Skyscraper large

این اولویّت ماست آقاى طائب!

 benyamin sadr بنیامین صدر

بنیامین صدر

در خبرها آمده که حجت الاسلام مهدی طائب٬ رئیس قرارگاه «عمار» از سوریه با عنوان استان سی‌ و پنجم ایران یاد کرده و گفته دفاع از این “استان” در برابر حمله نظامی برای جمهوری اسلامی مهمتر از دفاع از خوزستان است!

آقای طائب ظاهرا در جمع بسیجیان دانشگاه ها توضیح داده: “اگر دشمن به ما هجوم کند و بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم، چون اگر سوریه را نگه داریم می‌توانیم خوزستان را هم پس بگیریم اما اگر سوریه را از دست بدهیم تهران را هم نمی‌توانیم نگه داریم!”

جالب است که این سخنان در جمع آنانی بیان شده که نام بسیجی را یدک می کشند، “بسیجیان” همان گمنامان بی ادعایی که روزی برای خوزستان و ایران دسته دسته جان می باختند و با خون خود “هور” و “کارون” را رنگین می ساختند و امروز در برابر حرف های جناب طائب ساکت و صامت می نشینند و احتمالا تکبیر هم می گویند!

هنوز آن روز چندان دور نشده که صدام حسین، رئیس جمهوری بعثی عراق  رو به خبرنگاران رسانه های خارجی کرد و با لبخندی مرموز گفت: «هفته دیگر در هتل‌های تهران از شما پذیرایی گرمی می‌کنم. خوزستان را ۳روزه می‌گیریم و از آنجا راهی تهران می‌شویم.»

آنروز خبرنگاران می‌دانستند صدام چندان هم بیراه نگفته است. حال و روز ایران را بارها خودشان گزارش داده بودند: «ارتش ایران به هم ریخته، ژنرال‌ها و تیمسارهای کارکشته یا اعدام شدند یا فراری، افسران ارشد را بازنشسته کرده‌اند و سربازان ، از پادگان‌ها گریخته‌اند.»

بله، تمام محاسبات صدام درست بود؛ اما خوزستان نه سه روزه که تا پایان جنگ ۸ ساله هم هیچگاه به تصرف کامل سپاهیان عراق در نیامد و تسلیم نشد.

و امروز گویا جناب طائب فراموش کرده اند هنر بچه های خوزستان را در بازپسگیری خرمشهر؛ همان بچه‌های مقاومت خرمشهر که امروز به اندازه ی انگشتان دست باقی مانده اند.

بله، همین دیروز بود، بعدازظهر ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ که خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق گرفتار و شد  و انبوهی از آتش دشمن روی شهر، همه را غافلگیر کرده بود و حیران. شهر و نخل‌ها در آتش می‌سوختند و صدای انفجار لحظه‌ای قطع نمی‌شد و پس از آن دفاع مردمی ۳۴ روزه که بیشتر به حماسه می ماند. ۳۴ روز خونین و مقاومت در شرایط دشوار که هرچند بسیاری از مدافعان خرمشهر را از وطن گرفت ولی دشمن را برای اشغال خوزستان ناکام گذاشت.

از این گذشته برخی انگار از یاد برده اند که استان خوزستان به دلیل بهره‌مندی از ذخایر عظیم نفتی و موقعیت مهم و استراتژیک خود به دلیل ارتباط با دریای آزاد ثروت بزرگی را در خود نهفته دارد و در واقع شریان و نبض اقتصادی سراسر ایران عزیز است. حال پرسش اینجاست که اگر نبود این ثروت ذاتی و خدادادی، چطور ممکن بود که ایران را اداره کرد و میلیاردها دلار هم به سوریه و دیگر اقمار  مصنوعی کمک مالی و پشتیبانی کرد تا رژیم اسد سرنگون نشود؟!

روزگاری مرفه‌ترین مردم ایران در همین خوزستان زندگی می کردند و خرمشهر و آبادان به عنوان عروس شهرهای منطقه شناخته می شد، اما در همین خوزستان امروز، بسیاری به نان شب محتاجند.

مردم ایران و هزاران جوان برای عزت خوزستان جان دادند، از جای جای وطن، جان گرانمایه را بر کف دست گرفتند و رفتند تا ایران بماند؛ رفتند برای شکست حصر آبادان و آزادی خرمشهر. حال اگر جناب طائب هم چنین عشق و علاقه ای به کشور دوست و برادر سوریه دارند، برخیزند و  برای حفظ رژیم اسد از جان مایه بگذارند، نه از خوزستان ایران!

جان کلام همان دیوار نوشته ی آسیه باکری، فرزند سردار جانباخته ی ایران حمید باکری است که در صفحه ی شخصی خود در شبکه اجتماعی فیس بوک و اندکی پس از این اظهارات نوشت:” هنوز پیکر پدر و عمویم در آبهای هور است … هنوز خوزستان تنهادلگرمی ماست … خوزستان آرامگاه پدرم است … آقای طائب اولویت شما هرکجا باشد اولویت ما خاک ایران است.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large