Skyscraper large

وقتى سوء مدیریت، بحران می‌زاید

s5df55d-مهدی ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

وضعیت کنونی کشور به ویژه دربخش اقتصادی به مرحله‌ای رسیده است که مدیران و مسئولان به جای پیدا کردن راه حل، به دنبال مقصر قلمداد کردن یکدیگرهستند  و هریک دیگری را متهم به ناکارآمدی و سوء مدیریت می‌کند.

در تازه‌ترین اظهار نظر “اکبر هاشمی رفسنجانی” رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که خود نیز کارنامه درخشانی در بالا بردن نرخ تورم و تصمیمات غیر کارشناسی در دوره مدیریت بر دستگاه اجرائی کشور داشته است؛ وضع موجود را نتیجه برخی سوءمدیریت‌ها دانسته و خواستار پاسخگوئی مسئولان شده است.

این در حالی است که تورم لجام گسیخته و افزایش هر روزه قیمت‌ها در تمامی بخش‌ها بر روی دوش مردم سنگینی می‌کند و این نابسامانی اقتصادی چتر خود را بر کل مسائل جاری در کشور گسترانیده است.

رشد روزافزون میزان نقدینگی پس از هدفمندی یارانه‌ها، افزایش قیمت ارز و به تبع آن کاهش ارزش پول ملی، ازدیاد روزمره قیمت کالاهای اساسی و ضروری، دستمزدهای عقب افتاده کارگران و کارمندان، رشد بیکاری و … همه گواهی می دهد که اوضاع و احوال اقتصاد کشور بسیار اسفناک است.

با توجه به شرایط کنونی به ضرس قاطع می‌توان گفت؛ این موضوع دقیقاً حاکی از سوء مدیریت شدید اقتصادی و سیاسی حاکمان کنونی ایران است و مردم ایران تاثیر تصمیم‌های نادرست دولت‌شان را به طور کامل احساس می‌کنند.

بر‌اساس نظریه اکثر کارشناسان ریشه‌های سوء‌مدیریت در کشور ما روحیه خاص مدیران یعنی خودشیفتگی و غفلت از دیدگاه‌ها و نظرات کارشناسی است، زیرا تصمیم گیری‌های استراتژیک عموما از گذر و فرایند کارهای کارشناسی و توجه به خرد جمعی بیرون می‌آیند و مدیرانی که دچار خودشیفتگی و خودکامگی باشند، توجهی به نظرات دیگران و بحث‌های کارشناسانه ندارند.

اما با این وجود مسئولان به جای چاره اندیشی خود را پشت سنگری به نام تحریم پنهان کرده و گویا حکم طلایی معافیت از پاسخگویی را دارند و هرگاه با انتقاد و اعتراضی مواجه می‌شوند ، فوراً پای تحریم ها را به میان می‌کشند.

در این که تحریم‌ها، اثرات منفی خود را دارند هیچ شکی وجود ندارد اما انداختن ناکارآمدی مدیریت و تصمیمات غیرکارشناسی اقتصادی بر گردن تحریم‌ها و خود را مبرّا از پاسخگویی دانستن، نسبتی با واقعیت ندارد. اما بیش از آنکه تحریم بر ایران اثر داشته باشد سوءمدیریت اقتصادی و تناقص‌گویی مسئولان، کشور را به این نقطه رسانده است.

در این بین همواره یک سوال اساسی وجود داشته است، اینکه آیا وضعیت موجود صرفا نتایج تحریم‌های غرب علیه ایران است یا باید ریشه مشکلات عدیده کشور را در را جای دیگری جستجو کرد. وضعیت اقتصادی کشور در حال حاضر به گونه‌ای است که هر کسی می کوشد خود را از زیر بار مسئولیت این وضع برهاند و آن را ناشی از عملکرد اشخاص یا عوامل دیگر معرفی کند و به همین دلیل دولت می‌کوشد سهم تحریم و بعد دخالت دیگر قوا را در این مشکلات پر رنگ‌تر از همه چیز معرفی کند.

این در حالی است که تمام بحران‌های اقتصادی و وضعیت بد معیشتی کنونی مردم در دولتی اتفاق افتاده، که معادل تمام دولت‌های گذشته نفت را به عنوان سرمایه اصلی کشور فروخته است، اما با این همه ثروت و با وجود طرح شعار آوردن پول نفت سر سفره‌ها نه تنها بهبودی در معیشت مردم به وجود نیاورده است، بلکه این وضع را بحرانی‌تر و بد‌تر کرده است.

