Skyscraper large

سینما، پیاده از نجف تا کربلا

IMG_1718-shahab-amopor شهاب عموپور

شهاب عموپور

1– “ناصر تقوایی” مستقیم می رود به سراغ اصل مطلب. فیلمسازی که هرچه تاکنون ساخته، دیدنی، تفکّر برانگیز، و عمدتا پرمخاطب بوده و اما از نمایش آخرین ساخته ی بلند ش، بیش از ۱۰ سال می گذرد، تعارف را کنار می گذارد و به اصل قضیّه ی “اجازه گرفتن از نهادهای ارشادی برای ساختن فیلم”، اعتراض دارد. تقوایی می گوید: «اگر روزی بخواهم از کسی اجازه بگیرم، دیگر فیلم نمی سازم».

 او به مقوله ای –دریافت پروانه ساخت از وزارت ارشاد- اشاره دارد که سال های سال فیلمسازانی چون خودِ وی با آن کنار آمده بودند و به تدریج آن چنان پیچیده و سخت و غیر قابل مهار شد، که دیگر نه تنها گمنامان و بی پشتیبانانِ سینما، بلکه آنهایی که با رایزنی های معمول با مقامات وزارت ارشاد، گره از مشکل نمایش فیلمِ خویش می گشودند نیز، اکنون درمانده شده اند و راهی برای تعامل با مقامات سینمایی کشور نمی یابند تا فیلمنامه هایی را که تا حدّی به مطلوب ذهنی شان نزدیک است، پروانه ی ساخت گرفته و به تولید برسانند. تقوایی می گوید: «از عمری که برای فیلمسازی گذاشتم، متأسفم». او خواهان نابودیِ سینمای کنونی ست، در امّیدِ آن که از دلِ این سینما، سینمایی نو و پویا متولّد شود، آن هنگام که بر سانسور و فشارِ اهرم های دولتی غلبه کرده باشد. 

۲– “جلیل عرفان منش”، از ممیّزانی ست واجد نگره ی فکری ای که به زعم مسئولان، “ارزشی انقلابی” خوانده می شود. او که چند ماهی ست در اداره ی سانسور سازمان سینمایی کشور، بسیار فعّال شده، همراه همکاران ش، کاری را انجام می دهد که سال های سال، دیگرممیّزانِ وقت اداره ی سانسور به انجام می رسانده اند؛ اینک ولی، سخت تر و بی رحم تر. عرفان منش اما در آستانه ی سی و یکمین دوره ی برگزاری “جشنواره فیلم فجر”، دم از “وفاق و همدلی” می زند. او می گوید: «جشنواره فیلم فجر، همواره فصل نوینی از همگرایی، همدلی و با هم بودن را به نمایش می گذارد و اگر مدیران سینمایی و سینماگران به جای مسائل حاشیه ای به متن سینما بپردازند، هیچ دلیلی برای تقابل با همدیگر نخواهند داشت».

وی برای برون رفت از وضعیتِ جاری در سینما، تلاش برای جلب مخاطب را مورد توجه قرار می دهد: «عنصر ریزش در مخاطب، همواره سینمای ایران را تهدید می کند و علت آن این است که در درجه ی اول، فیلمساز به مخاطب توجه نمی کند؛ و این یک نقصان است». البته جلیل عرفان منش، در مقام معاون سازمان سینمایی و یکی از ممیّزانی که رأی بر توقیف یک فیلم یا تغییر مضامین موردِ پرداخت و پلان های موجود در آن را می دهند، آن را عملی در جهت جذب مخاطب می شمارد، نه در جهت دفعِ آن؛ اگر به این گفته هایش دقّت کنیم: 

«اصولا سه عنصر جذب مخاطب عبارتند از “محتوای صحیح و سازگار با فرهنگ انقلاب اسلامی”، “باورهای مردم مسلمان” و “کیفیت بالا و استاندارد قوی”؛ که این فیلم ها می توانند مخاطب را به سینما بکشانند». 

