Skyscraper large

وقتی برای سیاست

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD

سوده راد

این روزها به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شویم و بازار بحث و گمان، تأیید و تکذیب نامزدی و کناره گیری افراد و گروه ها وبویژه «انتخابات آزاد» داغتر می شود و باز هم این بازی سیاست، کاملاً مردانه است. در حالیکه سالهاست مفهوم قراردادی رجل سیاسی به «مرد بودن» تفسیر شده است، طلسم وزارت زنان در دولت دوم احمدی نژاد شکسته شد و زنی نه چندان برابری خواه بر مسند وزارت تکیه زد. مرضیه وحید دستجردی اولین وزیر زن در تاریخ جمهوری اسلامی هم نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری تکذیب کرده است و همچنان هیچ زنی نامزد ریاست جمهوری نیست، هرچند ثبت نام زنان مجاز است و صلاحیتشان هرگز تأیید نمی شود. در گیر و دار این اخبار ولی، خبری از زنان و مطالبات برابری خواهانه شان نیست و گویی هنوز وقت آن نرسیده که به این «نیمی از جمعیت ایران» هم پرداخته شود. این روزها نوبت بازی قدرت و جدال بین «مردهاست» تا بعد از گذار از خوان اول برای جذب رأی «زن ها» تمهیداتی بیاندیشند و برنامه و مناظره ای ارائه دهند. شاید به رسم هرباره موسم پیش از انتخابات، گشت ارشاد برچیده شود و آزادی های کوچکی به زنان و جوانان داده شود تا اعتمادشان حافظ شماره آرا در صندوق های رأی باشد.

بدیهیست که وقتی از جمهوری و مردم سالاری سخن به میان می آید، زن و مرد و پیر و جوان، همه با هم از هر دین و قوم و زبانی، مردم خوانده می شوند و رسیدن به مطالبات و خواسته هاشان، باید در رأس تلاش دولتی باشد که حافظ منافع آنهاست. اما بیش از سی سال است که منافع یک گروه و یک دسته از مردم ایران بر دیگران برتری داده شده و حقوق زنان در این گروه ها بیش از پیش ضایع شده است. هر قدم به جلو برای دستیابی به حقوقی برابر دو قدم به عقب باز گردانده شده و بر خلاف تمام تلاش های زنان برای رشد و طی کردن پله های ترقی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی طرح هایی چون لایحه حمایت از خانواده و محدودیت خروج زنان مجرد از مرزها، تفکیک جنسیتی دانشگاه ها و بیمارستان ها و غیره در مجلس و دولت بررسی و تصویب می شود.

شاید زنان این بار هم ناخواسته به عروسک های خیمه شب بازی انتخابات گماشته  شوند و در غیبت اجباری شبکه ها و حلقه های قوی کنشگری برابری خواه در داخل و سنگینی فضای سرکوب، حکومت مردسالار و زن ستیز مطالبات زنان را نادیده گیرد. شاید این بار هم مثل هر بار، قدم های آرام و دستاوردهای تمام این سالها مستوجب خشم سیستم مردسالار و «غیرت» مردانه شود و سرعت نقض برابری جنسیتی که یکی از اصول مردم سالاری است بیشتر شود. هزاران اما و شاید دیگر هم ممکن است به ذهن ها خطور کند، تحلیلگران امکان وقوع یکی را بر دیگری برتری دهند و بعد از مدتی هم به توصیف آنچه رخ داد بپردازند و پیش بینی هاشان را بسنجند. به هر روی زندگی سعادتمند زنان و مردان ولی نه در گرو این پیش بینی ها و نه در گرو تحلیل آنچیزیست که رخ می دهد که در دست عمل مردم است.

بار مسوولیت سهم فردی هر کس در رقم زدن آینده و سرنوشت، حتی در شرایطی که سرکوب و تمامیت خواهی حکومت انکار ناپذیر است، ارزشمند و تأثیرگذار و حیاتیست. این «ما» -هرچند نفر که باشیم – هستیم که به نمایندگان مجلسی که خواهی نخواهی قانونگذارست، به دولتی که خواهی نخواهی مجری قوانین است و به قوه قضا با مجازات های غیرانسانی  یادآوری می کنیم چه می خواهیم و چه نمی خواهیم. ما هستیم که می توانیم از همین امروز آنچه را از نامزدهای انتخابات – آزاد یا ناآزاد- آینده انتظار داریم بر برگی کاغذ بنویسیم و روند امور را با پیشرفت مطالبات خود بسنجیم و باور کنیم که هر اتفاقی در سیاست ایران بر زندگی تمامی ایرانیان – موافق یا مخالف – تأثیرگذار است.

برای تغییر آنچه برای خود و دیگران نمی خواهیم، باید بدانیم چه می خواهیم! آیا ما به راستی می خواهیم هر ایرانی با سهمی برابر در تعیین سرنوشت خود سهیم باشد و سیاست بازی مردانه ای نباشد که زنان را مجبور به پرداخت هر روزه هزینه های جانی و مالی و روانی کند؟ آیا ما به واقع می خواهیم زنان و مردان، از هر گروه و دسته و گرایش سیاسی، از هر اقلیت دینی و زبان و دیاری، از حقوق برابر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برخوردار باشند؟ آیا میل به برابری در ما نهادینه شده است و حقیقتاً می خواهیم در زندگی شخصی و اجتماعی، ضامن سهم برابر خود و دیگران باشیم؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large