Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ شانزدهم : گوگوش

f3er6j5s

عکسها از شهره حقیقت – اختصاصى راه دیگر

مهرانه رضایی‌فر

زاده اردیبهشت ماه ۱۳۲۹ در تهران است و از محبوب ترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران به شمار می رود. از نخستین سال های کودکی، به همراه پدر، تجربه حضور در صحنه را از سر گذراند و به کوله بار آموخته های خویش افزود.

فائقه آتشین، معروف به گوگوش، از جمله هنرمندانی است که ذائقه هنری چندین نسل را غنی ساخته و پس از گذشت پنجاه و اندی سال فعالیت حرفه ای، قدر می بیند و بر صدر می نشیند.

شاه ماهی هنر ایران زمین، که از کودکی تجربه همراهی با مردم را داشته و به عبارتی، به همراه جامعه خویش رشد کرده و قد کشیده، پیش و بیش از همه می داند که نعمت شانه به شانه مردم قدم برداشتن، از جمله برکاتی است که ارزان نمی فروشند.

پس از حادثه انتخابات ۸۸ بود که گوگوش به همراه بسیاری دیگر از هنرمندان درد آشنا وارد میدان شد و از حقوق تضییع شده ملت خویش دفاع کرد. در نخستین اقدام، در تظاهراتی که از سوی ایرانیان مقیم نیویورک انجام شده بود به همراه جمعی از فعالین سیاسی شرکت جست و اعتراض خود را به کشتار بی رحمانه مردم کوچه و خیابان ابراز داشت. گوگوش در توضیح این تظاهرات می گوید : « متاسفانه ما آن ها را عمیقا درک نمی کنیم. ما در اینجا گرفتار کار روزمره و زندگی خود شده ایم. البته خیلی ها هم به همدلی برخاسته اند. من هم این احساس رادارم و همیشه سعی کرده ام  تاجدا از نسل جوان نباشم. دردها و حرف ها و اعتراض هایشان را بشنوم، حس کنم ، درحد توان خودم با ترانه هایی که می خوانم صدای آنان را به گوش جهان برسانم. من در تظاهرات نیویورک هم به همین دلیل شرکت کردم. من به نیویورک رفتم تا هم صدای فریاد همان جوان ها باشم تا وقتی به اخبار و رویدادهای خارج توجه می کنند بدانند که من با آن ها هم آوازم.»وی در ادامه گفتگویش با مجله بین المللی جوانان می گوید : « به نظر من ما از رویدادهای روز ایران عقب هستیم. بعد مسافت یا بعد سن و سال ، هرچه هست ما با جوان های داخل، خواست ها و ایده آل هایشان رابطه ای برقرار نکرده ایم. انگار یک گاردی دورماست که به ما امکان حرکت نمی دهد. به دلیل این که ۳۱ سال پیش یک ملتی اشتباه کردند حالا می خواهیم با سکوت مان این اشتباه را جبران کنیم یا سعی کنیم آن را به خاطر نیاوریم. اگر هم تلاشی در این زمینه وجود دارد در جهت خواست جامعه درون و بیرون نیست.ده ها میلیون جوان بخصوص زنان، حرف ها و نظریات و اعتراضات خود را از طریق رسانه های جهانی، اینترنت و دیگر وسایل ارتباطی به گوش جهانیان می رسانندو به انتظار ما نمی مانند. ما پنبه هایی در گوش هایمان کرده ایم که این صدا ها را نمی شنود. دچار ملاحظه کاری شده ایم و مصادره به مطلوب می کنیم. نسل جوانمان هم در خارج  از کشوربه دلیل فرهنگ غالب به تدریج از خانه مادری خود دور افتاده اند.»

h633333hrtخواننده ی “همیشه بهار” ایران، پس از بیست و دو سال دوری از صحنه و نفس مخاطبش، در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، از انزوایی طولانی نجات یافت و به صحنه بازگشت و حضوری باشکوه را رقم زد. 

در اقدام بعدی، گوگوش به همراه تنی چند از فعالین حقوق بشری ایران به اعتصاب غذای ایرانیان در مقابل سازمان ملل پیوست و حق خواهی خویش را بار دیگر به اثبات رسانید. همین زمان بود که تیم شریعتمداری و کیهان وارد عمل شده و هجمه ای بی اساس و مضحک را علیه این بانوی هنرمند به راه انداخت. قصه پردازی هایی سراسر متوهمانه که دستاویز قدیمی حکومت های توتالیتر را یادآور می شد در باب بازی روانی با ذهن مخاطب و تحریک احساسات او، با نازل ترین و نخ نما شده ترین برگ این کتابِ بارها خوانده شده.

صفارهرندی، وزیر وقت ارشاد هم در سالروز ۱۶ آذر بار دیگر بر پروژه کمیک “از گوگوش تا سروش” انگشت تاکید نهاد و سعی در محکوم ساختن جنبش مردمی سبز  با این دست بهانه های واهی داشت.

گوگوش، که تکرار دوباره هنرش در تاریخ این مرز و بوم، گردشی چند صد ساله را می طلبد، به خاطر داشته باشد که کودکان دیروز و امروز ایران زمین، هرگز وعده سبز خویش با خاک سرزمین ویران خود را از یاد نخواهند برد و به امید روزی نشسته اند که دست در دستان مادری مهربان، “شب را آتش بزنند و به فردایی دوباره برسند”، چرا که “مرداب”، سرنوشت همیشه و محتوم زورگویان و جفاکاران تاریخ بوده و هست.

 


  • “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند، حتی در دشوارترین روزها…
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large