Skyscraper large

مهار دیکتاتورى؛ تجربه و تاریخ

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

حضور دیکتاتورها در تاریخ متعدد بوده است، اما هیچ یک دائمی نبوده است. دیکتاتورهای بسیار قدرتمند فردی، دیکتاتوری های نظامی، نظام های خون ریز و هر کدام که حتی رسوخ ناپذیر بوده اند اما امروز حتى نشانه هایی از آنها دیده نمی شود ، به هر صورت حکم تاریخی در مورد آنها جاری شده و تغییر کرده اند. سلاح پیروزی در مقابل آنها الزاما اسلحه و زور نبوده است بلکه با مرور جنبش های پیروز اجتماعی شاهد آن هستیم که بزرگترین و پایدار ترین آنها حاصل مبارزه ی مسالمت آمیز مردم در عرصه های گوناگون بوده است.

از کشورهای اروپای شرقی در مقابل کمونیسم، شیلی بر علیه ژنرال پینوشه، تا برمه بر علیه کودتاچیان نظامی این مبارزه ی مداوم و بدون خشونت بوده است که در آخر پیروز شده است. حتی اگر در اشکال مبارزه های غیر ضد دیکتاتوری نیز نظاره کنیم، مبارزه ی مسلحانه ی مردم آفریقای جنوبی علیه نظام نژادپرستی حاکم، زمانی موفقیت های پایداری را به دست آورد که مبارزه ی خود را به مبارزات مدنی تغییر دادند و همین تغییر بود که دایره ی خشونت در آن کشور را به شکل پایداری پایان داد.

سقوط دیکتاتوری در یک جامعه به معنی اصلاح یک روزه ی تمام روندهای موجود در جامعه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی نیست، چرا که وجود برخى روندهای ناسالم در همین حوزه زمینه ساز بروز دیکتاتوری می شوند و در دوران اکثر دیکتاتوری های تاریخ این روند ها به سوی فاجعه سوق داده می شود. در بیشتر موارد پس از سرنگونی یک نظام دیکتاتوری، نظام اقتصادی بیماری های متعددی دارد و جامعه درگیر بحران های متعددی خواهد بود، این فاکتور ها در کنار تمام اثرات مخرب جامعه ی دیکتاتوری، تنها با حضور یک دموکراسی شهروند محور و در یک پروسه ی زمانی بلند مدت ترمیم می شود، اما با وجود آن دموکراسی می توان از داروهای موقتی برای التیام دردها سود برد.

اما اگر نگاهی به دوره های پایانی دیکتاتوری های دهه های اخیر داشته باشیم، وجوه مشابه بسیاری در آنها یافت می شود. در اکثر این جوامع، نهادهای مدنی یا تعطیل شده اند و یا به خود سانسوری افتاده اند و مواردی را پیگیری می کنند که حفظ حیات نهاد مدنی را به مخاطره نیاندازد و یا در حالتی دیگر نهادهای وابسته به دولت جایگزین آنها شده اند. با این احوال یکی از بزرگترین مخاطرات ‘‌ اتمیزه ‘ شدن جامعه است به این معنی که جامعه تبدیل به افرادی جدا از هم می شوند که توانایی دست یابی به هدف | اهداف مشترک را در خود نمی بینند.

در جوامع دیکتاتوری و با وجود دستگاه های مخوف اطلاعاتی یکی از ساده ترین راه های ایجاد این پروسه در جامعه، رشد و تقویت روحیه ی ترس و بدبینی در جامعه است. به طور مثال دستگاه اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی سابق یکی از نمونه های موفق در اتمیزه کردن جامعه بود، به نحوی که بعد ها با بررسی آن دستگاه مشخص شد، آن قدرت رویایی و خودساخته وجود خارجی به آن شکل نداشته است. در موردی که بعدها به عنوان نمونه یکی از افسران اطلاعاتی سازمان ک.گ.ب بیان کرده بود، مشخص شد آن دستگاه جوی را تولید کرده بود تا در دانشگاه تمام اساتید باور کنند آن دیگری عامل دستگاه جاسوسی است و به همین روی به خود سانسوری و در بلند مدت سکوت محض روی آورند، حال آنکه تعداد جاسوس های آن سیستم در همان دانشگاه انگشت شمار بود.

در جوامعی از این دست مردم عطش آزادی را از دست می دهند و مبارزه ها تبدیل به یک سری اعتراض های محدود و پراکنده می شوند که به راحتی برای سیستم دیکتاتوری، قابل کنترل است.