در حالی که “غلامرضا تاج‌گردون”٬ عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفته است؛ نرخ تورم در ایران به ۵۸ درصد رسیده٬ “جعفر شجونی”٬ عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز اظهار کرده است، تحریم‌های فعلی کسی را از “گرسنگی” نمی‌کشد و تورم هیچ ربطی به نظام و انقلاب ندارد.

به نظر می‌رسد یکی از بزرگترین مشکلات در بخش مدیریت کلان کشور، نبود نیروهای متخصص و صاحب تفکر است، زیرا در کشور ما شرط اصلی برای رسیدن به مقام‌های مدیریتی، سیاسی و اقتصادی اعتقاد و التزام به ولایت فقیه و مرشد و معبود دانستن سید علی خامنه‌ای است و اینکه آیا فرد تخصص و دانش این کار را دارد و آیا می‌تواند از عهده مسئولیت خویش برآید، تنها چیزی است که معنا ندارد و صحت این امر را می‌توان در تمام رده‌های مدیریتی و نمایندگی ارشد کشور ملاحظه کرد و اگر کسی این اعتقاد را نداشته باشد در این حلقه جایی برای او نیست.

این در حالی است که افرادی مانند “محمدتقی مصباح‌ یزدی” می‌گوید، علی خامنه‌ای “شایسته‌ترین” زمام‌دار جهان است و سران کشورهای بزرگ و مهم دنیا هیچ یک به اندازه وی شایستگی و لیاقت مسند حکومت را ندارند.

متأسفانه مدت‌هاست این گونه مسئولان با تکیه بر روش‌های علم نما و مبانی توهم‌زای اقتصادی و سیاسی و نوستالژی قدرت و ثروت، توجهی به واقعیت کشور و مردم ندارند و تنها اعلام التزام به ولی فقیه را راه گشای حل مسائل و مشکلات جامعه را در تمام زمینه های سیاسی و اقتصادی و … می‌دانند.

در این میان تنها مساله‌ای که به آن توجه نمی‌شود مسئولیت پاسخگویی عمومی به مردم است، زیرا پاسخ گوئی فرایندی است که ورود به آن مستلزم به رسمیت شناختن حق و دانستن حقایق برای شهروندان  و ملزم شدن مسئولان به ارائه گزارش و توضیح منطقی در خصوص بکارگیری اختیارات و انجام مسئولیت‌های محوله می‌باشد که هیچ یک در بدنه اجرائی و حاکمیت ولایت فقیه جایگاهی برای آن تعریف نشده است.

اما تنها در حکومت جمهوری اسلامی که خود را حکومت صاحب الزمانی می داند و کشور را مملکت صاحب الزمانی می‌نامد، است که دولت‌مردان آن حق مردم را بالا می‌کشند و برای خود در کشورهای غربی تجارت می‌کنند و فرزندانشان در دانشگاه‌های غربی با پول ملت تحصیل می‌کنند .

تنها دراین حکومت است که روسا و مدیرانی که در سر سپردگی و مجیز گویی به ولایت خامنه‌ای گوی سبقت را از هم می‌ربایند، از اموال مردم برای خود به جیب می‌دوزند و ثروت کشور را تنها می‌توان دردستان عده‌ای خود فروخته به رهبر دید و وقتی قرار بر محاکمه آنان می‌شود؛ نماینده خاص امام زمان و ولی امر مسلمین می‌گوید: این مساله را کش ندهید.

و همینطور مشاهده می‌شود وقتی رئیس جمهور و رئیس مجلس در جایگاه قانون گذاری کشور حسابی از خجالت یکدیگر درمی‌آیند، رهبر برای چندمین بار مجبور به مداخله در دعوای رئیس دولت و لاریجانی‌ها می‌شود و این بار رفتار همه را محکوم می‌کند بدون اینکه مشکل اصلی که همانا مشکلات کشور باشد مد نظر قرار گیرد.

در پایان باید گفت، مشکلات کنونی کشور چه باعثش سوء مدیریت مسئولان باشد و چه تحریم‌ها، هردو ناشی از تفکری است که در اندیشه دیکتاتوری حاکمیت کنونی ایران وجود دارد و تا هنگامی که این نگاه حاکمیتی وجود دارد نمی توان آینده روشنی را در کشور متصور دانست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large