Skyscraper large

رنجى که می‌بریم

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

نقل است که “بُهلول”، مجنون نمای کوفه نشین به دوران “هارون الرّشید” را دیدند که آتشی بر زیر “ساج” افروخته و آن را داغ کرده و بر رویش می پَرد؛ آن گاه به شتاب و در حالی که پا یش می سوزد، می گوید: «خرقه نان جوین و سرکه». سپس از روی ساجِ آتشین به پایین می پرد و اندکی بعد، دوباره آن عمل را تکرار می کند. پیش رفتند و پرسیدند: «چرا این گونه می کنی؟» جواب داد: «برای روز قیامت تمرین می کنم. گفته اند که زمینِ محشر داغ است و می خواهم بدانم اگر فقط برای نان جوین و سرکه ای که می خورم، مجبور به حساب پس دادن باشم، پاسوختن ام چه قدر طول می کشد و چه میزان رنج خواهم بُرد!».

امروز، جشنواره ی فیلم فجر ایران، وارد چهارمین دهه ی دوران فعالیت خویش می شود. سی دوره از برگزاری بزرگترین رویداد سینمایی ایران در تاریخ پس از انقلاب به پایان آمد و اکنون سی و یکمین مرحله، تا ساعاتی دیگر، با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران سازمان سینمایی و سایر مسئولان دولتی و غیر دولتیِ دست اندرکارِ سینما، گشایش خواهد یافت.

تار و پود رنج های سی ساله ی فرش سینمای فجر، سی سال بود که میان سینماگران شاغل در صنف های مختلف و مسئولان سهل یا سختگیر سینمایی گره می خورد و از میان انبوه طرح و ذهنیت های پیشنهادی و آماده ی عمل، آن ها که مجوز ساخت و موهبت پشتوانه ی مالی می یافتند، به اجرا درمیامدند و همه در تکاپو بودند تا به سروقت، دسترنجِ خود را در ویترین زمستانی فجر به نمایش درآورند. جایزه های درونی و راه یافتن به مجامع بیرونی، کمترین پاداش ممکن برای زحماتی گاه بیش از یک ساله بود و اقبالِ عام و خاص مردُم به محصول و تقدیر رسانه ای یا صحنه ای، پاداشی افزون. مشکل دارها، امید به رفع مشکل داشتند و بی مشکل ها، از فراخی های تدریجی که در اندیشه گاهِ مسئولان دولتی رُخ می داد، خرسند می شدند و روند طی شده در تاریخ چندین ساله را مثبت می پنداشتند و در راستای آزادی تدریجیِ بیان و اندیشه در ایران قلمداد می کردند.

امروز و در آستانه ی گشایش جشنواره ی سی و یکم فجر، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران، جمله ای را بر زبان آورد که “بسی رنج بردن های این سالِ سیِ سینما” را گویی که با آن برباد داد. او و همکاران اش بعد از قریب به سه سال مدیریت کلان فرهنگی در کشور، سینمایی را که به کشمکش و بحث و گفت و گو و تلاش برای بهبود کیفی و مدارا و نقادی و نقد پذیری و تعامل و … عادت کرده بود، به تیرِ خلاصی که امسال از کمان اندیشه ی جزمی درآوردند و به عمل پرتاب کردند، گرفتار ساختند. اکنونِ حاصل، نعشِ تیرخورده ی بی جان است؛ چنان که وزیر، با شادمانی خبر داده: «امسال هیچ فیلم مورد داری در جشنواره ی فجر نداریم».

سی سال از برپایی جشنواره فجر گذشت و در سی و یکمین آستانه ی رنج اندود ش، تولیداتی که در یک جامعه ی مورد دار ساخته می شوند و در ویترین جشنواره به نمایش درمیایند، هیچ یک، “موردی” ندارند. این، حاصل تعاملات و مبادلات فرهنگی میان مدیران کشور و سینماگران و جامعه ای ست که از بس “موردِ” نگفته در این سال ها دارد، در حالِ انفجار است.

ساجِ جامعه، داغ است و مسئولان می ترسند که به روی ش به درنگی بایستند. آنها نه چون بهلول از رنجِ آخرت، که از هرچه داغ است و انگیزاننده، می ترسند. پای بر ساروجِ آتشین نمی نهند. دست به مداوای زخم چرکین نمی برند. ز خواب، به لمسِ سرانگشتِ خونین نمی پرند. دنیای بی مورد، جز در خوابِ هنر سینما، نمی پرورند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large