با این حال راه حل ها برای برون رفت از این وضعیت چه می تواند باشد؟

می توان راه های متعددی را با توجه به زمان و مکان در نظر داشت، اما یک حکم کلی می توان در مورد تمامی آنها یافت. به تجربه ی تاریخی، مبارزه های مسالمت آمیز بنا به فاکتورهای متعددی که به چندی از آنها اشاره خواهم کرد، کم هزینه و پایدار تر خواهند بود.

در شرایط گوناگون دیکتاتورها همواره از لحاظ سخت افزار نظامی از نیروهای مبارز برتری دارند و در استفاده از آن به هیچ عنوان محدودیتی قائل نیستند. در این مورد کافی است نمونه ی سوریه را مورد بازبینی قرار دهیم. اسلحه امروز شاید آخرین انتخاب مردم مبارز سوریه باشد که تمام مسیرهای اصلاحی و مبارزه های مسالمت آمیز را طی نموده اند، اما بلند شدن اسلحه نشان داد که هزینه ها بالاتر می رود و حاکمیتی چون نظام بعث سوریه، در استفاده از انواع سلاح حتی بر علیه مردم غیر مسلح معذوریتی برای خود قائل نیست. از سوی دیگر در بسیاری موارد، وقوع تحول های اجتماعی همراه با خشونت، برای بقای خود در مقابل حداقل بازگشت نیروهای دیکتاتوری، به اجبار مجددا دست به خشونت می برند و با این حال خشونت از شکلی به شکلی دیگر در حاکمیت تغییر می کند.

در موردی دیگر کودتای نظامی، یک راه حل نظامی دیگر برای سقوط حکومت های دیکتاتوری مطرح می شود. به تجربه در این مورد نیز می توان گفت که در اکثریت غریب به اتفاق کودتاهای نظامی هیچ نظام دموکراتی در کوتاه مدت و حتی بلند مدت در کشوری مستقر نشده است. باید توجه به این موضوع داشت که شکست در کودتا نیز می تواند هزینه های بیشتری را بر جامعه تحمیل کند و به پلیسی شدن و خفقان بیشتر کمک کند.

حالت سوم را می توان در استفاده از نیروهای خارجی برای سرنگونی نظام دیکتاتوری دانست، که به دلایل متعدد این راه حل که حاصل سرخوردگی اجتماعی – سیاسی عمیقی در بین فعالین سیاسی و مردم است، نمی تواند راهی مناسب برای دستیابی به دموکراسی باشد.

در واقع از آنجا که کشورهای دیگر همواره به منافع ملی خود می اندیشند (که باید هم چنین باشد) نمی توانند منافع بدون دستیابی به منافعی مشخص در راستای منافع آزادی خواهانه ی مردم یک کشور دیگر گام بردارند، از سوی دیگر اکثر کشورهای دیکتاتوری با حراج منافع ملی کشورشان، همواره متحدان قدرتمند و سودجویی در جهان دارند که منافع کشورشان را در ماندگاری دیکتاتور جستجو می کنند.

اما حمایت های بین المللی از مبارزات قدرتمند داخلی می تواند در عین هزینه های پایین این نوید را به جهانیان بدهد که با ظهور یک جامعه دموکرات، جهان در آرامش می تواند منافع متقابلی را تعریف کند که همه از آن سود برند. برای بازسازی این مبارزه، می توان ۳ مرحله ی مهم را در اولین گام در نظر گرفت:

  1. بیدار کردن روحیه اعتماد به نفس
  2. تقویت دوباره ی سازمان های مردم نهاد
  3. برنامه ریزی و پیگیری آن برای رسیدن به اهداف مرحله به مرحله ی جنبش

چارلز پارنل مبارز ایرلندی که به واقع ‘ بایکوت ‘ کردن به عنوان نمونه ی مبارزه ی بدون خشونت عملی کرد در یک سخنرانی خود به اعتصابیون گفته است:

تکیه بر دولت سودی ندارد، لازم است تنها بر اراده خود اتکا کنید… با ایستادن در کنار یکدیگر خود را یاری کنید، کسانی که ضعیف هستند را تقویت کنید… پیوند ها را بین خود برقرار کنید… خود را سازمان دهید… پیروز خواهید شد.

اگر نمونه های این بحث را در جنبش سبز جستجو کنیم، می توان بیانیه ی شماره ی ۱۱ میر حسین موسوی را نمونه آورد؛ آنجا که مى گوید:

باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large