های فعال برابری خواه و فعایت های سازمان یافته  کنشگران، تحت تاثیر شرایط سرکوب، چندان رسانه ای نشد.

این اتفاق بسیار ساده اما مهم، یادآوری می کند که ما اعضای جامعه ایرانی، هرچقدر هم تحت ظلم نظامی بر پایه تبعیض باشیم، هنوز به نابرابری «عادت» نکرده ایم و این خبری خوش است!  خاطره مشارکت های مردمی برای تغییر قوانین خیلی هم دور نیست. همین چند سال پیش بود که زنان و مردان ایرانی در سراسر دنیا، اسمشان را پای تومار کمپین یک ملیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نوشتند. آن روزها و هم بعدها برای جلب توجه مردم و آگاهی بخشی نسبت به نابرابری در قوانین ازدواج و طلاق، حضانت فرزندان، ارث و انتقال ملیت ایرانی مادر به فرزند، هزینه زیادی پرداخته شد تا آنجا که فعالیت در این کمپین جرم شناخته شد ولی هدف اصلی کمپین که آگاهی بخشی بود، به نتیجه رسید.

این پیروزی و اضافه نشدن قانونی جدید به فهرست بلند بالای قوانین ضد زن جاری در جمهوری اسلامی ایران، خبری خوش است و همه ما شادمانیم. اما آنچه حیاتیست تجربه ایست که به دست آورده ایم: همیاری و به چالش کشیدن حکومت، با تقاضای حق خود!

در حالیکه میان مردان سه قوه در جدالی حیرت آور درگرفته است و رهبر – که او هم مرد است- آنها را به آرامش می خواند، روزشماری برای انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده است و گفت گوها و گمانه زنی ها در مورد نامزدی نماینده های این انتخابات – یا انتصابات – هم آغاز شده است. بحث مشارکت در انتخابات، چه با رأی سفید چه با نامی بر برگه رأی – مستقل از نام و انتخاب- و یا تحریم انتخابات طبیعتاً به زودی آغاز می شود. اما فارغ از همه این مباحثه های پیش رو، هر زنی و هر مردی می تواند به این بیاندیشد که مایل است کدام قوانین تبعیض آمیز، چه جنسیتی و چه قومیتی تغییر کند و این همه را با کاندیداها در میان بگذارد.

آیا کاندیداهای ریاست جمهوری این بار خود را موظف به پاسخگویی به سوالات افراد – و نه سازمان ها و شبکه های برابری خواه – خواهند دانست؟ آیا این بار کسی در ستاد انتخاباتی از سیاست کاندیدا برای تغییر قوانین طلاق و حضانت فرزندان، خواهد پرسید؟ بی تردید حتی اگر پاسخ ها هم قانع کننده نباشد، سیاستمداران را وادار می کند به طمع رأی بیشتر، قول هایی هم بدهند و رسیدن به پیروزی های بزرگ تر در راه برابری را تسهیل کنند. تجربه لغو لایحه گذرنامه تجربه شیرین قدرت فردی و رسانه های ما بود. تکرارش کنیم!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large