Skyscraper large

خاموشی روزنامه نگار مصلحت نیست

 benyamin sadr بنیامین صدر

بنیامین صدر

اگر کنکاش حرفه ای و پرسش برای روزنامه نگاران و اهالی فرهنگ ناممکن باشد، پس که به بپرسد؟ هر جامعه ی با پرسش زنده است و بی پرسش به مرده ای متحرک می ماند، بدبینی و تنگ نظرانه نگریستن به اهالی قلم جز بن بست راه به جای دیگری نمی برد. این روزها در رسانه های رسمی و از سوی اقتدارگرایان، بارها شنیده ایم و خوانده ایم که فلان روزنامه نگاران خواسته یا ناخواسته در خدمت بیگانگان قلم می زنند، پرسش اینجاست که این چه خدمت به بیگانه ای است که در نهایت محرومیت، صراحت و  صداقت انجام می شود؟! انجام وظیفه اخلاقی و حرفه ای در قبال جامعه و پرسشگری و کنکاش مهمترین وظایف هر روزنامه نگار است، روزنامه نگارانی که در این روزها با انواع بی مهری ها و تنگناها روزگار می گذرانند.

کیست که نداند در دنیای پرشتاب امروز، اگر منتقدی نباشد و کژی ها دیده نشوند یا حقیقت ماجرایی بر ملا نشود، جامعه مسیر درستی را نخواهد پیمود و به  سقوط اخلاقی و اجتماعی نزدیک و نزدیک تر خواهد شد.

اعلامیه ی ١٩٧٨ یونسکو درباره ی حقوق و مسئولیت های روزنامه نگاران، بر ابعاد و اجزایی از مسئولیت اجتماعی روزنامه نگار تأکید می کند که امروز در ایران نقطه تلاقی و اصطکاک با قدرت است. این نوع از مناسبات امنیت حرفه ای و صنفی روزنامه نگاران را ایرانی را شکننده و به تبع آن ریسک و فشار بر فعالیت مطبوعاتی را افزایش داده است.

در نهایت تاسف باید پذیرفت که روزنامه نگاری در ایران مدت هاست که به نوعی بولتن نگاری ادارى شبیه شده است. در چنین فضایی نیروهای خبری و تحلیلی رسانه ها، به ویژه رسانه های نوشتاری  همواره به دنبال یافتن راه گریزى براى انجام وظیفه حرفه ای بودند و هستند، اما تنها چیزی که امروز از فعالیت جامعه خبری کشور به دلیل تنگ نظری هاباقى مانده، بیشتر شبیه مدیحه سرایی یا خنثی نویسی های کم اهمیت است؛ هر چند که همچنان بارقه هایی از امید در فضای مطبوعاتی و رسانه ای ایران می در خشد و تک ستاره هایی هم در این آسمان غم بار دیده می شوند.

از دیگر سو مدتی است که بسیاری از روزنامه نگاران شرافتمند ایرانی  که می خواستند حیثیت حرفه ای خود را حفظ کنند،  بین سکوت و و هزینه راه سومى را انتخاب کردند که همان خروج از کشور و شرایط محدودی بود که به آنان تحمیل شد، راه گریزی که به قیمت کوچ اجباری از میهن و سرزمینشان تمام شد. در واقع بسیاری از روزنامه نگاران که ایران عزیز را ترک کردند دیگر مجالى براى ادامه فعالیت حرفه ای خود نمى دیدند. بنابراین مهاجرت را برگزیدند تا بتوانند حداقل با کسب تجربیات تازه و دستاوردهاى علمی و حرفه ای بهتر به واسطه تعامل با دنیاى خارج، موفقیت هاى بیشتری را در کار خود به دست آورند.

اما روزنامه نگاران شریف مانده در وطن هم  در این زمانه و در جدال با تنگ نظری ها، بیشتر به فکر آن هستند که در گذر از تند باد زمانه، گزندی نبینند و این تلاش را در دفاع از هویت پرسشگر خود دنبال می کنند و البته که تاوان آن را هم می پردازند!

حال آنکه یک روزنامه نگار در تعریف دقیق و آزاد باید علاوه بر به انعکاس گفتمان مسلط جامعه که بسیاری از مخاطبان به واسطه بدیهی انگاشتن آنها، پی به وجودشان نمی برند،  دست به خلق تصویر اندیشه های دیگر، حتی مخالف بزند. بدیهی است در چنین فضایی رسانه ها نیز می توانند به دنبال موضوعاتی باشند که بتواند مخاطب را در یک نگاه تکان دهد و آن را به عکس العمل  وادار کند. در این بین انتقاد صادقانه، راه تنفس دنیای رسانه با جهان بیرونی است، این دریچه خوب نیست که با تنگ نظری بسته شود.

نظام سیاسی مستقر در هر کشوری ملزم است براساس قواعد پذیرفته شده بین المللی در حوزه های برخورداری از انتشار آزاد مطبوعات، حق امنیت حرفه ای برای روزنامه نگاران وحق امنیت قضایی هنگام طرح دعاوی حقوقی علیه روزنامه و خبرنگار در محاکم دادگستری، آزادی و عدالت را پاس دارد.

به هر رو برای  زنده ماندن جامعه باید به صاحبان اندیشه اعتماد کرد، فراموش نکنیم که همیشه بهترین راه کوتاه ترین راه نیست و پاک کردن صورت مسئله نه تنها راه به جایی نمی برد، بلکه بر زشتی ها می افزاید. پس قدرتمندان به روزنامه نگاران اعتماد کنید. مصلحت نیست ، این زمزمه خاموش کنید. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large