Skyscraper large

جرأت مخالفت؛ رمز مبارزه بى خشونت

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

تأمل در برخورد مردم شیلی با رژیم کودتایی پینوشه در نوع خود نمونه ی مهمی در مبارزه های بدون خشونت مردم محسوب می شود. کودتای پینوشه بسیار خشن بود و نزدیک به ۱۶ سال قدرت بی چون و چرای کشور بود، در این دوران تمام ساختارهای دموکراتیک هرچند تازه شکل گرفته در آن کشور تخریب می شوند، احزاب سیاسی منحل می شوند، بسیاری از فعالین سیاسی یا به زندان می روند و یا تبعید و یا مهاجرت می کنند.

اما نکته ی مهمی که در شیلی می تواند مورد توجه قرار گیرد، اتحاد نیروهای مخالف در طرفداری از شخص آلنده، رییس جمهور قانونی بود که در روز کودتا کشته می شود. حتی نیروهای مخالف آلنده در پیش از انتخابات، از فردای مبارزه با کودتا و به منظور اتحاد در عمل، او را محور قرار داده و در پی همبستگی حداکثری مخالفان حرکت می کنند. حرکتی هرچند آرام که به صورتی پایدار به ایجاد دموکراسی در آن کشور انجامید.

مبارزه مردم شیلی با ابتکارهای خود توانست در طول ۱۵ سال مبارزه، نظام کودتایی پینوشه را مجبور کند برای باقی ماندن در قدرت، دست به تغییر قانون اساسی بزند و برای بر سر قدرت ماندن رییس جمهور خود خوانده بعد از ۱۶ سال رفراندوم برگزار کند. این رفراندوم برای پینوشه یک پیروزی از پیش تعیین شده تعریف شده بود، او در این مدت با اعدام ها، آدم ربایی ها، زندان ها، حصر ها و … می پنداشت، معترضین را سرکوب کرده و با داشتن این چهره ی خشن، مردم “جرأت” مخالفت با او را ندارند.

مبارزه مردم سه بخش مجموعه ی بزرگ، کارگری، دانشجویی و کلیسا را در بر می گرفت. نقش کلیسا در این مبارزه قابل تامل است. کلیسای کاتولیک، در حالی که از مخالفت مسقیم با رژیم خودداری می کرد مصادیق نقض حقوق بشر و بازداشت های غیرقانونی را تقبیح می کرد و پس از انحلال کمیته های علنی به دستور نظام کودتایی، کلیسای کاتولیک با ایجاد سازمانی به خانواده ناپدید شدگان کمک می کرد و به صورت قانونی در برنامه های کمک به قربانیان، تهیه غذا و برنامه غذای کودکان نقش داشت.

از سوی دیگر زمانی که کارگران در پی یک اعتصاب سراسری بودند، متوجه شدند که برخورد دولت کودتایی بسیار خشن خواهد بود و برای پایین آوردن هزینه علی رغم آماده سازی های بسیار برای آن مهم، از اعتصابی سراسری صرفنظر کرده و به اعتراضات پراکنده ای روی آوردند که بتواند در کوتاه مدت اما به صورتی وسیع، امید مبارزه در مردم را مجددا زنده کند. کارگران در این میان مبتکر طرح های بدون خشونتی بودند که بعد ها در کشورهای دیگر نیز الگو برداری شد، خواستند که کند رانندگی کنند، کند راه بروند، چراغ ها را در شب خاموش و روشن کنند، خرید نکنند و بچه ها را به مدرسه نفرستند. راس ساعت هشت شب با کوبیدن قاشق و قابلمه سروصدا ایجاد کنند. این رفتار ها شاید در نگاه اول بی تاثیر باشد، اما وقتی یک وسعت ملی پیدا می کند همین کنش های کم خطرغیر متمرکز به باز شدن یخ مردم کمک و حس اطمینان را درمیان نیروهاى مخالف تقویت کرد.

نکته ی دیگر آنکه در سال ۱۹۸۳، یک ائتلاف جدید ( شامل جنبش چپ انقلابی میر ، و بعد ها حزب کمونیست و بخشی از حزب سوسیالیست ) در میان مخالفان شروع به عملیات های وسیع خشونت باری کرد که تنها در سال ۸۴، انفجار بیش از هفتصد بمب در سراسر کشور که حمله های متعددی در خطوط مترو و شاه تیرهای انتقال برق بخشی از عملیات های آنان محسوب می شد. اما جنبش بدون خشونت، با حفظ آرمان های خود، به مبارزه ادامه داد و مرز بندی های روشنی با حرکات خشونت باری که خشونت حاکمیت را نیز بیشتر کرده بود، داشت.

این مبارزات تا آنجا پیش رفت که توانست دیکتاتور شیلی را مجاب کند برای باقی ماندن در قدرت رفراندوم برگزار کند، اینجا بود که جنبش ‘ نه ‘ شکل گرفت و توانست با قدرت از میانه ی دیکتاتوری، خود را پیروز مبارزه در صندوق های رای کند.

پینوشه تلاش کرد رای مردم را مجددا نادیده بگیرد، اما این بار شکاف عظیمی که در میان قدرت به وجود آمده بود باعث آن شد تا فرمانده های نظامی، دستور حکومت نظامی را رعایت نکنند و ژنرالی که حکم تنفیذ حکومت پینوشه را دریافت کرده بود، آنرا پاره کند.

اما همین تجربه ی تاریخی را اگر در میان جنبش سبز جستجو کنیم به بیانیه ٣ اسفندِ مهدى کروبى مى رسیم؛ آنجا که می نویسد: درحالی‌که جریان تمامیت‌خواه می‌خواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاست‌های خشونت‌آمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد می‌کنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالت‌هایی که به‌نام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. این دخالت‌هاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل می‌شود.

میرحسین موسوی هم در ۱۳ مهر ۸۹ می گوید: فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید. شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟

تنها نگاه به این ۲ پیشنهاد که می تواند راهی برای اتحاد نیروهای دموکراسی خواه باشد، نمونه ی دیگری از تلاش برای حرکت به سوی یک کمپین ‘‌ نه ‘ تلقى شود تا مانند شیلی بتواند از میانه های نظامی دیکتاتوری، صدای واقعی مردم باشد. امید به پیروزی را در جمله ای از گاندی می توان یافت که همواره می تواند در سخت ترین شرایط یک مبارزه ی بدون خشونت راه گشا باشد. گاندی می گوید:

وقتی نا امید میشوم به خاطر می آورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده است . حکمرانان  و زورگویان  در برهه ای شکست ناپذیر جلوه میکنند ، ولی در نهایت همه آنها سقوط کرده اند . همیشه به این واقعیت فکر کنید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large