Skyscraper large

جامعه، پرخاشگری و گسترش خشم

734661 - فاریا بالاس - faria balas

فاریا بارلاس

یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در به وجود آمدن جامعه سالم توجه ویژه به سلامت روانی جامعه است. متاسفانه در جامعه فعلی ما این سلامت روانی به شدت در معرض خطر قرار گرفته است . مشکلات روحی مانند مشکلات فیزیکی قابل رویت و اندازه گیری نیستند و به سادگی برای افراد  قابل قبول نیست. مساله بحرانهای روحی در ایران از اهمیتی که باید برخوردار نیست و از سوی مسولان به عنوان مشکلی فرا گیر پذیرفته نمی شود. باید متذکر شد که اعضای جامعه هم در نهادهای کوچک اجتماعی مساله سلامت روحی و یا بحرانهای روحی را به رسمیت نمی شناسند و به خصوص در رابطه با تجربه حس خشم و ابراز سالم و سازنده آن دچار سر در گمی می شوند .  خشم میتواند مبنا و معلول بسیاری از اختلالات روحی باشد و هنگامیکه در جامعه دامنه اختلالات روانشناختی و فشارهای اجتماعی و اقتصادی بالا می رود میزان خشم نیز بالا می رود. در این بین باید بین خشم .و پرخاشگری تفاوت قائل شد. خشم یک حالت ذهنی است که هنوز تبدیل به رفتار نشده . این حالت ذهنی  نتیجه تحلیل و برداشت  از شرایط و سناریوهای متعددی است که فرد روزانه با آن مواجه می شود. اما پرخاشگری زمانی رخ می دهد که خشم تبدیل به رفتار می گردد. ابراز خشونت ریشه در مسایل فرهنگش اجتماعی و اقتصادی دارد و از این میان اقتصاد نقش بسیار تعیین کننده ای در بروز رفتارهای پرخاشگرانه دارد. از یک سو آمار بیکاری بالا رفته است و از سوی دیگر هم هزینه های زندگی افزایش پیدا کرده و همین سبب به وجود آمدن اضطراب در بسیاری از مردم به ویژه مردهای جامعه شده و سبب افزایش برخوردهای تنش زا در سطح جامعه می شود. بعد از مشکلات اقتصادی شرایط ناهنجار زندگی و فضای مسموم اجتماعی و سیاسی از عوامل بروز خشم محسوب می شوند.

متاسفانه در شرایط فعلی نیز آستانه تحمل مردم به اندازه چشم گیری پایین آمده است و این موضوع در زندگی شهروندان به ویژه در افزایش نزاع های خیابانی کاملا مشهود است.. وقتی به هر دلیلی آستانه تحمل عمومی اجتماع پایین بیاید نزاع های خیابانی افزایش پیدا می کند.. به طور کلی کاهش تحمل موجب رشد پرخاشگری و آسیب های ناشی از آن می شود.. هم اکنون بیش از همیشه  شاهد ابراز خشم و اعمال خشونت در خیابان ها هستیم. بسیاری از اعضای جامعه هم که خشم خود را در فضاهای عمومی به دلایل مختلف مهار می کنند این خشم فرو خورده خویش را در نهادهای کوچکتر جامعه همچون خانواده ابراز می کنند. در این میان فرزندان خانواده هایی که در معرض اینگونه خشم و خشونت ها قرار می گیرند بیشترین فشار روحی را متحمل می شوند و از قضا مرحله ابتدایی و انتهایی سیکل معیوب ابراز خشم را به هم پیوند می زنند. در اینجا نظریه آلبرت بندورا در مورد تئوری یادگیری حائز اهمیت است چرا که تاکید آن بر این اصل می باشد که آموزش مستقیم تنها راه یادگیری رفتاری و گفتاری نیست. نظریه وی یادگیری اجتماعی شناختی است که یادگیری مشاهده ای و نظریه سرمشق گیری هم نامیده می شود. بنا بر این نظریه یادگیری از راه مشاهده (observation) ,  تقلید (imitation) و یا الگوبرداری (Modelling) انجام می گیرد.

یادگیری اجتماعی بنا بر مشاهده و تقلید به طور ناخودآگاه در بسیاری از افراد به صورت منفی یا مثبت انجام می گیرد و پیامدهای نمربخش و یا زیان بار خود را به دنبال خواهد داشت. . به این صورت فردی که در فضای اجتماعی در معرض بی عدالتی از سوی مسئولین چه در اشکال اقتصادی و یا سیاسی و حتی فردی قرار می گیرد بنا به دلایل متعدد از ابراز خشم حتی به صورت سازنده به منشا این بی عدالتی احتراز می کند و حامل این خشم می شوند تا در فضایی امن فرصت بروز آن را بیابد. معمولا این فضای امن در محیط خوانواده قابل دسترس است . بنابراین فرد خشم فروخورده خود را در بستر خانواده نمایان می کند و اعضای دیگر خانواده به خصوص فرزندان از اینگونه رفتارها الگوبرداری کرده و به این صورت پرخاشگری و خشونت از فضای گسترده تر اجتماعی به فضای خانواده نفوذ کرده و سپس مجددا با ورود فرزندان به نهادهای بزرگتر اجتماعی مانند مدرسه و سپس دانشگاه و یا بازار کار مجددا در ابعاد گوناگون و گاهی گسترده تر به سطح جامعه بازگردانده می شود و با تکرار این روند پرخاشگری و خشونت در جامعه افزایش می یابد. در صورتی که  رفتارهای خشونت آمیز و زورگویی فرد را به تحقق اهداف خود نزدیکتر کند فرد به صورت شرطی شده  اینگونه رفتارها را با اکتساب اهداف خویش پیوند می زند و برای بازتولید پرخاشگری و ابراز خشم به صورت ناسالم. تشویق می شود.

البته در این میان نمی توان نقش کلیدی مسئولین و منابع قدرت در جامعه را در تولید اولیه خشم  نادیده گرفت. شیوه مدیریت جامعه یکی ار دلایل افزایش خشم در جامعه است. جامعه ای که به لحاظ مدیریتی نزاع در آن زیاد باشد تنش بین مسئولین به بدنه سرایت می کند و در نتیجه میزان خشم  در جامعه افزایش می یابد. مدیریت جامعه هم می تواند در راه اندازی و هم در کنترل خشم در جامعه سهیم باشد.

در جامعه ای همانند جامعه فعلی ما اوضاع از این وخیم تر هم می شود هنگامیکه حاکمیت با اعمال زور و خشونت مردم را به تابعیت از خویش مجبور می کند. بنابراین پرخاشگری و اعمال خشونت برای احقاق اهداف فردی و گروهی از سوی حاکمیت تشویق می شود و الگوی بسیاری دیگر که در پی منافع شخصی خود هستند قرار می گیرد. مبحث اعمال خشونت از سوی حاکمیت در مطالب بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

همانگونه که اشاره شد پرخاشگری و ابراز خشم به صورت ناسالم و اعمال خشونت در انواع گوناگون گامها را به سوی فروپاشی اجتماعی تسریع می دهد و از این رو درک صحیح از آشنایی با خشم  می تواند در مختل کردن سیکل معیوب خشونت سهیم باشد.

همچنین  بازنگری در رفتارهای پرخاشگرانه در نهادهای کوچکتر اجتماعی چون خانواده و تلاش برای اصلاح آن را می توان به عنوان اولین گام به سوی تصحیح رفتارهای اجتماعی نام برد؛ روند تقویت بیشتر اینگونه رفتارها نتایج فاجعه باری را در سطوح گسترده تر جامعه بر جای خواهد گذاشت.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large