Skyscraper large

غیرخودى و نخودى!

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

غیرِ خودی جلوه کردنِ برخی فیلمسازان و عاملانِ تهیه و تولید فیلم، گاهی حتی در مقایسه با سوژه ی حساسیت برانگیز پرداخت شده نیز، عامل تاثیرگذارتری در نوع برخورد حاکمیت با آنها، محسوب می شود.

خودی بودن؛ غیر خودی بودن؛ و در نهایت، آن چه که بی طرفی و به خوانشِ برخی، نخودی بودن نامیده می شود، مدل تقسیم بندی ای ست که در این سال ها از محل نگاه مقامات و مسئولان کشور، در مورد سینماگران اعمال می شود؛ حال، از سمت قوه ی قانونگزاری باشد یا قوای مجریه و قهریه و زیر مجموعه های فکری یا فیزیکی شان. 

روزِ قبل، “احمد میرعلایی” رییس کنونی بنیاد سینمایی فارابی ایران، که خودش سال ها در حرفه ی تهیه کننده گی فیلم فعالیت داشته، اعلام کرد که «بودجه ی “فارابی” را به کسانی می دهیم که قصد خیانت به نظام را ندارند». گرچه بنیاد فارابی که روزگاری به عنوان بزرگترین حامی مالی و امکاناتی و تجهیزاتی سینماگران شمرده می شد، فعالیت هایش در چند سال اخیر به کمترین میزان خود رسیده؛ اما در همین شرایط نابسامانِ کم کاری نیز، تقسیم بندیِ فیلمسازان و دور نگه داشتنِ برخی از آنها از برخورداری، سببی دیگر دارد. 

“مسعود ده نمکی” قریب به ۱۰ سال پیش و بعد از دو تجربه ی مستند تند و تیز اجتماعی به نام “فقر و فحشاء” و “کدام استقلال، کدام پیروزی؟”، با حمایت چند نهاد دولتی و صرف سرمایه ای کلان، توانست فیلمی را تولید کند که باعث تعجب بسیاری شد. “اخراجی ها” به پشت صحنه ی جنگ می پرداخت و در آن علاوه بر انگشت گذاردن به مسائلی حساسیت برانگیز، حتی ازشوخی های رکیک کلامی نیز استفاده می شد. فیلمِ ساخته شده توسط یکی از عناصر آتشین مزاج و تندروی “انصار حزب الله”، در شرایطی ساخته و به روی پرده رفت و با تشویق بسیاری از مسئولان مذهبی نیز رو به رو شد، که پیش از آن، هرگاه فیلمسازی می خواست به مقوله ی جنگ و آشکارسازی برخی معضلات اجتماعیِ مرتبط با آن بپردازد؛ با سانسور، توقیف و حتی توبیخ نهادهای مربوطه مواجه می شد. کمتر از یک سال قبل از آن که ده نمکی، اخراجی ها را بسازد، “رحیم حسینی” فیلم “پیک نیک در میدان جنگ” را ساخته بود که در شرایطی تقریبا مشابه با اخراجی ها، به حضور ناخواسته ی نوجوانی ساده لوح در خط مقدمِ جنگ ایران و عراق می پرداخت و اتفاقات شیرینِ رخ داده در آن شرایط و کُنه ی شخصیتیِ برخی رزمنده های دیگر را عیان می ساخت. آن فیلم، مدت ها اجازه ی اکران نداشت و حضور فیلم ده نمکی در سینماها بود که راه را برای پیک نیک هم صاف کرد، تا با جرح و تعدیل های اعمال شده بتواند بالاخره به نمایش درآید. 

دیشب، از وزیر ارشاد گرفته تا پدر عروس رهبر ایران؛ از علی مطهری گرفته تا حمید رسایی، از سردار احمدرضا رادان گرفته تا محسن رضایی و از وحید جلیلیِ انصار حزب الله گرفته تا بسیاری دیگر از عناصر تندروی شاغل در فرهنگ و هنر، به نمایشِ خصوصیِ تازه ترین ساخته ی مسعود ده نمکی با نام “رسوایی” نشستند. این فیلم که در جشنواره ی پیش روی فیلم فجر اکران خواهد شد، همه ی چیزهای ممنوعه ی این سال ها را در خود دارد. از حجت الاسلام شوخ و شنگول تا دختر بدکاره، از مال مردم خوارانِ در جلدِ نیکنامی رفته تا سوء استفاده گرهای اجتماعی. این ها هریک می توانند سببی باشند بر آن چه که در این سال ها شده اند و می شوند، یعنی سانسور یا توقیف یک فیلم. همان که در نتیجه اش، برخی از فیلمسازان، زندانی شده اند، برخی محروم از کار، برخی خانه نشین به گذران وقت، برخی دست برداشته و درآمده در قالب بی خاصیت ساز… و همان سبب، که چند تولید سینمای امسال را محروم از حضور در جشنواره ساخته است. 

بیضایی، تقوایی، بنی اعتماد، کیارستمی، پناهی، تبریزی، علی طالبی، رسول اُف، بهرامیان، شیروانی، حقیقی و ده ها تَن از این دست، نمی توانند به سراغ سوژه های واقعی اما حساسیت برانگیز بروند و در صورت دست گذاشتن بر آنها، خیانتکار و معاند نظام و با نهایت تخفیف، “غیر خودی” شمرده می شوند. “مسعود ده نمکی” و تَنی چند چون او اما، چون از چهره های خودی نظام شمرده می شوند می توانند سراغ هرچه دوست داشتند بروند و حتی با به کارگیری عناصری که بارها از سوی ارزشگرایان مجلس و دولت و نهادهای مذهبی، نماد “ابتذال” خوانده می شوند، بر تماشاگران فیلم های شان بیفزایند. آنها می توانند حتی اعضای گروه تندروی انصار حزب الله را که خود قبلا عضو رسمی شان بودند به تماشای فیلم جدیدشان بنشانند و حمایت ضمنی آنان را نیز جلب کنند، تا بازهم بتوانند بدون هیچ مزاحمتی، به فروشی چند میلیارد تومانی نیز دست یابند. 

غیر خودی ها باید بروند و بیایند و بروند و بیایند و بتوانند به رییس بنیاد فارابی اثبات کنند که «قصد خیانت به نظام را ندارند» و به ارشاد بفهمانند که می خواهند آینه ی انعکاس واقعیت ها باشند و «سیاه نما» و «دشمن ایران» و … نیستند، تا شاید بتوانند مجوزی بگیرند و حمایتی.

خودی ها همچون ده نمکی می نشینند تا نهادهای مذهبی و غیر مذهبیِ پولدار، خود به سراغ شان بیایند و سرمایه ی هنگفت فیلم های شان را تأمین کنند و آنها نیز با خیال راحت، هرچه می خواهند در فیلم شان بگویند و به مسخره گیرند و احیانا از جشنواره نیز طلب جایزه ی نقدی و غیر نقدی کنند و در طلب ش، چونان چند سالِ پیش، چماق حزب الله را نیز در اختتامیه ی جشنواره به دست گیرند؛ جشنواره ای که خودشان آن را سال ها پیش، “جشنواره زجر” خوانده بودند. 

نخودی ها هم می سازند، بی درد و بی دود و بی خاصیت، با تلنگری از این سو تا آن سوی میز را غلت می خورند و می روند و می آیند و دل شان خوش است که مزاحم هیچ کس نیستند، نه خودی ها و نه غیر خودی ها… 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large