Skyscraper large
اقرار قرائتی سبز

برگ پانزدهم : کیومرث پوراحمد

yhu345

مهرانه رضایی‌فر

بیست و پنجم آذر ماه سال ۱۳۲۸ در نجف آباد اصفهان در خانواده ای پر جمعیت و هنردوست چشم به جهان گشود. دانش آموخته کارگردانی سینماست، اما فعالیت حرفه ای را با نقدنویسی آغاز کرد. پس از آن بود که با دستیاری نادر ابراهیمی پا به عرصه فراخ سینما گذارد.

کیومرث پوراحمد، فرزند پروین دخت یزدانیان، کارگردانی صاحب نام و درد آشناست که هرگز رسالت خود را در دفاع از مردم سرزمینش، به مانند شرافت و تیزبینی خود در عرصه فیلمسازی فراموش نکرد.

وی در جریان انتخابات ریاست جمهوری، در جمع هنرمندان حامی میرحسین موسوی قرار گرفت. اما پس از به خون کشیده شدن انتخاباتی برنامه ریزی شده هم، وعده خود با مردم را از یاد نبرد و تا به امروز لحظه ای جانب حق و حقیقت را فروگذار نکرده است.

پوراحمد از همان روزهای ابتدایی پس از انتخابات، با وجود در دست داشتن پروژه ای برای صدا و سیما، در لیست سیاه این نهاد حکومتی قرار گرفت و این در حالی بود که پیش از این، مسئولین رسانه “ملی”، به صراحت اعلام کرده بودند که “برخورد سلبی” نخواهند داشت. همچنین پس از دستگیری ناموجه جعفر پناهی، محمد رسول اف و مهدی پورموسی بود که در مراسم سالیانه جشن “دنیای تصویر” به روی صحنه رفت و خواستار آزادی این سه هنرمند دربند شد.

خالق قصه های مجید، که هیچ گاه خود را از متن جامعه، جدا احساس نکرده بود، مرداد ماه سال ۸۷، به همراه عزت ا… انتظامی و پرویز پرستویی به اتهام جمع آوری دیه برای بهنود شجاعی، کودک ۱۷ ساله ای که در انتظار اعدام، رویاهای رنگارنگش یک به یک تیره و تار گشتند، به دادسرای امور جنایی تهران احضار شد. بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران در توضیح این احضار غیرقانونی گفت : « این افراد با ایجاد یک شماره حساب جمعی، قصد در تلطیف احساسات عمومی را داشتند تا مردم تحت تأثیر قرار بگیرند و برای یک مجرم و قاتل جانی (!) ملاحظه به خرج دهند. در صورتی که این فرد قاتل بوده و حکمش برابر قانون قصاص است.»

پوراحمد که در بحبوحه ماجرای بی آغاز و انجامِ خانه سینما علاوه بر کمک مالی، در نامه ای خطاب به مدیر عامل این نهاد صنفی نوشته بود : «ما می‌مانیم و تا ما هستیم خانه ما، خانه سینما می‌ماند و خواهد ماند»، در واکنشی طعنه برانگیز به کسب افتخار جایزه جهانی گلدن گلوب از سوی اصغر فرهادی، به مقامات دولتی پیشنهاد داد که به فرهادی شلاق بزنند “تا بلکه آتش وجود سراسر بغض و کینه شان بدین وسیله خنک شود” !

وی که معتقد است، “از زمان دکتر مصدق تا به امروز، هر گاه مردم از عرصه تصمیم گیری کنار کشیده اند، کشور با ذلت مواجه بوده”، خود هرگز داغ این ذلت را به جان نخرید و بیکاری و شرایط بد اقتصادی را متحمل شد، اما “خوش رقصی” نکرد که به گواه خودش، هیچ استعدادی در این زمینه نداشته و ندارد.