۳- صبح دیروز سه شنبه، در فاصله ای دو هفته ای تا رسیدن به روز افتتاح سی و یکم اُمین جشنواره ی بین المللی فیلم فجر؛ و در حالی که چند فیلم جدید، بی سر و صدا توقیف شده اند و چند فیلم دیگر نیز، در مرحله ی رایزنی برای اصلاح قرار دارند، شهر “قُم”، میزبان تَنی چند از برگزارکننده گان فعلیِ جشنواره ی فیلم فجر بود.

صبح دیروز، “محمّدرضا عبّاسیان” دبیر کنونی جشنواره ی فیلم فجر به همراه “عباس اسداللهی” مشاور عالی دبیر جشنواره، “یزدان عشیری” مدیر روابط عمومی و تعدادی دیگر از همکاران شورای برگزاری جشنواره، به قم سفر کردند و در جلسه ی مشترکی با حجت الاسلام “محمدحسن نبوی” معاون تبلیغ حوزه های علمیه ی کشور، حجت الاسلام “حسین ملا نوری” قائم مقام تبلیغ حوزه علمیه ی کشور و حجت الاسلام “اسماعیلی” مدیر کل رسانه تبلیغ حوزه های علمیه کشور و تعدادی دیگر از کارشناسان مذهبی و روحانیون، جلسه‌ای مشترک برگزار کردند. به گفته ی “یزدان عشیری”، هدف از این امر «تبادل نظر برای ارتقاء کیفی و همین طور برگزاری پررونق‌تر و باشکوه تر جشنواره فجر» بوده است. در این راه، عصر دیروز، گفت و گوهایی با آیات الله “علوی گلپایگانی” و “جعفر سبحانی” نیز انجام شد. روشن است که منظور از “ارتقاء کیفی فیلم ها” که در دیدار با آیات عظام انجام می پذیرد، دستیابی به همان اهدافِ برشمرده ی “عرفان منش” معاون سازمان سینمایی ست، یعنی تطابق با “باورهای مردم مسلمان”، و “محتوای سازگار با فرهنگ انقلاب اسلامی”؛ و صد البته این ها نیز عطف می شود به برداشت مدیران فعلی دستگاه سانسور سینما از این مولّفه ها، که در گفت و گو با زعمای حوزه ی علمیّه حاصل می آید. 

۴- فاصله ی میان فیلمسازان مستقل و ارشادگران دولتی روز به روز بیشتر می شود. برخی در آن سمت میدان خانه نشین یا مهاجر شده اند، برخی با اندک امید هنوز می روند و می آیند و به دنبال تعامل با ارشاد و تأثیر گذاشتن بر نظرات سخت گیرانه ی آنها هستند، برخی نیز همچون ناصر تقوایی به نقطه ای انگشت گذارده اند که شاید سال ها پیش تر از این باید گذاشته می شد. این سمتِ میدان نیز، مسئولانی که خود متبحّر در امر قیچی و تیغ اصلاح اند، تخصّص خویش را کافی ندانسته و به دنبال مدد گرفتن از حوزه نشینان هستند، تا بُرش ها را به غایتِ اندازه ی معنویِ مطلوب انجام دهند. این وسط، می ماند سینمایی که افزونیِ رقمِ ساخته های بی خاصیّت یا بدون بیننده اش، هر ساله در گاهِ برگزاری جشنواره ی فجر، آشکارتر می شود. 

۵- اندکی پیش،”علی کفّاشیان” رییس کنونی فدراسیون فوتبال ایران، رفته بود به یک سفر زیارتی در کشور عراق. او در بحبوحه ی مشکلات جاری در فوتبال کشور و معمّاهای پیچیده ی این روزها، راهی را که به نظر ش برای حلّ مشکلات کارساز می آمده، به انجام رسانیده است. رییس فدراسیونِ پرطرفدارترین رشته ی ورزشی کشور می گوید: «از “نجف” تا “کربلا” را پیاده رفتم؛ و در طی مسیر مدام از خدا می خواستم تا هر آنچه خودش صلاح می داند که بهترین راه برای نجات فوتبال است را، پیش روی مان قرار دهد». 

این روش هم بد نیست: همه ی سینماگران و مسئولان، از نجف تا کربلا، پیاده و سخن گو با خدا؛ بادا تا بهترین راه برای نجات سینما را پیش روی مان قراردهد. و بِهِ نستعین…

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large