Skyscraper large

گرانی و فروپاشی خانواده

 benyamin sadr بنیامین صدر

بنیامین صدر

گرانی و تورم سرسام آور بر کیفیت و حتی دوام  زندگی بسیاری از خانواده‌ها تاثیر گذاشته؛ این را دیگر همه می دانیم. اما شاید یادآوری این اتفاق ناخوشایند، روزنه ای باشد برای دیدن خطرات اقتصادی که خانواده را هر روز بیش از روز قبل تهدید می‌کند.

خانواده به عنوان مهمترین و نخستین نهاد اجتماعی که بیشتر ابعاد وجودی انسان در آن شکل می گیرد، خاستگاه پیشرفت ها یا آسیب‌های احتمالی در زندگی همه ماست؛ این  نظام اجتماعی پویا برای خود ساختار، اجزا و قواعدی دارد و برآیند  یا انعکاس چهره جامعه است . هرگاه جامعه به دلیل ناهمگونی های حاد اجتماعی، ضعف ساختار فرهنگی و مشکلات کمر شکن اقتصادی به سوی فروپاشی پیش ‌رود ، خانواده نیز خود به خود از بین خواهد رفت. بنابراین ثبات خانواده ها را می توان معیاری برای شناخت بحران‌های اجتماعی سهمگین دانست.

ویل دورانت، درکتاب لذات فلسفه خود خانواده را چنین توصیف می‌کند: «خانواده بنیاد نهایی همه تمدن‌هایی است که تاریخ از آن آگاه است. خانواده واحد اقتصادی وتولیدی جامعه بوده‌است، چون همه اعضای آن زمین را باهم می‌کاشتند، حکومت پدر برخانواده آن را به شکل یک دولت کوچک حامی دولت بزرگ در آورده بود. همچنین خانواده واحد فرهنگی بود، چون با آموزش فرزندان ادب وهنرگذشته رابه آنان می‌آموخت. خانواده واحد اخلاقی بود، چون حس همکاری وانضباط راکه پایه واساس معنوی تمدن است به افراد خود تلقین می‌کرد.»

با این تعریف جامع از خانواده باید بگوییم که با انحطاط خانواده، تمدن هم از میان خواهد رفت. در فضای کنونی با توجه به وقوع سیل پرخروش گرانی و تورم غیر منطقی که به وقوع بحران‌های اقتصادی ‌انجامیده، هستهْ خانواده هرروز شکاف بیشتری برمی‌دارد و به اجزای گوناگون و بعضا ناهمگونی تجزیه می‌‌‌‌شود، گویی که هروز یک قدم از روز قبل دورتر می‌شویم . فرزندانی که تنها زندگی می‌کنند، جوانانی که به دلایل مختلف تن به مسئولیت نمی‌دهند و خانواده‌هایی که از هم می‌پاشند؛ همه نشانگر آن است که موجبات فروپاشی قواعد این نهاد دیرپا، مدتهاست که فراهم شده و با توجه به بکارگیری بسیاری از روش‌ها و سیاست‌های غلط اجتماعی و اقتصادی بیم آن می‌رود که ماندگار باشد.

خانواده مانند هر نظام اجتماعی به غذا، پوشاک و مسکن، به احساس ارزشمندی و احساس امنیت، به روابط خوب وشاد نیاز دارد و چنانچه یکی از این نیازها برآورده نشود ، تاثیر ناخوشایند خود را بروز خواهد داد و بی‌تردید ارتباط اجزای تشکیل دهنده خانواده را مختل می‌کند.

وقتی تورم و مشکلات اقتصادی قدرت خرید  را در جامعه کم می‌کند،اعضای خانواده مجبورند برای بقا هر روز بیشتر از روز پیش خود را به آب و آتش بزنند و این تلاش بیش از حد جامعه را از حس اعتماد و امنیت تهی می کند.

پژوهشگران اجتماعی نیز آثار اجتماعی تورم و تنگنای اقتصادی را موجب از دست رفتن اعتماد عمومی به آینده، افزایش تشویش اجتماعی، تقاضا و در نهایت افزایش تصاعدی قیمت‌ها می‌دانند و بر این باورند که افزایش نیاز مالی موجب مشروعیت اقدامات نامشروع می‌شود؛ چون اضطراب اجتماعی ایجاد شده، سبب افزایش فساد مالی و اداری و ناامنی اجتماعی است.

به این ترتیب و در حوزه اجتماعی گسترش فساد مالی نادیده گرفتن قانون را در پی دارد. تامین هزینه‌های زندگی هر سال بیش از گذشته سخت می‌شود. در واقع هزینه زندگی باشرافت به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است، بنابراین تحت فشارهای اقتصادی هنجار‌های اخلاقی و رفتاری تنزل پیدا می‌کند.

زمانی که در جامعه اختلال رفتاری پدید آید و تعادل عمومی و عملکرد به هنجاراجتماعی را به خطر اندازد، سخن از بحران اجتماعی پیش می آید. یک بحران اجتماعی عمومی ناشی از آن است که جامعه توانایی سازمان دهی و حفظ نظم اجتماعی را ندارد و فاقد نیرویی درونی برای حل مسائل مرتبط با توسعه و رفاه  است، یعنی مسائل اجتماعی مطرح، چنان گسترده اند که نظم اجتماعی موجود را به خطر انداخته اند.بحران های اقتصادی هم گونه ای از بحران های اجتماعی اند که برحسب اثری که بر جامعه می گذارند، دارای اهمیت اند.

از یاد نبریم که بحران های اجتماعی هیچ گاه تصادفی نیستند بلکه معمولا شرایط معینی آنها را به وجود می آورند و با پیدایی شان بیشتر جامعه دچار تشویش می شود. فقر مشکلاتی را برای افراد جامعه به وجود می آورد، از جمله سختی معیشت و دشواری های اقتصادی طولانی، نبود فرصت های مساعد در جامعه و سرانجام ناتوانی در حفظ نهادی به نام خانواده.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large