Skyscraper large

شیر ها و خرگوش ها

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD

سوده راد

این بار، بعد از غوغای تفکیک جنسیتی دانشگاه ها به بهانه اسلامی کردن آنها، نوبت به مهدکودک ها رسیده است. در حالیکه آموزش و برنامه های رقص و آواز پیشتر در مهدکودک ها ممنوع شده بود، سازمان بهزیستی که متولی مهدکودک هاست، از راه اندازی مهدکودک ها در مساجد خبر داده است. محمد نفریه معاون اجتماعی سازمان بهزیستی درباره اولویت طلبه‌های زن و هیات‌های مذهبی در دریافت مجوز ایجاد مهدهای کودک می گوید: «ایجاد مهدهای کودک با رویکرد دینی در اولویت سازمان بهزیستی قرار دارد.» وی در گفت وگو با ایسنا با بیان اینکه راه اندازی مهد کودک در مساجد باید مطابق استاندارهای تعریف شده در بهزیستی صورت گیرد، می گوید: «ما هیچ گاه استاندارهای اصولی و قانونی در مورد فضا، محیط و حتی پرسنل در مهد های کودک را نادیده نگرفته و به آسانی برای تاسیس آن ها مجوز صادر نمی کنیم.» 

هرچند اطلاعات دقیقی در مورد چگونگی آنچه «اسلامی کردن» مهدکودک ها در دست نیست، شواهد نشان می دهد که این عمل گامی دیگر در جهت آموزش بیش از پیش دختران و پسران در چارچوب نقش های محدود جنسیتی است. آموزش هایی که دختران را از کودکی تنها برای خانه داری آماده می کند و پسران را با سرعت ماشین های تندرو و خانه سازی آشنا می کند. کودکانی که در ۱۸ سالگی و هنگام ورود به دانشگاه و بعد از دوازده سال تحصیل در نظام آموزشی که هر سال تدبیری جدید برای تفکیک کتاب های درسی می اندیشد، همراستا با همان آموزش ها، مجبور به انتخاب رشته هایی هستند که قبلاً زنانه و مردانه شده اند،‌ به دانشگاه هایی وارد می شوند که تنها زن و یا تنها مرد می پذیرند و یا در کلاس هایی شرکت می کنند که تفکیک جنسیتی شده است. 

جداسازی جنسیتی، از بیمارستان ها و با تخصیص رنگ صورتی به نوزاد دختر و رنگ آبی به نوزدان پسر آغاز می شود و بعد به مهدکودک و مدرسه و دانشگاه، بیمارستان، بانک،  راه پله ها و آسانسورها و… می رسد و این جداسازی تنها فیزیکی و جغرافیایی نیست. کتاب های آموزشی، برنامه های تلویزیونی، مقالات و نوشته های روزنامه ها و مجلات و سایر رسانه ها همه و همه زنان و مردانی را پرورش می دهد که نقش های جنسیتی زنانه و مردانه را طبیعی و بدیهی می پندارند. زنان و مردانی که بعد تر به حکم حکومتی دینی، برای زیر یک سقف زندگی کردن و زندگی مشترک، مجبور به عقد قرارداد ازدواجی هستند که نابرابری جنسیتی در آن تضمین شده است. زنانی که مجرد بمانند، باید برای خروج از کشور و یا اقامت در هتلی در داخل کشور، نیاز به اجازه ولی و قیم خود دارند. اگر زنی ایرانی باشند و مایل به ازدواج با مردی غیر ایرانی، باید از دولت که قیم بلاقید آنهاست اجازه بگیرند و برای انتقال تابعیت به فرزندان خود، از هفت خوان اگر و اماهای قوانین جمهوری اسلامی رد شوند. زنانی که همچنان و برخلاف پستی و بلندی های قانونگذاری جانشان نیم بهای جان مردان است و شهادتشان یا به هیچ گرفته می شود یا به نیم. جامعه ای دو قطبی که از زنان و مردانی ساخته می شود که دو گروه انسانها ساخته می شود:‌ یکی که از کودکی آموزش دیده اند که باید آرام باشند و از مردان فاصله بگیرند و از همه مهم تر در برابر هر ناملایتی – من جمله خشونت روانی و فیزیکی-   صبور و دومی که از کودکی یاد گرفته اند باید هم قوی باشند و هم باید قدرت را بدست آورند. زنان و مردانی که در کودکی خوانده اند و خندیده اند:‌ «پسرها شیرند و مثل شمشیرند، دخترها موشند و مثل خرگوشند»‌ در بزرگسالی نقش شیر و شمشیر و موش و خرگوش را بطور طبیعی بازتولید می کنند. 

آنچه در این میان اهمیت بیشتری میابد، نقش سیاستمدارانیست که این مکانیزم را – که فلسفه وجودی حکومتشان است – تقویت می کنند و گویی فهرستی از تمام مراحل زندگی تهیه کرده اند و یک به یک خاکریز ها را فتح می کنند. قدرت مردانه ای که نه بواسطه شایستگی که به واسطه جنس مرد به گروهی از انسان ها داده می شود تا شیر باشند و «سلطان جنگل»‌ و موقعیت ها و امکاناتی که از زنان بواسطه جنسشان و آنگونه که به دنیا آمده اند دریغ می شود. تفکر فمینیسم و برابری خواهی، ضد مرد و مردستیزی تلقی می شود تا از آنها که برای برابری تلاش می کنند، دشمنانی با عقده های روانی ساخته شود. زنان به «موش و خرگوش» بودنشان راضی باشند و فمینیست ها – یا همان کنشگران برابری جنسیتی -  را زنانی سرخورده و مرد ستیز بپندارند که مخالف هر «لذت زنانه» ای هستند، در حالیکه موضوع آزادی حق انتخاب است و در دوسوی میدان نبرد نه زنان در برابر مردان، که برابری خواهان در برابر تبعیض خواهان ایستاده اند. 

بی تردید در جامعه ای که از سویی جنسیت دو قطبی زن یا مرد، تنها بر اساس جنس و ظاهر فیزیکی نوزاد مشخص شود و از سویی دیوارهای قطور تفکیک روز به روز بلند تر و پر ملات تر شود، رشد جوانه های تفکر برابری خواه در گیر و دار سرکوب آرام و پیوسته و ستودنیست. برابری خواهی، یک خیال نیست، یک سبک زندگیست برای تمام آنهایی که می خواهند ریشه تبعیض خشک شود و هیچ زنی – و هیچ مردی – مجبور به بازتولید نقش های از پیش تعیین شده -به بهانه دین، فرهنگ، قانون یا کنترل اجتماعی-  نباشد. ساختن دنیایی که در آن انسان ها به برابری اعتقاد داشته باشند تنها با احترام به شعور و یادگیری انسان ها از همان سنین کودکی ممکن می شود و این، با مسوولیت پذیری تک تک افراد جامعه و کمی دقت در آنچه در مهدکودک ها و مدارس و برنامه های تلویزیونی تبلیغ و آموزش داده می شود، تضمین می شود. همه ما دنیایی بهتر می خواهیم و همه ما در روند تغییر جهانمان موثریم، جهانی که جنگل نیست و انسان هایی در آن زندگی می کنند که نه شیرند و نه شمشیر، نه موش و نه خرگوش که برای مصونیت یکی از خطر حضور دیگری دیوار و خندق و خاکریز لازم باشد. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large