پوراحمد در پاسخ به یاوه گویی های سلحشور در باب فاحشه خواندن بازیگران زن گفت : « آقای سلحشور اینقدر آدم بی اهمیتی است که حرف هایش هم اهمیت ندارد. او اصلا اهل سینما نیست و سینما را نمی شناسد. او ارتباطی با سینمای ایران ندارد که بخواهد درباره آن اظهار نظر کند… این آقا سریال های یک بار مصرف برای تلویزیون می سازد و این سریال ها را به کشور های عقب افتاده به صورت مجانی میدهند و پخش می شود و همین باعث شده گویا که او دچار توهم شود و فکر کند کارگردانی جهانی است. اگر این زنان فاحشه هستند ایشان چطور از آنها در سریال های خود استفاده میکند؟ از خانم کتایون ریاحی چرا در سریالش بازی میگیرد؟ این مساله دو وجه دارد یا این آقا معتقد است بازیگران زن ما فاحشه هستند که این چیز عجیبی نیست و بخشی از تفکری که در مملکت ما وجود دارد نه فقط بازیگران سینما بلکه همه زنان مستقل و آزاد و زنانی که حجاب اجباری را قبول ندارند فاحشه میداند. یا این آقا این حرف را از روی اعتقاد نزده و به این حرف اعتقاد ندارد پس حرفش ناشی از عقده ای جنسی است و ذهن او یک ذهن بیمار است.»

فروردین ماه ۱۳۹۱، پس از کوچ ناباورانه مادربزرگ تمام کودکان ایران، پور احمد در واکنش به پیام تسلیت سید محمد خاتمی برای درگذشت بی بی قصه های مجید، در نوشته ای سراسر مهر و ارادت، مراتب حق شناسی خود را به رئیس جمهور سابق و دوست داشتنی اش ابراز داشت و پیام او را “تسلی بزرگی برای خود و خانواده” شمرد.

پور احمد در تازه ترین اظهار نظر خود، از “بحران اقتصادی موجود در ایران و نیز بی ارزش شدن پول ملی ابراز تاسف کرد” و گفت : «من که از طبقه متوسط جامعه هستم، هر روز و هر هفته درک می‌کنم که سطح زندگی‌ام پایین‌تر می‌آید و این موضوع شامل حال همه می‌شود؛ بنابراین چنین بحران‌هایی باعث شده مردم آنقدر دغدغه‌های دیگری داشته باشند که دیگر به سینما و تئا‌تر نمی‌رسند. من حیرت می‌کنم چرا دولتمردان ما درک نمی‌کنند که ارزش پول ملی به اندازه تمامیت ارضی کشور مهم است و اگر ما افتخار می‌کنیم که در دفاع مقدس، تمامیت ارضی ایران حفظ شد و خاکی را از دست ندادیم؛ چطور است که به مساله پول ملی و ارزش آن بی‌توجه هستند.»

کیومرث پوراحمد که به مانند بسیاری از هم نسلان خود، شش سال است عطای سینما را به لقایش بخشیده و خانه نشین شده، به خاطر داشته باشد که این “شب یلدا”ی سخت و طاقت فرسا نیز خواهد گذشت و روزی می رسد که “دردهای امروز و سرمایه های فردا” را جوانان این مرز و بوم، دیگر تاب نیاورند و این بار فریادی به بلندای تاریخ سردهند، چرا که “بزرگی شان به اندازه تمام کشیده هایی است که خورده اند”. و آن روز است که حساب هنرمند سبز از مزدور ملون جدا خواهد شد، چرا که شیرِ حلالِ بی بی، رحمتی بی حساب دارد که هر بی سر و پایی را یارای فهمش نیست.

 


  • “اقرار قرائتی سبز” تعبیری است وام گرفته از سید علی صالحی تا نام دفتری باشد که از هنرمندان سبز یاد می کند؛ آنانکه با مردم شان، همدل و همراه بودند و هستند، حتی در دشوارترین روزها…
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large